معرفی 12نوع نمای شیشهای و جزئیات اجرایی
سیستمهای نمای شیشهای را میتوان در سه گروه کلی بررسی کرد: سیستمهای قابدار و نیمهقابدار، سیستمهای دارای اتصال نقطهای و سیستمهای پیشرفته با عملکرد انرژی یا کنترل نور. این تقسیمبندی به درک تفاوت میان روش مهار شیشه و فناوری بهکاررفته در خود شیشه کمک میکند، در این مقاله به انواع نماها به شرح زیر پرداخته شده است
1_ نمای کرتین وال فریم لس
2_نمای کرتین وال فیس کپ
3_نمای کرتین وال سمی فریم لس
4_سیستم کرتینوال استیک
5_سیستم کرتینوال یونیتایز
6_نمای شیشهای اسپایدر
7_نمای شیشهای فینگلس
8_نمای شیشهای کابلی
9_نمای شیشهای دوپوسته
10_نمای شیشه ای پانورامیک
11_نمای شیشهای فوتوولتائیک
12_نمای شیشهای هوشمند
نماهای شیشهای به یکی از عناصر شاخص معماری معاصر تبدیل شدهاند و در ساختمان های اداری، تجاری، مسکونی، هتلها، فرودگاهها، مراکز فرهنگی و مجموعههای ورزشی به کار میروند. شیشه علاوه بر ایجاد ارتباط بصری میان فضای داخل و خارج، امکان استفاده گسترده از نور طبیعی را فراهم میکند و میتواند هویت ظاهری ساختمان را بهطور کامل تحتتأثیر قرار دهد.
بااینحال، نمای شیشهای تنها مجموعهای از صفحات شفاف نصبشده روی ساختمان نیست. هر سیستم از زیرسازی، پروفیلها، اتصالات، لاستیکهای آببندی، چسبهای سازهای، شیشههای ایمنی و قطعات مهارکننده تشکیل شده است. عملکرد درست این اجزا باید بهصورت یکپارچه بررسی شود تا نما بتواند وزن خود، فشار و مکش باد، تغییرشکل سازه، تغییرات دما و نفوذ آب و هوا را کنترل کند.
انواع نماهای شیشهای معمولاً بر اساس سیستم نگهدارنده، روش اتصال شیشه، میزان نمایش قاب، نحوه ساخت و نصب و عملکرد مورد انتظار طبقهبندی میشوند. بعضی سیستمها مانند کرتینوال و فیسکپ، قاب آلومینیومی مشخصی دارند؛ درحالیکه سیستمهایی مانند اسپایدر، فینگلس و کابلی با هدف افزایش شفافیت و کاهش عناصر قابلمشاهده طراحی میشوند.
در کنار این سیستمهای اجرایی، فناوریهایی مانند نمای شیشهای دوپوسته، فوتوولتائیک و هوشمند نیز برای بهبود عملکرد حرارتی، کنترل تابش خورشیدی و تولید انرژی توسعه یافتهاند. بنابراین انتخاب یک نما باید بر پایه مجموعهای از معیارهای معماری، سازهای، انرژی، اجرایی و اقتصادی صورت گیرد و نمیتوان تنها بر اساس ظاهر ساختمان تصمیمگیری کرد.

نمای شیشهای چیست و چگونه عمل میکند؟
نمای شیشهای نوعی پوسته خارجی ساختمان است که در آن شیشه سهم اصلی را در تشکیل سطح نما بر عهده دارد. این پوسته ممکن است کاملاً شفاف، نیمهشفاف، رنگی، بازتابنده، چاپشده یا مجهز به پوششهای کنترلکننده انرژی باشد. نمای شیشهای معمولاً جزو اعضای اصلی باربر ساختمان نیست، اما باید بارهای وارد بر خود را به تیرها، ستونها، دالها یا سایر اجزای سازه اصلی منتقل کند.
عملکرد نما تنها به مقاومت شیشه محدود نمیشود. پروفیلها و اتصالات باید بتوانند بارها را دریافت کرده و بدون ایجاد تنش نامناسب در شیشه به نقاط مهار انتقال دهند. همزمان، درزها، لاستیکها و چسبها باید مانع نفوذ آب و جریان کنترلنشده هوا شوند. نادیدهگرفتن هر یک از این بخشها میتواند باعث شکست شیشه، نفوذ آب، لرزش پنل، تولید صدا یا کاهش عملکرد حرارتی نما شود.
پوششهای محافظ قطعات فلزی طراحی موفق نمای شیشهای مستلزم هماهنگی میان معماری، سازه، تأسیسات، انرژی و روش اجراست. ابعاد پنلها، نوع بازشوها، محل طبقات، حرکت نسبی سازه، دسترسی برای نظافت و مسیر تخلیه آب باید از مرحله طراحی مفهومی بررسی شوند. تغییر دیرهنگام این موارد معمولاً موجب افزایش هزینه، پیچیدگی دیتیلها و دوبارهکاری در کارگاه میشود.
اجزای اصلی نمای شیشهای
نمای شیشهای مجموعهای یکپارچه از شیشه، زیرسازی، پروفیلها، اتصالات، قطعات آببندی و اجزای محافظ است. عملکرد صحیح نما زمانی تأمین میشود که تمام این اجزا بهصورت هماهنگ طراحی و اجرا شوند. شیشه تنها بخش قابلمشاهده نماست و بخش مهمی از پایداری، آببندی، ایمنی و دوام سیستم به اجزایی وابسته است که در پشت پنلهای شیشهای یا در محل اتصال آنها قرار دارند.
پنلهای شیشهای
نخستین و اصلیترین جزء نمای شیشهای، پنل شیشه است. نوع شیشه با توجه به ابعاد پنل، ارتفاع ساختمان، فشار باد، الزامات ایمنی، کنترل حرارت، میزان عبور نور و شرایط بهرهبرداری انتخاب میشود.
در نماهای ساختمانی ممکن است از شیشه سکوریت، لمینت، دوجداره، سهجداره، کمگسیل یا شیشههای کنترلکننده تابش خورشیدی استفاده شود. در برخی پروژهها نیز چند ویژگی بهصورت همزمان در یک واحد شیشهای ترکیب میشوند؛ برای مثال، یک پنل دوجداره میتواند دارای شیشه بیرونی سکوریت، شیشه داخلی لمینت و پوشش کمگسیل باشد.
انتخاب شیشه نباید فقط بر اساس ظاهر، رنگ یا ضخامت آن انجام شود. مقاومت در برابر فشار باد، رفتار شیشه پس از شکست، تنش حرارتی، وزن پنل و نحوه قرارگیری آن روی تکیهگاهها نیز باید بررسی شوند.
زیرسازی نمای شیشهای
زیرسازی نما وظیفه نگهداری پنلهای شیشهای و انتقال نیروهای وارد بر آنها به سازه اصلی ساختمان را بر عهده دارد. این زیرسازی ممکن است از پروفیلهای آلومینیومی، مقاطع فولادی، لولههای فلزی، خرپاها، کابلهای پیشتنیده، فینهای شیشهای یا سازههای فضاکار تشکیل شود.
انتخاب نوع زیرسازی به سیستم نما، ارتفاع ساختمان، ابعاد دهانه، وزن شیشه، میزان فشار باد و شکل معماری نما بستگی دارد. زیرسازی باید علاوه بر مقاومت کافی، سختی مناسبی نیز داشته باشد تا تغییرشکل آن باعث واردشدن فشار نامناسب به شیشه یا بازشدن درزهای آببندی نشود.
زیرسازی همچنین باید امکان تنظیم و جبران انحرافات محدود سازه اصلی را فراهم کند. در بسیاری از پروژهها، ابعاد واقعی دالها، تیرها و ستونها با ابعاد اسمی نقشه اختلاف محدودی دارند. بنابراین جزئیات اتصال نما باید قابلیت تنظیم کارگاهی داشته باشند.
پروفیلهای عمودی و افقی
در سیستمهای قابدار مانند کرتینوال، فیسکپ و سمیفریملس، پروفیلهای عمودی و افقی شبکه اصلی نگهدارنده نما را تشکیل میدهند.
پروفیلهای عمودی که معمولاً مولیون نامیده میشوند، بخش عمده نیروهای وارد بر نما را دریافت کرده و به نقاط اتصال ساختمان منتقل میکنند. پروفیلهای افقی یا ترنسمها نیز پنلهای شیشهای را نگه میدارند و بار آنها را به اعضای عمودی انتقال میدهند.
عمق، ضخامت، شکل مقطع و فاصله این پروفیلها باید بر اساس ابعاد شیشه، فشار باد، فاصله نقاط مهار و مقدار تغییرشکل مجاز تعیین شود. کوچکبودن یا انعطافپذیری بیش از حد پروفیلها ممکن است باعث لرزش نما، تغییرشکل شیشه، بازشدن درزها یا کاهش عملکرد آببندی شود.
براکتها و اتصالات نما
براکتها و قطعات اتصال، زیرسازی نما را به دال، تیر، ستون یا سایر اجزای سازه اصلی متصل میکنند. این قطعات باید بتوانند وزن نما، فشار و مکش باد و سایر نیروهای وارد بر سیستم را به سازه اصلی انتقال دهند.
برخی براکتها بهگونهای طراحی میشوند که امکان تنظیم در جهتهای مختلف را فراهم کنند. این قابلیت برای جبران اختلاف میان ابعاد نقشه و شرایط واقعی کارگاه ضروری است.
پیچها، بولتها، انکرها، صفحات اتصال و قطعات تنظیم نیز بخشی از سیستم اتصال هستند. مقاومت این اجزا، نحوه مهار آنها به بتن یا فولاد و میزان مقاومتشان در برابر خوردگی باید متناسب با شرایط پروژه تعیین شود.
اتصال نما نباید بهگونهای باشد که تمام تغییرشکل سازه مستقیماً به شیشه منتقل شود. در برخی نقاط، اتصال باید ثابت باشد و در نقاط دیگر امکان حرکت محدود ناشی از تغییرات حرارتی یا جابهجایی سازه را فراهم کند.
اجزای نگهدارنده در سیستمهای نقطهای
در سیستمهای نقطهای مانند نمای اسپایدر، فینگلس و نمای کابلی، شبکه پیوسته پروفیلها حذف یا بسیار محدود میشود. در این سیستمها، بار پنلهای شیشهای از طریق اتصالات موضعی به سازه پشتیبان منتقل میشود.
در نمای اسپایدر، پنلهای شیشهای با اتصالات فلزی نقطهای به خرپا، لوله فولادی، سازه فضاکار، کابل یا فین شیشهای متصل میشوند. این اتصالات معمولاً در محل سوراخهای ایجادشده در شیشه قرار میگیرند.
- نمونهه سازه فضاکار دولایه و تک لایه، اسکایلایت و نورگیر شیشهای را در گنبدهای آسمان نمای شیشه ای (Skylight) پالایشگاه گاز بید بلند خلیج فارس مشاهده فرمایید.
در سیستم فینگلس، تیغههای عمودی شیشهای نقش عضو نگهدارنده را بر عهده دارند. پنلهای اصلی نما به این فینها متصل شده و بارهای وارد بر آنها از طریق تیغههای شیشهای به نقاط مهار منتقل میشود.
در نمای کابلی، کابلهای پیشتنیده وظیفه نگهداری اتصالات و انتقال بار را بر عهده دارند. میزان کشش اولیه کابلها، تغییرشکل آنها و سختی سازه پیرامونی باید بهدقت کنترل شود.
در این سیستمها، محل اتصال، سوراخهای ایجادشده در شیشه، تمرکز تنش، تغییرشکل سازه پشتیبان و نحوه تعویض پنلها باید با دقت بیشتری بررسی شوند.
لقمههای نگهدارنده شیشه
لقمههای شیشه یا Setting Blocks از اجزای کوچک اما بسیار مهم نمای شیشهای هستند. این قطعات در محل تکیهگاه پنل قرار گرفته و وزن شیشه را به قاب یا زیرسازی منتقل میکنند.
استفاده از لقمه مناسب مانع تماس مستقیم لبه شیشه با پروفیل فلزی میشود. تماس مستقیم شیشه و فلز میتواند باعث ایجاد تمرکز تنش، لبپریدگی یا شکست شیشه شود.
محل، جنس، ابعاد و تعداد لقمهها باید با ابعاد و وزن پنل هماهنگ باشد. جانمایی نامناسب لقمهها ممکن است باعث توزیع نامتعادل بار، پیچش پنل یا واردشدن فشار موضعی به لبه شیشه شود.
لاستیکهای آببندی
لاستیکهای آببندی یا گسکتها برای جلوگیری از نفوذ آب و جریان کنترلنشده هوا در اطراف پنلهای شیشهای استفاده میشوند. این قطعات معمولاً میان شیشه و پروفیل قرار میگیرند و علاوه بر آببندی، از تماس مستقیم شیشه با فلز جلوگیری میکنند.
لاستیکها باید در برابر تابش خورشید، تغییرات دما، رطوبت، فرسودگی و تغییرشکلهای محدود نما مقاومت داشته باشند. جنس و شکل مقطع آنها باید متناسب با سیستم نمای شیشهای انتخاب شود.
ناپیوستگی لاستیکها در گوشهها، کوتاهبودن قطعات، نصب نامناسب یا خارجشدن لاستیک از شیار میتواند باعث نفوذ آب، ورود هوا، ایجاد صدا و کاهش عملکرد حرارتی نما شود.
چسبهای سیلیکونی
چسبهای سیلیکونی در بسیاری از سیستمهای نمای شیشهای برای آببندی درزها یا اتصال شیشه به قاب استفاده میشوند. بااینحال، تمام سیلیکونها عملکرد یکسانی ندارند.
سیلیکون آببندی برای مسدودکردن درزها و جلوگیری از نفوذ آب و هوا استفاده میشود. در مقابل، سیلیکون سازهای در برخی سیستمهای فریملس بخشی از نیروهای وارد بر شیشه را به قاب یا زیرسازی منتقل میکند.
نوع سیلیکون باید با شیشه، پوشش شیشه، پروفیل آلومینیومی، لاستیکها و سایر مصالح مجاور سازگار باشد. استفاده از چسب نامناسب ممکن است باعث کاهش چسبندگی، تغییر رنگ یا تخریب تدریجی درز شود.
تمیزی سطح، استفاده از مواد آمادهسازی مناسب، عرض و عمق درز و شرایط دما و رطوبت در زمان اجرا بر کیفیت نهایی سیلیکون تأثیر مستقیم دارند. اجرای چسب روی سطح آلوده یا مرطوب میتواند باعث جداشدگی زودهنگام آن شود.
نحوه انتقال بار در نمای شیشهای
وزن شیشه معمولاً از طریق لقمههای تنظیم، تکیهگاههای موضعی، قابها یا اتصالات مکانیکی به زیرسازی منتقل میشود. فشار و مکش باد نیز از سطح شیشه به قاب یا اتصال و سپس به سازه اصلی ساختمان انتقال مییابد. مسیر انتقال بار باید مشخص، پیوسته و قابلکنترل باشد.
نما همچنین باید توانایی سازگاری با تغییرشکلهای ساختمان را داشته باشد. خیز تیرها، جابهجایی طبقات، انبساط و انقباض حرارتی و نشستهای محدود میتوانند به نما نیرو وارد کنند. به همین دلیل، اتصالات معمولاً بهگونهای طراحی میشوند که ضمن مهار نما، امکان مقدار مشخصی حرکت کنترلشده را فراهم کنند.
معرفی انواع نماها:
1_ نمای کرتین وال فریم لس
نمای شیشهای فریملس یکی از سیستمهای پرکاربرد در معماری مدرن است که در آن قابهای نگهدارنده شیشه از بیرون ساختمان دیده نمیشوند. به همین دلیل، سطح نما ظاهری یکپارچه، شفاف و کمجزئیات پیدا میکند و خطوط آلومینیومی قابلمشاهده در آن به حداقل میرسند. البته اصطلاح فریملس به معنای حذف کامل قاب یا زیرسازی نیست؛ بلکه پروفیلهای نگهدارنده در پشت شیشه پنهان میشوند.
در این سیستم، ابتدا شبکهای از پروفیلهای آلومینیومی یا زیرسازی مناسب روی سازه اصلی ساختمان نصب میشود. سپس شیشهها داخل قابهای مخصوص قرار گرفته یا با استفاده از سیلیکون سازهای و قطعات مکانیکی به فریم مخفی متصل میشوند. بار وزن شیشه، فشار و مکش باد از طریق پنل و قاب پشتی به پروفیلها، براکتها و در نهایت به سازه اصلی ساختمان انتقال مییابد.
سطح خارجی نما معمولاً از پنلهای شیشهای مجزا تشکیل شده است که میان آنها درزهای باریک و منظم دیده میشود. این درزها با سیلیکون مناسب آببندی میشوند تا از نفوذ آب و جریان کنترلنشده هوا جلوگیری شود. عرض، عمق و نحوه اجرای درز باید بر اساس ابعاد پنل، میزان حرکت نما و مشخصات فنی سیلیکون تعیین شود.
در نمای فریملس میتوان از شیشههای سکوریت، لمینت، دوجداره، کمگسیل و کنترلکننده تابش خورشیدی استفاده کرد. ترکیب شیشه باید با ارتفاع ساختمان، فشار باد، ابعاد پنل، شرایط اقلیمی، ایمنی و عملکرد حرارتی مورد انتظار هماهنگ باشد. استفاده از شیشه مناسب بهتنهایی کافی نیست و قاب، چسب، اتصالات و زیرسازی نیز باید بهصورت یک سیستم یکپارچه طراحی شوند.

کاربردهای نمای شیشهای فریملس
نمای فریملس بیشتر در ساختمانهایی استفاده میشود که ایجاد سطحی مدرن، یکپارچه و شفاف در طراحی معماری اهمیت دارد. این سیستم در ساختمانهای اداری، مراکز تجاری، نمایشگاهها، هتلها، بانکها، لابیها و مجتمعهای چندمنظوره کاربرد دارد.
در برخی پروژهها، نمای فریملس تنها در بخشهای شاخص مانند ورودی اصلی، لابی، ویترین یا قسمت مرکزی ساختمان اجرا میشود. در پروژههای دیگر نیز ممکن است تمام پوسته خارجی با این سیستم پوشانده شود. میزان استفاده از شیشه باید با شرایط اقلیمی، جهت تابش خورشید، مصرف انرژی و حریم خصوصی هماهنگ باشد.
مزایای نمای شیشهای فریملس
مهمترین مزیت نمای فریملس، ایجاد سطحی یکپارچه و کاهش خطوط قاب در نمای ساختمان است. پنهانشدن پروفیلها باعث میشود شیشه نقش اصلی را در شکلگیری ظاهر ساختمان داشته باشد و نما سبکتر و سادهتر دیده شود.
این سیستم انعطاف مناسبی در طراحی معماری دارد و میتوان از شیشههایی با رنگ، شفافیت، بازتاب و عملکرد حرارتی متفاوت در آن استفاده کرد. ترکیب پنلهای شفاف و مات نیز امکان پوشاندن لبه دالها، ستونها و بخشهای تأسیساتی را فراهم میکند.
از دیگر مزایای نمای فریملس میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ایجاد ظاهر مدرن، ساده و یکپارچه
- کاهش مشاهده قابها و پروفیلهای آلومینیومی
- افزایش شفافیت بصری نما
- امکان استفاده از پنلهای شیشهای با ابعاد و رنگهای متنوع
- قابلیت ترکیب با شیشههای دوجداره و کمگسیل
- امکان اجرای بازشوهای مخفی در برخی سیستمها
- امکان استفاده در نماهای مستقیم، زاویهدار و برخی سطوح منحنی
- قابلیت هماهنگی با معماری ساختمانهای اداری و تجاری
- امکان تولید بخشی از قطعات و قابها در محیط کارخانه
- امکان تعویض پنل آسیبدیده در صورت پیشبینی جزئیات مناسب
معایب و محدودیتهای نمای شیشهای فریملس
اجرای نمای فریملس نسبت به بسیاری از سیستمهای قابدار به دقت بیشتری نیاز دارد. از آنجا که خطوط قاب از بیرون دیده نمیشوند، بینظمی در ابعاد پنلها، عرض درزها یا نصب شیشهها بهوضوح در سطح نهایی نما مشاهده خواهد شد.
این سیستم به کیفیت سیلیکون، آمادهسازی سطوح و اجرای صحیح درزها وابستگی زیادی دارد. آلودگی، رطوبت، استفاده از چسب نامناسب یا ناسازگاری میان سیلیکون و پوشش شیشه میتواند موجب کاهش چسبندگی و خرابی زودهنگام اتصال شود.
از مهمترین معایب و محدودیتهای نمای فریملس میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- نیاز به طراحی و دیتیلینگ دقیق
- حساسیت زیاد به کیفیت ساخت و نصب
- وابستگی عملکرد نما به کیفیت چسبهای سازهای و آببندی
- ضرورت کنترل دقیق عرض و عمق درزها
- دشواری تشخیص برخی عیوب پنهان اتصال
- نیاز به نیروی اجرایی آموزشدیده
- حساسیت به تلرانس و انحراف سازه اصلی ساختمان
- احتمال نفوذ آب در صورت اجرای نامناسب درزها و زهکشی
- امکان افزایش جذب حرارت و خیرگی در صورت انتخاب نادرست شیشه
- نیاز به تجهیزات مناسب برای نظافت و تعمیر در ارتفاع
- پیچیدگی بیشتر تعویض شیشه در برخی جزئیات اجرایی
- هزینه بالاتر نسبت به بعضی سیستمهای ساده قابدار
2_نمای کرتین وال فیس کپ
است. در این سیستم، پنلهای شیشهای بهوسیله صفحات فشار به شبکه اصلی پروفیلهای آلومینیومی متصل میشوند و سپس درپوشهای آلومینیومی روی صفحات فشار قرار میگیرند. این درپوشها از بیرون ساختمان قابلمشاهدهاند و خطوط افقی و عمودی منظمی روی سطح نما ایجاد میکنند.
برخلاف نمای فریملس که پروفیلهای نگهدارنده در پشت شیشه پنهان میشوند، در فیسکپ قاب خارجی بخشی از طراحی ظاهری نما محسوب میشود. عرض، عمق، فرم و رنگ درپوشها را میتوان متناسب با معماری ساختمان انتخاب کرد. به همین دلیل، این سیستم برای پروژههایی مناسب است که تأکید بر مدولبندی و خطوط منظم نما یکی از اهداف طراحی باشد.
نمای فیسکپ معمولاً با روش کرتینوال استیک اجرا میشود، اما امکان استفاده از این ظاهر در برخی سیستمهای پیشساخته نیز وجود دارد. در روش استیک، ابتدا مولیونهای عمودی و ترنسمهای افقی در محل پروژه نصب میشوند. سپس شیشهها روی لقمههای مخصوص قرار گرفته و با صفحات فشار و پیچهای اتصال مهار میشوند. در مرحله پایانی، درپوشهای آلومینیومی روی صفحات فشار نصب میگردند.
.jpg.jpg?width=1536&height=1024)
شیشههای مناسب برای نمای فیسکپ
در نمای فیسکپ میتوان از شیشههای سکوریت، لمینت، دوجداره، سهجداره، کمگسیل و کنترلکننده تابش خورشیدی استفاده کرد. انتخاب ترکیب مناسب به ارتفاع ساختمان، ابعاد پنلها، فشار باد، ایمنی، شرایط اقلیمی و عملکرد انرژی مورد انتظار بستگی دارد.
در ساختمانهای اداری و تجاری معمولاً از شیشه دوجداره استفاده میشود تا انتقال حرارت و صدا کنترل شود. لایه بیرونی ممکن است سکوریت یا مقاومشده حرارتی باشد و لایه داخلی نیز بر اساس الزامات ایمنی بهصورت سکوریت یا لمینت انتخاب شود.
در بخشهای مقابل لبه دال، تیرها و سقف کاذب میتوان از پنلهای مات یا اسپندرال استفاده کرد. این پنلها ممکن است از شیشه رنگشده، شیشه چاپ سرامیکی، ورق فلزی یا ترکیبی از شیشه و عایق تشکیل شوند.
رنگ و بازتاب پنلهای اسپندرال باید با شیشههای شفاف نما هماهنگ شود. به دلیل تفاوت شرایط پشت شیشه، ممکن است رنگ بخش مات و شفاف در نورهای مختلف یکسان دیده نشود. ساخت نمونه پیش از تولید انبوه میتواند به بررسی این اختلاف کمک کند.
کاربردهای نمای فیسکپ
نمای فیسکپ در ساختمانهای اداری، تجاری، هتلها، بیمارستانها، دانشگاهها، مراکز فرهنگی، نمایشگاهها و مجتمعهای چندمنظوره استفاده میشود. این سیستم بهویژه برای ساختمانهایی مناسب است که دارای مدولبندی منظم و تکرارشونده هستند.
خطوط افقی و عمودی درپوشها میتوانند با شبکه سازهای، ارتفاع طبقات، تقسیمبندی فضاهای داخلی و ریتم معماری ساختمان هماهنگ شوند. در برخی طرحها، درپوشهای عمودی عمیقتر انتخاب میشوند تا بر ارتفاع ساختمان تأکید کنند. در طرحهای دیگر، خطوط افقی برجستهتر میشوند تا کشیدگی نما را افزایش دهند.
این سیستم برای ساختمانهای کمارتفاع، متوسط و مرتفع قابلاستفاده است، اما ابعاد پروفیلها، نوع شیشه، فاصله اتصالات و جزئیات براکتها باید متناسب با ارتفاع و بارهای پروژه طراحی شوند.

مزایای نمای شیشهای فیسکپ
مسیر مشخص مهار مکانیکی شیشه یکی از مهمترین مزایای نمای فیسکپ است. صفحه فشار، پنلها را بهصورت پیوسته روی قاب نگه میدارد و درپوش آلومینیومی نیز اجزای اتصال را میپوشاند.
امکان بازکردن درپوش و صفحه فشار باعث میشود دسترسی به لبه شیشه و تعویض پنل نسبت به برخی سیستمهای فریملس سادهتر باشد. البته روش و سهولت تعویض به موقعیت پنل، ارتفاع ساختمان و تجهیزات دسترسی نیز بستگی دارد.
مهمترین مزایای نمای فیسکپ عبارتاند از:
- مهار مکانیکی مشخص و قابلکنترل شیشه
- کاهش وابستگی نگهداری پنل به چسب سازهای
- قابلیت کنترل مناسب آببندی و زهکشی
- امکان بازرسی بهتر اجزای اتصال
- تعویض نسبتاً ساده پنلهای شیشهای
- امکان استفاده از شیشههای دوجداره و چندلایه
- قابلیت ترکیب پنلهای شفاف و مات
- مناسببودن برای مدولبندی منظم نما
- امکان استفاده از درپوشهای متنوع از نظر شکل و رنگ
- قابلیت هماهنگی با خطوط افقی و عمودی معماری
- امکان استفاده در ساختمانهای مختلف از نظر ارتفاع
- قابلیت اجرای بازشو در داخل شبکه نما
- جزئیات اجرایی شناختهشدهتر نسبت به برخی سیستمهای خاص
- امکان تولید صنعتی پروفیلها و قطعات
- امکان کنترل و تعمیر بخشهایی از سیستم بدون تخریب گسترده نما
معایب و محدودیتهای نمای فیسکپ
مهمترین محدودیت ظاهری فیسکپ، دیدهشدن خطوط پروفیلهای آلومینیومی در سطح خارجی ساختمان است. این ویژگی ممکن است برای پروژههایی که هدف آنها ایجاد سطح کاملاً یکپارچه و بدون قاب است، مناسب نباشد.
درپوشهای بیرونی ممکن است گردوغبار و آلودگی را در اطراف خود جمع کنند. همچنین برجستگی خطوط قاب میتواند نظافت سطح شیشه را نسبت به نماهای کاملاً تخت کمی دشوارتر کند.
مهمترین معایب و محدودیتهای نمای فیسکپ عبارتاند از:
- دیدهشدن قابها و درپوشهای آلومینیومی
- کاهش شفافیت ظاهری نسبت به فریملس
- ایجاد خطوط متعدد در نما در صورت مدولبندی نامناسب
- نیاز به طراحی دقیق مقاطع پروفیل
- احتمال نفوذ آب در صورت ضعف لاستیکها یا زهکشی
- حساسیت به سفتشدن نامتعادل پیچهای صفحه فشار
- احتمال خارجشدن یا جمعشدن لاستیکها در صورت نصب نادرست
- نیاز به کنترل تراز و شاقولی پروفیلها
- وابستگی کیفیت نهایی به دقت نصب در کارگاه
- احتمال ایجاد پل حرارتی در پروفیلهای فاقد جداکننده مناسب
- نیاز به بازرسی و نگهداری دورهای لاستیکها و اتصالات
- امکان تغییر رنگ یا فرسودگی پوشش درپوشها در شرایط نامناسب
- نیاز به تجهیزات دسترسی برای تعمیر و تعویض شیشه در ارتفاع
- احتمال ایجاد صدا در صورت لقشدن درپوشها یا اتصالات
- محدودیت بیشتر در ایجاد سطح کاملاً شفاف و بدون خطوط قاب
3_نمای کرتین وال سمی فریم لس
نمای شیشهای سمیفریملس یا Semi-Frameless یکی از حالتهای اجرایی سیستم کرتینوال است که از ترکیب ویژگیهای نمای فیسکپ و نمای فریملس شکل میگیرد. در این سیستم، درپوش آلومینیومی تنها در یکی از جهتهای افقی یا عمودی روی سطح نما دیده میشود و در جهت دیگر، قاب خارجی حذف شده و فاصله میان پنلهای شیشهای با درز سیلیکونی آببندی میشود.
این ترکیب باعث میشود نمای ساختمان نسبت به فیسکپ سبکتر و یکپارچهتر دیده شود، اما همچنان در یکی از جهتها مهار مکانیکی مشخصی برای شیشه وجود داشته باشد. به همین دلیل، سمیفریملس از نظر ظاهر و روش نگهداری شیشه در موقعیتی میان فیسکپ و فریملس قرار میگیرد.
در این سیستم، خطوط آلومینیومی آشکار میتوانند بهصورت افقی یا عمودی طراحی شوند. انتخاب جهت درپوشها باید با تناسبات ساختمان، ارتفاع طبقات، مدولبندی پنلها و هدف معماری نما هماهنگ باشد. خطوط عمودی میتوانند بر ارتفاع ساختمان تأکید کنند، درحالیکه خطوط افقی باعث برجستهشدن امتداد و کشیدگی نما میشوند.
ساختار کلی نمای سمیفریملس
زیرسازی اصلی نمای سمیفریملس معمولاً از مولیونهای عمودی و ترنسمهای افقی آلومینیومی تشکیل میشود. این شبکه بارهای وارد بر شیشه را دریافت کرده و از طریق براکتها و اتصالات به سازه اصلی ساختمان منتقل میکند.
در جهتی که سیستم بهصورت فیسکپ اجرا میشود، شیشه با استفاده از صفحه فشار و درپوش آلومینیومی روی پروفیل مهار میگردد. در جهت دیگر، قاب خارجی آشکار وجود ندارد و پنلها با استفاده از قاب مخفی، چسب سیلیکونی سازهای یا جزئیات مکانیکی پنهان به زیرسازی متصل میشوند.
به این ترتیب، در سطح خارجی نما یک جهت دارای خطوط منظم آلومینیومی است و جهت دیگر تنها با درزهای باریک سیلیکونی مشخص میشود. نتیجه این ترکیب، نمایی با شفافیت بیشتر از فیسکپ و ساختار بصری منظمتر از برخی نماهای کاملاً فریملس است.
حالتهای ظاهری نمای سمیفریملس
نمای سمیفریملس میتواند به دو شکل اصلی اجرا شود:
درپوش عمودی و درز افقی:
در این حالت، خطوط آلومینیومی عمودی روی نما دیده میشوند و فاصله افقی میان شیشهها با درز سیلیکونی اجرا میشود. این روش بر امتداد قائم ساختمان تأکید میکند و میتواند ساختمان را مرتفعتر و کشیدهتر نشان دهد.
درپوش افقی و درز عمودی:
در این حالت، خطوط آلومینیومی افقی قابلمشاهدهاند و درزهای عمودی بدون قاب آشکار اجرا میشوند. این روش بر امتداد افقی، ارتفاع طبقات و کشیدگی ساختمان تأکید دارد.
انتخاب میان این دو حالت تنها موضوعی ظاهری نیست. نحوه تکیهگاه شیشه، انتقال وزن پنل، مسیر زهکشی، نوع اتصال قابهای مخفی و روش تعویض شیشه نیز باید در انتخاب جهت درپوشها بررسی شوند.

شیشههای مناسب برای نمای سمیفریملس
در نمای سمیفریملس میتوان از شیشههای سکوریت، لمینت، دوجداره، سهجداره، کمگسیل و کنترلکننده تابش خورشیدی استفاده کرد. ترکیب شیشه باید با فشار باد، ابعاد پنل، ارتفاع ساختمان، شرایط ایمنی و عملکرد حرارتی نما هماهنگ باشد.
در ساختمانهای اداری و تجاری معمولاً از شیشه دوجداره استفاده میشود. لایه بیرونی ممکن است سکوریت یا مقاومشده حرارتی باشد و لایه داخلی نیز متناسب با خطر سقوط قطعات و الزامات ایمنی بهصورت سکوریت یا لمینت انتخاب شود.
برای پوشاندن لبه دالها، تیرها، سقف کاذب و تجهیزات داخلی میتوان از شیشههای اسپندرال یا پنلهای مات استفاده کرد. رنگ، میزان بازتاب و ظاهر این پنلها باید با شیشههای شفاف مجاور هماهنگ شود.
انتخاب شیشه نباید فقط بر اساس رنگ و ظاهر انجام شود. ابعاد پنل، احتمال شکست حرارتی، رفتار شیشه پس از شکست، وزن واحد شیشه و سازگاری پوشش آن با سیلیکون سازهای نیز باید بررسی شوند.
مزایای نمای شیشهای سمیفریملس
یکی از مهمترین مزایای این سیستم، ایجاد تعادل میان شفافیت فریملس و مهار مکانیکی فیسکپ است. حذف درپوشها در یکی از جهتها موجب کاهش خطوط قاب و افزایش یکپارچگی بصری نما میشود.
وجود درپوش و صفحه فشار در جهت دیگر، مسیر مهار مکانیکی مشخصی ایجاد میکند. این ویژگی میتواند کنترل نصب و دسترسی به بخشی از اجزای نگهدارنده را نسبت به سیستم کاملاً فریملس سادهتر کند.
مهمترین مزایای نمای سمیفریملس عبارتاند از:
- ظاهر سبکتر و شفافتر نسبت به فیسکپ
- کاهش تعداد خطوط آلومینیومی قابلمشاهده
- ایجاد ترکیب متعادل میان قاب آشکار و سطح یکپارچه
- امکان تأکید بر خطوط افقی یا عمودی ساختمان
- وجود مهار مکانیکی مشخص در یک جهت
- امکان استفاده از شیشههای دوجداره و عملکردی
- قابلیت ترکیب پنلهای شفاف و اسپندرال
- امکان اجرای بازشوهای هماهنگ با شبکه نما
- انعطاف مناسب در طراحی معماری
- قابلیت هماهنگی با مدولبندی طبقات
- امکان انتخاب رنگ و فرم درپوشها
- تعمیرپذیری بهتر نسبت به بعضی سیستمهای کاملاً فریملس
- امکان اجرای آن روی شبکههای متداول کرتینوال
- ایجاد نمای مدرن بدون حذف کامل خطوط قاب
معایب و محدودیتهای نمای سمیفریملس
ترکیب دو روش متفاوت مهار و آببندی باعث میشود جزئیات اجرایی نمای سمیفریملس نسبت به فیسکپ ساده، حساستر باشد. در یک جهت، عملکرد سیستم به صفحه فشار و لاستیکها وابسته است و در جهت دیگر، کیفیت سیلیکون و اتصال پنهان اهمیت بیشتری دارد.
عدم هماهنگی میان این دو جهت میتواند موجب ناپیوستگی آببندی، بینظمی در درزها یا تفاوت رفتاری در لبههای پنل شود. به همین دلیل، طراحی گوشهها و محل تقاطع خطوط افقی و عمودی اهمیت زیادی دارد.
مهمترین معایب و محدودیتهای این سیستم عبارتاند از:
- پیچیدگی بیشتر جزئیات نسبت به فیسکپ
- نیاز به اجرای دقیق درزهای سیلیکونی
- وابستگی بخشی از عملکرد به کیفیت چسب سازهای
- نیاز به کنترل سازگاری سیلیکون با شیشه و پروفیل
- دشواری بیشتر تعویض پنل در جهت بدون درپوش
- حساسیت به عرض، عمق و پیوستگی درزها
- احتمال نفوذ آب در صورت اجرای نامناسب سیلیکون
- نیاز به نیروی اجرایی ماهر و آموزشدیده
- حساسیت به تلرانس و انحراف زیرسازی
- ضرورت هماهنگی دقیق خطوط قاب با معماری
- امکان بینظمی بصری در صورت نصب غیردقیق
- نیاز به بازرسی دورهای چسبها و لاستیکها
- هزینه بالاتر نسبت به برخی سیستمهای ساده فیسکپ
- پیچیدگی تعمیر اتصالات پنهان
- محدودیت اعمال تغییرات پس از تولید قابها و شیشهها
تفاوت نمای سمیفریملس با فیسکپ
در نمای فیسکپ، درپوشهای آلومینیومی در هر دو جهت افقی و عمودی دیده میشوند. این درپوشها شبکهای کامل و منظم روی سطح ساختمان ایجاد میکنند.
در نمای سمیفریملس، درپوش فقط در یک جهت باقی میماند و جهت دیگر با درز سیلیکونی اجرا میشود. به همین دلیل، سمیفریملس دارای خطوط بصری کمتر و ظاهر سبکتری است.
فیسکپ در هر دو جهت از مهار مکانیکی آشکار استفاده میکند و معمولاً تعویض شیشه در آن سادهتر است. در سمیفریملس، جهت بدون درپوش ممکن است برای بازکردن و تعویض پنل به مراحل بیشتری نیاز داشته باشد.
از نظر آببندی، هر دو سیستم میتوانند عملکرد مناسبی داشته باشند، اما سمیفریملس در جهت بدون درپوش به کیفیت اجرای سیلیکون وابستگی بیشتری دارد.

تفاوت نمای سمیفریملس با فریملس
در نمای فریملس، قابهای خارجی در هر دو جهت پنهان هستند و معمولاً تنها سطح شیشه و درزهای سیلیکونی دیده میشوند. در نمای سمیفریملس، یک جهت همچنان دارای درپوش آلومینیومی آشکار است.
فریملس سطحی یکپارچهتر ایجاد میکند، اما اجرای آن به کنترل دقیقتر چسب سازهای، قابهای مخفی و درزهای خارجی نیاز دارد. سمیفریملس با حفظ مهار مکانیکی در یک جهت، میان شفافیت و اجرای متعارف تعادل ایجاد میکند.
از نظر معماری، فریملس برای پروژههایی مناسب است که حداقل خطوط قاب موردنظر باشد. سمیفریملس برای طرحهایی کاربرد دارد که یک جهت اصلی در ترکیب نما باید برجسته شود.

4_سیستم کرتینوال استیک
سیستم کرتینوال استیک (Stick Curtain Wall) یکی از متداولترین روشهای اجرای نمای شیشهای است که در آن اجزای اصلی نما بهصورت جداگانه به محل پروژه منتقل و در همانجا مونتاژ میشوند. در این روش، ابتدا پروفیلهای عمودی یا مولیونها به سازه اصلی ساختمان متصل میشوند، سپس پروفیلهای افقی یا ترنسمها میان آنها نصب شده و در نهایت شیشهها، پنلهای مات، لاستیکها، صفحات فشار و درپوشها اجرا میشوند.
در واقع، بخش عمده عملیات مونتاژ سیستم استیک در کارگاه انجام میشود. به همین دلیل، دقت برداشت ابعاد، کیفیت نصب براکتها، تراز و شاقولی پروفیلها و اجرای صحیح آببندی نقش مستقیم در کیفیت نهایی نما دارند.

مراحل اجرای کرتینوال استیک
اجرای سیستم استیک معمولاً با نصب براکتها روی لبه دال یا اجزای سازهای آغاز میشود. پس از کنترل موقعیت و تراز براکتها، مولیونهای عمودی نصب میشوند.
در مرحله بعد، ترنسمهای افقی میان مولیونها قرار میگیرند و شبکه اصلی نما تکمیل میشود. پس از کنترل شاقولی، تراز و ابعاد شبکه، شیشهها یا پنلهای مات نصب میشوند.
در سیستم فیسکپ، شیشه با صفحه فشار مهار شده و درپوش آلومینیومی روی آن قرار میگیرد. در سیستمهای فریملس یا سمیفریملس نیز نوع مهار شیشه و درزهای بیرونی متفاوت خواهد بود.
کاربردهای سیستم استیک
کرتینوال استیک برای پروژههای زیر مناسب است:
- ساختمانهای کمارتفاع و متوسط
- ساختمانهای اداری و تجاری
- نماهای دارای شکست و هندسه متغیر
- پروژههایی با تعداد مدولهای تکراری محدود
- ساختمانهایی که نصب پنلهای بزرگ در آنها دشوار است
- پروژههایی که نیاز به اصلاح و تنظیم بیشتر در محل دارند
این سیستم در برجها نیز قابلاستفاده است، اما با افزایش ارتفاع، زمان نصب، شرایط ایمنی و اثر باد بر عملیات کارگاهی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مزایای سیستم کرتینوال استیک
مهمترین مزایای این سیستم عبارتاند از:
- انعطاف مناسب در برابر هندسههای متغیر
- امکان تنظیم و اصلاح ابعاد در محل پروژه
- حمل سادهتر قطعات نسبت به پنلهای بزرگ یونیتایز
- مناسب برای پروژههای کوچک و متوسط
- امکان اجرای فیسکپ، سمیفریملس و فریملس
- نیاز کمتر به فضای کارخانه برای مونتاژ واحدهای بزرگ
- قابلیت تعویض جداگانه شیشهها و برخی اجزا
- مناسب برای پروژههایی با مدولهای غیرتکراری
- امکان اجرای مرحلهای نما
معایب و محدودیتهای سیستم استیک
مهمترین محدودیتهای آن عبارتاند از:
- زمان نصب بیشتر در محل پروژه
- وابستگی زیاد کیفیت به مهارت تیم اجرایی
- تأثیرپذیری بیشتر از شرایط آبوهوایی
- نیاز به داربست، بالابر یا تجهیزات دسترسی
- دشواری کنترل یکنواخت کیفیت در ارتفاع
- افزایش احتمال خطای اجرایی در لاستیکها و درزها
- نیاز به کنترل دقیق تراز و شاقولی
- سرعت کمتر نسبت به یونیتایز در پروژههای بزرگ
- افزایش عملیات کارگاهی و نیروی انسانی
5_سیستم کرتینوال یونیتایز
سیستم کرتینوال یونیتایز (Unitized Curtain Wall) روشی صنعتی و پیشساخته برای اجرای نمای شیشهای است که در آن واحدهای نسبتاً بزرگ نما در کارخانه مونتاژ، شیشهگذاری، آببندی و کنترل میشوند و سپس بهصورت پنلهای آماده به محل پروژه انتقال مییابند. هر واحد معمولاً ارتفاع یک طبقه و عرض یک یا چند مدول نما را پوشش میدهد، اما ابعاد دقیق آن بر اساس هندسه، ظرفیت حمل، وزن پنل و تجهیزات نصب تعیین میشود.
در این روش، بخش عمده عملیات حساس مانند نصب شیشه، اجرای لاستیکها، چسبکاری، کنترل ابعاد و مونتاژ پروفیلها در محیط کنترلشده کارخانه انجام میشود. در محل پروژه، واحدهای آماده با استفاده از جرثقیل یا تجهیزات بالابر در موقعیت خود قرار گرفته و به براکتهای نصبشده روی لبه دال متصل میشوند.
یونیتایز بیشتر برای برجها، ساختمانهای مرتفع و پروژههایی مناسب است که دارای مدولهای تکراری، سطح نمای گسترده و برنامه زمانی فشرده هستند. سرعت بالای نصب در محل و امکان کنترل بهتر کیفیت کارخانهای از مهمترین دلایل استفاده از این سیستم محسوب میشوند.

کاربردهای سیستم یونیتایز
کرتینوال یونیتایز بیشتر در پروژههای زیر استفاده میشود:
- برجهای اداری و تجاری
- ساختمانهای مرتفع مسکونی
- هتلها
- بیمارستانهای بزرگ
- فرودگاهها
- مجتمعهای چندمنظوره
- پروژههای دارای سطح نمای گسترده
- ساختمانهای دارای مدولهای تکراری
- پروژههای با زمانبندی فشرده
- ساختمانهایی که دسترسی خارجی آنها محدود است
این سیستم برای نماهای بسیار کوچک یا پروژههای دارای تغییرات متعدد و مدولهای کاملاً نامنظم ممکن است از نظر تولید و هزینه توجیه کمتری داشته باشد.
مزایای سیستم کرتینوال یونیتایز
مهمترین مزایای این سیستم عبارتاند از:
- سرعت بالای نصب در محل پروژه
- تولید بخش عمده نما در محیط کنترلشده کارخانه
- کنترل بهتر ابعاد، چسبکاری و آببندی
- کاهش عملیات اجرایی در ارتفاع
- مناسببودن برای برجها و ساختمانهای مرتفع
- امکان نصب همزمان با پیشرفت سازه
- کاهش وابستگی تولید به شرایط آبوهوایی کارگاه
- تکرارپذیری مناسب در پروژههای بزرگ
- کاهش نیاز به داربست خارجی گسترده
- امکان نصب از داخل طبقات
- کنترل بهتر کیفیت شیشه و پنلها پیش از ارسال
- کاهش زمان بازماندن طبقات در برابر شرایط جوی
- امکان ترکیب شیشه شفاف، اسپندرال و بازشو در یک واحد
- قابلیت پذیرش حرکت نسبی طبقات در صورت طراحی صحیح
معایب و محدودیتهای سیستم یونیتایز
مهمترین محدودیتهای این سیستم عبارتاند از:
- نیاز به طراحی کامل و زودهنگام
- هزینه بالاتر طراحی، قالبها و تجهیز خط تولید
- حساسیت زیاد به ابعاد واقعی سازه
- دشواری اعمال تغییرات پس از آغاز تولید
- نیاز به فضای مناسب کارخانه و انبارش
- نیاز به بستهبندی و حمل تخصصی
- ضرورت استفاده از جرثقیل و تجهیزات بالابر
- حساسیت پنلها به آسیب در حمل
- نیاز به برنامهریزی دقیق توالی تولید و نصب
- پیچیدگی اتصالات میان واحدها
- وابستگی به هماهنگی کارخانه، حمل و کارگاه
- هزینه بیشتر در پروژههای کوچک یا نامنظم
- دشواری تعمیر برخی اتصالات پنهان
- نیاز به نیروی متخصص برای نصب و تنظیم پنلها
تفاوت سیستم استیک با یونیتایز
در سیستم استیک، پروفیلها و شیشهها بهصورت جداگانه به کارگاه منتقل و در محل نصب میشوند. در سیستم یونیتایز، واحدهای کامل نما در کارخانه مونتاژ و شیشهگذاری شده و سپس بهصورت پنلهای آماده روی ساختمان نصب میشوند.
سیستم استیک انعطاف بیشتری در اصلاحات کارگاهی دارد، اما سرعت نصب آن کمتر و وابستگی آن به شرایط کارگاه بیشتر است. یونیتایز برای برجها و پروژههای بزرگ با مدولهای تکراری مناسبتر است، ولی به طراحی و تولید دقیقتری نیاز دارد.

6_نمای شیشهای اسپایدر
نمای شیشهای اسپایدر (Spider Glass Facade) یکی از سیستمهای نمای شیشهای بدون قاب پیوسته است که در آن پنلهای شیشهای بهوسیله اتصالات نقطهای فلزی به سازه پشتیبان متصل میشوند. در این سیستم، برخلاف کرتینوالهای معمولی، پروفیلهای آلومینیومی عمودی و افقی به حداقل میرسند و سطح نما بیشتر از شیشه تشکیل میشود.
اتصال شیشه در این سیستم توسط قطعاتی به نام اسپایدر (Spider Fitting) انجام میشود. این قطعات معمولاً از فولاد ضدزنگ ساخته شده و دارای یک یا چند بازوی اتصال هستند که شیشه را در نقاط مشخص مهار میکنند. نیروهای وارد بر شیشه شامل وزن پنل، فشار و مکش باد و نیروهای ناشی از تغییرات دما، از طریق این اتصالات به سازه پشتیبان منتقل میشوند.

سازه پشتیبان نمای اسپایدر میتواند بسته به ابعاد نما، معماری پروژه و میزان شفافیت مورد نیاز، از سیستمهای مختلفی تشکیل شود؛ از جمله:
- سازههای لولهای فولادی
- خرپاهای فلزی
- کابلهای پیشتنیده
- فینهای شیشهای
- سازههای فضاکار
- قابهای فولادی سبک
انتخاب نوع سازه پشتیبان تأثیر مستقیمی بر میزان شفافیت، سختی نما، تغییرشکل مجاز و روش نصب دارد.
پنلهای شیشهای در نمای اسپایدر
در نمای اسپایدر معمولاً از شیشههای ایمن مانند سکوریت و لمینت استفاده میشود. انتخاب نوع شیشه به عواملی مانند ابعاد پنل، تعداد نقاط اتصال، ارتفاع ساختمان، فشار باد و الزامات ایمنی بستگی دارد.
در بسیاری از پروژهها، برای افزایش ایمنی از شیشه لمینت استفاده میشود تا در صورت شکست، قطعات شیشه به لایه میانی چسبیده باقی بمانند و خطر سقوط کاهش یابد.
ضخامت شیشه نیز باید بر اساس محاسبات مهندسی تعیین شود. عواملی مانند فاصله بین اتصالات، ابعاد پنل، وزن شیشه و میزان تغییرشکل سازه پشتیبان در تعیین ضخامت مؤثر هستند.
سازه پشتیبان نمای اسپایدر
برخلاف نماهای کرتینوال که معمولاً دارای شبکه پیوسته آلومینیومی هستند، در نمای اسپایدر سازه پشتیبان نقش مهمتری در شکلگیری و پایداری نما دارد.
نوع سازه پشتیبان بر اساس دهانه، ارتفاع، شرایط باد و معماری پروژه انتخاب میشود.
سازه لولهای فولادی
در این روش، اتصالات اسپایدر به لولههای فولادی متصل میشوند. این سیستم برای ورودی ساختمانها، لابیها و نماهای با دهانه متوسط کاربرد دارد.
خرپای فولادی
برای دهانههای بزرگتر، خرپاهای فولادی میتوانند سختی بیشتری ایجاد کنند و امکان پوشش سطوح وسیع شیشهای را فراهم نمایند.
سیستم کابلی
در نماهای کابلی، کابلهای پیشتنیده بهعنوان سازه نگهدارنده عمل میکنند. این سیستم امکان ایجاد نماهای بسیار شفاف با حداقل عناصر قابل مشاهده را فراهم میکند، اما کنترل کشش کابلها و تغییرشکل آنها اهمیت زیادی دارد.
فین شیشهای
در این روش، صفحات شیشهای عمودی بهعنوان عضو نگهدارنده عمل میکنند. این سیستم یکی از شفافترین روشهای اجرای نمای اسپایدر است و بیشتر در لابیها و فضاهای معماری شاخص استفاده میشود.
سازه فضاکار
در پروژههای بزرگ با دهانههای وسیع، ممکن است اتصالات اسپایدر به سازههای فضاکار متصل شوند. این روش امکان ایجاد دهانههای بزرگ و فرمهای معماری خاص را فراهم میکند.
کاربردهای نمای شیشهای اسپایدر
نمای اسپایدر بیشتر در ساختمانهایی استفاده میشود که شفافیت بالا و حذف عناصر بصری اضافی اهمیت دارد.
مهمترین کاربردهای این سیستم عبارتاند از:
- ورودی ساختمانهای شاخص
- لابی برجها
- مراکز خرید و تجاری
- فرودگاهها
- سالنهای نمایشگاهی
- هتلها
- ساختمانهای فرهنگی
- آتریومها
- فضاهای دارای دهانه بزرگ
در این پروژهها، هدف اصلی معمولاً ایجاد ارتباط بصری قوی میان فضای داخلی و خارجی و دستیابی به حداکثر سطح شفافیت است.
مزایای نمای شیشهای اسپایدر
مهمترین مزیت این سیستم، کاهش عناصر قابل مشاهده و افزایش سطح شفافیت نما است.
مزایای اصلی نمای اسپایدر عبارتاند از:
- ایجاد سطح شیشهای یکپارچه و شفاف
- حذف پروفیلهای عمودی و افقی گسترده
- مناسب برای فضاهای معماری شاخص
- امکان اجرای دهانههای بزرگ
- قابلیت ترکیب با سازههای خاص مانند کابل و فضاکار
- انعطاف بالا در طراحی فرم نما
- کاهش وزن بصری پوسته ساختمان
- ایجاد دید گسترده از داخل ساختمان
- مناسب برای لابیها و فضاهای عمومی بزرگ
- امکان استفاده در نماهای خاص و غیرمتعارف
معایب و محدودیتهای نمای اسپایدر
با وجود مزایای معماری، نمای اسپایدر نسبت به سیستمهای معمولی نیازمند طراحی و اجرای دقیقتری است.
مهمترین محدودیتهای این سیستم عبارتاند از:
- نیاز به محاسبات دقیق شیشه و اتصالات
- حساسیت زیاد به محل سوراخهای شیشه
- وابستگی زیاد به کیفیت اجرای آببندی
- نیاز به نیروی متخصص در نصب
- هزینه اولیه بالاتر نسبت به برخی نماهای قابدار
- نیاز به کنترل دقیق تغییرشکل سازه پشتیبان
- حساسیت به تلرانسهای اجرایی
- دشواری بیشتر تعویض برخی پنلها
- نیاز به تجهیزات مناسب برای نصب در ارتفاع
- وابستگی زیاد عملکرد نما به جزئیات اتصال
7_نمای شیشهای فینگلس
نمای شیشهای فینگلس (Glass Fin Facade) یکی از شفافترین سیستمهای نمای شیشهای بدون قاب فلزی گسترده است که در آن تیغههای شیشهای عمودی یا فینهای شیشهای (Glass Fins) بهعنوان اعضای اصلی نگهدارنده عمل میکنند. در این سیستم، پنلهای اصلی شیشهای نما به فینهای شیشهای متصل شده و نیروهای وارد بر نما از طریق این تیغهها به نقاط اتصال فوقانی و تحتانی منتقل میشوند.
در نماهای معمولی مانند کرتینوال، پروفیلهای آلومینیومی یا فولادی نقش اصلی نگهداری شیشه را بر عهده دارند؛ اما در سیستم فینگلس، این اعضای فلزی تا حد زیادی حذف شده و خود شیشه بهعنوان بخشی از سیستم سازهای نما مورد استفاده قرار میگیرد. نتیجه این روش، ایجاد سطحی بسیار شفاف، سبک و با حداقل عناصر قابل مشاهده است.
فینهای شیشهای معمولاً از شیشههای لمینت چندلایه یا شیشههای تقویتشده با مقاومت بالا ساخته میشوند تا بتوانند نیروهای جانبی ناشی از فشار و مکش باد را تحمل کنند. طراحی این تیغهها نیازمند بررسی دقیق مقاومت شیشه، تغییرشکل، پایداری جانبی و جزئیات اتصال است.

شیشه مورد استفاده در نمای فینگلس
به دلیل نقش سازهای فینها، انتخاب نوع شیشه در این سیستم اهمیت ویژهای دارد. معمولاً از شیشههای چندلایه و ایمن استفاده میشود تا در برابر بارهای وارده مقاومت کافی داشته باشند.
انواع متداول شیشه مورد استفاده عبارتاند از:
- شیشه لمینت چندلایه
- شیشه سکوریت لمینت
- شیشههای تقویتشده حرارتی
- شیشههای کمگسیل در ترکیب با پنلهای نما
در بسیاری از پروژهها، فینها از چند لایه شیشه تشکیل میشوند که توسط لایههای میانی پلیمری به هم متصل شدهاند. این ساختار باعث افزایش ایمنی و جلوگیری از سقوط قطعات پس از شکست احتمالی میشود.
کاربردهای نمای شیشهای فینگلس
نمای فینگلس بیشتر در پروژههایی استفاده میشود که ایجاد شفافیت حداکثری و حذف عناصر فلزی قابل مشاهده اهمیت دارد.
مهمترین کاربردهای این سیستم عبارتاند از:
- لابی ساختمانهای شاخص
- ورودی برجها
- مراکز تجاری لوکس
- سالنهای نمایشگاهی
- موزهها
- فرودگاهها
- ویترینهای بزرگ تجاری
- آتریومهای مرتفع
- فضاهای معماری با نیاز به دید گسترده
این سیستم معمولاً برای تمام پوسته ساختمان استفاده نمیشود و بیشتر در بخشهای شاخص معماری که ارزش بصری بالایی دارند، به کار میرود.
مزایای نمای شیشهای فینگلس
مهمترین مزیت فینگلس، ایجاد بیشترین میزان شفافیت با حداقل استفاده از عناصر فلزی است. حذف پروفیلهای حجیم باعث میشود ارتباط بصری داخل و خارج ساختمان افزایش یابد.
مزایای اصلی این سیستم عبارتاند از:
- شفافیت بسیار بالا
- حذف سازههای فلزی حجیم در نما
- ایجاد ظاهر سبک و مینیمال
- مناسب برای فضاهای معماری شاخص
- امکان اجرای دهانههای شیشهای بزرگ
- کاهش موانع بصری در سطح نما
- هماهنگی مناسب با معماری مدرن
- ایجاد دید وسیع از داخل ساختمان
- امکان ترکیب با سیستمهای اسپایدر
- کاهش وزن بصری پوسته ساختمان
-
معایب و محدودیتهای نمای فینگلس
با وجود مزایای معماری، سیستم فینگلس یکی از سیستمهای حساس نمای شیشهای محسوب میشود و نیازمند طراحی و اجرای دقیق است.
مهمترین محدودیتهای این سیستم عبارتاند از:
- نیاز به محاسبات دقیق سازهای شیشه
- حساسیت بالا به تنشهای موضعی
- وابستگی زیاد به کیفیت اتصالات
- نیاز به شیشههای خاص و مقاوم
- هزینه اولیه بالاتر نسبت به نماهای معمولی
- دشواری تولید و حمل فینهای بزرگ شیشهای
- حساسیت زیاد در برابر ضربه و آسیب لبه شیشه
- نیاز به نیروی متخصص برای نصب
- محدودیت در تغییرات پس از ساخت
- دشواری تعویض فین آسیبدیده
- نیاز به کنترل دقیق تغییرشکل سازه اصلی
- حساسیت به جزئیات آببندی
8_نمای شیشهای کابلی
نمای شیشهای کابلی (Cable Glass Facade) یکی از سیستمهای پیشرفته نمای شیشهای بدون قاب گسترده است که در آن پنلهای شیشهای توسط شبکهای از کابلهای پیشتنیده نگهداری میشوند. در این سیستم، کابلها بهعنوان اعضای کششی عمل کرده و نیروهای وارد بر شیشه، شامل وزن پنلها و فشار و مکش باد، را به سازه پیرامونی یا نقاط مهار اصلی منتقل میکنند.
برخلاف سیستمهای معمول کرتینوال که دارای شبکه پیوستهای از پروفیلهای آلومینیومی هستند، در نمای کابلی عناصر نگهدارنده بسیار باریکتر و سبکتر هستند. به همین دلیل، سطح نهایی نما شفافیت بسیار بالایی دارد و سازه نگهدارنده در پسزمینه معماری کمتر دیده میشود.
این سیستم معمولاً در پروژههایی استفاده میشود که نیاز به پوشش دهانههای بزرگ، ایجاد فضای داخلی باز و دستیابی به حداقل عناصر بصری وجود دارد. بااینحال، طراحی آن به دلیل رفتار متفاوت کابلها نسبت به اعضای فشاری یا خمشی، نیازمند تحلیل دقیق سازهای است.
کاربردهای نمای شیشهای کابلی
نمای کابلی بیشتر در ساختمانهایی استفاده میشود که شفافیت، دهانه بزرگ و کیفیت معماری اهمیت ویژهای دارد.
- برای آشنایی بیشتر با شاهکار ترکیب سازههای کششی و سقفهای کابلی میباشند لاقهمند هستید مقاله ورزشگاه BC Place ونکوور؛ شاهکاری در طراحی سازههای کششی و سقفهای کابلی را ملاحظه فرمایید.
مهمترین کاربردهای این سیستم عبارتاند از:
- ورودی ساختمانهای بزرگ
- لابی برجها
- فرودگاهها
- سالنهای نمایشگاهی
- مراکز تجاری
- سالنهای ورزشی
- فضاهای فرهنگی
- آتریومهای بزرگ
- نماهای دارای ارتفاع زیاد
این سیستم بهخصوص در فضاهایی که نیاز به دید بدون مانع و ارتباط قوی بین فضای داخلی و خارجی وجود دارد، کاربرد زیادی دارد.
مزایای نمای شیشهای کابلی
مهمترین مزیت این سیستم، ایجاد حداکثر شفافیت با استفاده حداقلی از عناصر سازهای قابل مشاهده است.
مزایای اصلی نمای کابلی عبارتاند از:
- شفافیت بسیار بالا
- امکان پوشش دهانههای بزرگ
- کاهش عناصر فلزی قابل مشاهده
- ایجاد ظاهر سبک و مینیمال
- مناسب برای فضاهای معماری شاخص
- امکان طراحی نماهای با ارتفاع زیاد
- انعطافپذیری بالا در فرم معماری
- کاهش وزن بصری سازه نگهدارنده
- امکان ترکیب با اتصالات اسپایدر
- مناسب برای پروژههای خاص و نمادین
معایب و محدودیتهای نمای شیشهای کابلی
نمای کابلی در مقایسه با سیستمهای معمولی نیازمند طراحی، اجرا و کنترل دقیقتری است. رفتار غیرخطی کابلها و وابستگی عملکرد سیستم به پیشتنیدگی، از مهمترین چالشهای آن محسوب میشود.
محدودیتهای اصلی این سیستم عبارتاند از:
- نیاز به محاسبات دقیق سازهای
- حساسیت زیاد به تغییرشکل کابلها
- نیاز به کنترل دائمی پیشتنیدگی
- وابستگی زیاد به کیفیت مهارهای انتهایی
- هزینه اولیه بالا
- نیاز به تجهیزات و نیروی متخصص نصب
- پیچیدگی تعمیر و تنظیم کابلها
- حساسیت به خوردگی در شرایط محیطی نامناسب
- نیاز به طراحی دقیق آببندی
- دشواری تعویض برخی قطعات
- تأثیر تغییرات دما بر کشش کابلها

9_نمای شیشهای دوپوسته
نماهای شیشهای به یکی از عناصر شاخص معماری معاصر تبدیل شدهاند و در ساختمانهای اداری، تجاری، مسکونی، هتلها، فرودگاهها، مراکز فرهنگی و مجموعههای ورزشی به کار میروند. شیشه علاوه بر ایجاد ارتباط بصری میان فضای داخل و خارج، امکان استفاده گسترده از نور طبیعی را فراهم میکند و میتواند هویت ظاهری ساختمان را بهطور کامل تحتتأثیر قرار دهد.
بااینحال، نمای شیشهای تنها مجموعهای از صفحات شفاف نصبشده روی ساختمان نیست. هر سیستم از زیرسازی، پروفیلها، اتصالات، لاستیکهای آببندی، چسبهای سازهای، شیشههای ایمنی و قطعات مهارکننده تشکیل شده است. عملکرد درست این اجزا باید بهصورت یکپارچه بررسی شود تا نما بتواند وزن خود، فشار و مکش باد، تغییرشکل سازه، تغییرات دما و نفوذ آب و هوا را کنترل کند.

مزایای نمای شیشهای دوپوسته
مزایای احتمالی این سیستم عبارتاند از:
- امکان کنترل بهتر تابش خورشیدی
- محافظت از سایهبانها در فضای میانی
- کاهش بخشی از انتقال صوت
- ایجاد لایه واسط حرارتی
- امکان استفاده از تهویه طبیعی در برخی شرایط
- کاهش اثر مستقیم باد بر بازشوهای داخلی
- افزایش انعطاف در طراحی پوسته
- امکان ترکیب با سامانه کنترل هوشمند
- بهبود آسایش حرارتی در صورت طراحی صحیح
- امکان ایجاد ظاهر شفاف و چندلایه
این مزایا قطعی و یکسان نیستند و تحقق آنها به شرایط اقلیمی و کیفیت طراحی بستگی دارد.
معایب و محدودیتهای نمای دوپوسته
نمای دوپوسته از نظر طراحی، ساخت و بهرهبرداری پیچیدهتر از نمای تکپوسته است. مهمترین محدودیتهای آن عبارتاند از:
- هزینه اولیه بیشتر
- افزایش تعداد شیشهها و اتصالات
- نیاز به فضای بیشتر در پیرامون ساختمان
- پیچیدگی محاسبات انرژی و جریان هوا
- احتمال افزایش دمای فضای میانی
- دشواری نظافت میان دو پوسته
- نیاز به مسیر دسترسی تعمیراتی
- افزایش تعداد دریچهها و تجهیزات کنترلی
- نیاز به هماهنگی با سامانه مکانیکی
- حساسیت به راهبرد ایمنی حریق
- احتمال انتقال صدا یا دود در حفرههای پیوسته
- نیاز به نگهداری منظم سایهبانها
- احتمال ایجاد میعان در صورت طراحی نامناسب
10_نمای شیشه ای پانورامیک
نمای شیشهای پانورامیک به رویکردی در طراحی نما گفته میشود که در آن از پنلهای شیشهای بزرگ با حداقل قاب، ستون میانی و تقسیمات ظاهری استفاده میشود تا میدان دید وسیع و پیوستهای به محیط بیرون ایجاد شود. هدف اصلی این سیستم، کاهش موانع بصری و تقویت ارتباط میان فضای داخلی ساختمان و منظره اطراف است.
برخلاف کرتینوالهای متداول که سطح نما به مدولهای متعدد تقسیم میشود، در نمای پانورامیک ابعاد شیشهها تا حد امکان افزایش مییابد و خطوط پروفیل محدود میشوند. بااینحال، اصطلاح «پانورامیک» معمولاً نام یک سیستم سازهای مستقل نیست و میتواند با استفاده از فریملس، شیشههای ثابت بزرگ، سیستمهای کشویی، اتصالات نقطهای یا قابهای مخفی اجرا شود.
استفاده از پنلهای بزرگ، وزن هر قطعه و سطح آن در برابر فشار و مکش باد را افزایش میدهد. بنابراین طراحی نمای پانورامیک باید بر اساس محاسبات دقیق شیشه، زیرسازی و اتصالات انجام شود و صرفاً بر پایه ظاهر یا بزرگترین ابعاد قابلتولید تصمیمگیری نشود.
انواع نمای شیشهای پانورامیک
نمای پانورامیک میتواند بر اساس نوع عملکرد و روش اتصال به چند شکل اجرا شود.
نمای پانورامیک ثابت
در این روش، پنلهای بزرگ بهصورت دائمی در قاب یا زیرسازی نصب میشوند و امکان بازشدن ندارند. این نوع معمولاً بیشترین سطح شفافیت و عملکرد آببندی بهتری نسبت به سیستمهای متحرک ایجاد میکند.
تهویه فضای داخلی در این حالت باید از طریق بازشوهای مجزا یا تأسیسات مکانیکی تأمین شود.
نمای پانورامیک کشویی
در سیستم کشویی، پنلهای بزرگ روی ریل حرکت میکنند و امکان بازکردن بخشی از نما را فراهم میسازند. این سیستم در ویلاها، رستورانها، تراسها و هتلها کاربرد دارد.
وزن زیاد پنل، کیفیت غلطکها، همراستایی ریل و عملکرد قفلها عوامل اصلی در دوام سیستم هستند. کف و سقف نیز باید ظرفیت تحمل نیروهای وارد بر ریلها را داشته باشند.
نمای پانورامیک تاشو
در این سیستم، چند پنل به یکدیگر متصل شده و هنگام بازشدن در یک یا دو سمت جمع میشوند. این روش امکان ایجاد بازشوی گسترده را فراهم میکند، اما تعداد بیشتر یراقآلات و درزها میتواند آببندی و نگهداری را پیچیدهتر کند.
نمای پانورامیک با قاب مخفی
در این حالت، قابها تا حد امکان در کف، سقف یا پشت پوششهای معماری پنهان میشوند. نتیجه، سطحی شفاف با خطوط پیرامونی محدود است.
پنهانکردن قاب نباید موجب مسدودشدن مسیر زهکشی، دشوارشدن تعمیرات یا کاهش دسترسی به اتصالات شود.
کاربردهای نمای پانورامیک
نمای پانورامیک در پروژههایی استفاده میشود که کیفیت دید و ارتباط با محیط بیرون اهمیت زیادی دارد. کاربردهای متداول آن عبارتاند از:
- ویلاها و خانههای مسکونی
- رستورانها و کافهها
- هتلها و اقامتگاهها
- لابی ساختمانها
- سالنهای پذیرایی
- برجهای مسکونی
- فروشگاهها و نمایشگاهها
- تراسها و روفگاردنها
- فضاهای گردشگری
- ساختمانهای دارای منظره طبیعی یا شهری شاخص
این سیستم در پروژههایی که فاقد منظره مناسب هستند یا کنترل حریم خصوصی اولویت دارد، ممکن است توجیه معماری کمتری داشته باشد.
مزایای نمای شیشهای پانورامیک
مهمترین مزیت این نما ایجاد دید وسیع و کاهش موانع بصری است. پنلهای بزرگ میتوانند مرز میان داخل و بیرون را از نظر بصری کاهش دهند و کیفیت فضایی ساختمان را افزایش دهند.
مهمترین مزایای آن عبارتاند از:
- ایجاد دید وسیع و پیوسته
- افزایش ارتباط بصری داخل و خارج
- ورود بیشتر نور طبیعی
- کاهش تعداد قابها و تقسیمات نما
- ایجاد ظاهر مدرن و مینیمال
- مناسب برای فضاهای دارای منظره شاخص
- امکان استفاده از پنلهای ثابت یا متحرک
- افزایش جذابیت لابیها و فضاهای عمومی
- امکان ترکیب با قابهای مخفی
- ایجاد حس وسعت در فضای داخلی
معایب و محدودیتهای نمای پانورامیک
افزایش ابعاد پنلها، پیچیدگی فنی و اجرایی سیستم را بیشتر میکند. این نما علاوه بر هزینه شیشه، به تجهیزات حمل و نصب تخصصی نیاز دارد.
مهمترین معایب و محدودیتها عبارتاند از:
- وزن زیاد هر پنل
- افزایش سطح بارگیر در برابر باد
- محدودیت ابعاد تولید و حمل
- نیاز به جرثقیل و تجهیزات وکیوم
- دشواری نصب در فضاهای محدود
- هزینه اولیه بیشتر
- دشواری تعویض پنل آسیبدیده
- احتمال افزایش دریافت گرمای خورشیدی
- افزایش خیرگی در صورت انتخاب نامناسب شیشه
- کاهش حریم خصوصی
- نیاز بیشتر به نظافت
- حساسیت زیاد لبههای شیشه در حمل
- پیچیدگی یراقآلات سیستمهای متحرک
- نیاز به زیرسازی مقاوم و کمتغییرشکل
11_نمای شیشهای فوتوولتائیک
نمای شیشهای فوتوولتائیک یا Building-Integrated Photovoltaic – BIPV نوعی نمای عملکردی است که در آن سلولهای خورشیدی در ساختار پنل شیشهای ادغام میشوند. این پنلها علاوه بر ایفای نقش پوسته خارجی ساختمان، بخشی از انرژی تابشی خورشید را به برق تبدیل میکنند.
در این سیستم، پنل فوتوولتائیک جایگزین بخشی از شیشه، پنل اسپندرال یا سایر مصالح پوشش نما میشود. به همین دلیل، BIPV را نباید صرفاً مجموعهای از صفحات خورشیدی نصبشده روی نما دانست؛ بلکه این فناوری بخشی از معماری، آببندی، عایقکاری، سازه نگهدارنده و سامانه الکتریکی ساختمان است.
پنلهای فوتوولتائیک میتوانند شفاف، نیمهشفاف یا مات باشند. میزان شفافیت آنها به فاصله میان سلولها، نوع سلول خورشیدی، ساختار شیشه و هدف معماری پروژه بستگی دارد. هرچه تراکم سلولها بیشتر باشد، معمولاً سطح فعال تولید برق افزایش مییابد، اما عبور نور و شفافیت نما کاهش پیدا میکند.

ایمنی الکتریکی نمای BIPV
پنلهای فوتوولتائیک در زمان دریافت نور برق تولید میکنند؛ بنابراین حتی در صورت قطع برق اصلی ساختمان ممکن است بخشهایی از مدار همچنان دارای ولتاژ باشند.
اتصالات باید در برابر آب و رطوبت محافظت شوند و کابلها نباید تحت فشار، کشش یا لبههای تیز قرار گیرند. عایقکاری، اتصال زمین، حفاظت در برابر اضافهولتاژ و امکان قطع ایمن مدار باید در طراحی الکتریکی بررسی شوند.
مسیر کابلها و نقاط اتصال باید برای بازرسی قابلدسترسی باشند. پنهانکردن کامل تجهیزات بدون امکان دسترسی میتواند تعمیر و تشخیص عیب را دشوار کند.
هماهنگی با راهبرد ایمنی حریق ساختمان نیز ضروری است. محل پنلها، کابلها، تجهیزات قطع و مسیر دسترسی نیروهای امدادی باید در مدارک پروژه مشخص شود.
کاربردهای نمای شیشهای فوتوولتائیک
سیستم BIPV در پروژههایی کاربرد دارد که تولید انرژی و یکپارچگی معماری بهطور همزمان موردنظر است. مهمترین کاربردهای آن عبارتاند از:
- نمای ساختمانهای اداری
- برجهای تجاری و مسکونی
- مراکز آموزشی و دانشگاهی
- فرودگاهها
- ایستگاههای حملونقل
- هتلها
- مراکز فرهنگی
- پنلهای اسپندرال کرتینوال
- سایهبانهای شیشهای
- اسکایلایتها و آتریومها
- جانپناهها و پوششهای نیمهشفاف
در پروژههایی که سطح بام محدود است، استفاده از نما میتواند سطح بیشتری برای نصب پنلهای خورشیدی فراهم کند. بااینحال، تمام جهتهای نما لزوماً از نظر تولید انرژی مناسب نیستند.
مزایای نمای شیشهای فوتوولتائیک
مهمترین مزیت BIPV ترکیب پوشش ساختمان با تولید انرژی است. پنل بهجای آنکه بهعنوان تجهیزی جداگانه روی نما نصب شود، بخشی از خود پوسته ساختمان محسوب میشود.
مزایای اصلی این سیستم عبارتاند از:
- تولید برق در پوسته ساختمان
- استفاده همزمان از نما بهعنوان پوشش و مولد انرژی
- امکان کاهش بخشی از مصرف برق ساختمان
- استفاده از سطح قائم ساختمان برای تولید انرژی
- قابلیت جایگزینی با پنلهای اسپندرال
- امکان کنترل تابش و ایجاد سایه
- تنوع در رنگ، شفافیت و آرایش سلولها
- قابلیت ترکیب با کرتینوال و سایر سیستمهای نما
- ایجاد هویت معماری فناوریمحور
- امکان پایش عملکرد تولید انرژی
- کاهش نیاز به تجهیزات خورشیدی الحاقی روی نما
- امکان استفاده در سایهبانها و اسکایلایتها
معایب و محدودیتهای نمای فوتوولتائیک
نمای BIPV از نظر طراحی و اجرا پیچیدهتر از شیشه معمولی است و نیازمند هماهنگی همزمان میان معماری، نما، سازه و برق است.
مهمترین محدودیتهای آن عبارتاند از:
- هزینه اولیه بیشتر
- نیاز به طراحی تخصصی الکتریکی
- وابستگی تولید برق به جهت و میزان تابش
- کاهش تولید در اثر سایهاندازی
- افت عملکرد در دمای بالا
- پیچیدگی کابلکشی در داخل نما
- نیاز به دسترسی برای تعمیر و تعویض
- دشواری جایگزینی پنل آسیبدیده
- محدودیت در ابعاد و شکل برخی پنلها
- احتمال تفاوت رنگ میان سریهای تولید
- نیاز به اینورتر و تجهیزات حفاظتی
- کاهش شفافیت با افزایش تراکم سلولها
- حساسیت به آببندی محل خروج کابل
- نیاز به نظافت دورهای سطح پنل
- وابستگی عملکرد به کیفیت نگهداری
12_نمای شیشهای هوشمند
نمای شیشهای هوشمند به سیستمی گفته میشود که در آن میزان شفافیت، عبور نور یا ویژگیهای نوری شیشه در پاسخ به جریان برق، دما، تابش خورشید یا فرمان سامانه کنترل ساختمان تغییر میکند. هدف این فناوری، کنترل بهتر نور طبیعی، کاهش خیرگی، مدیریت تابش خورشیدی و ایجاد انعطاف بیشتر در شرایط بهرهبرداری است.
در نمای معمولی، ویژگیهای شیشه مانند شفافیت، رنگ و میزان عبور نور ثابت هستند؛ اما در شیشه هوشمند، وضعیت پنل میتواند از شفاف به تیره، نیمهشفاف یا مات تغییر کند. این تغییر ممکن است بهصورت خودکار و بر اساس حسگرهای محیطی یا بهصورت دستی توسط کاربران انجام شود.
نمای هوشمند تنها شامل خود شیشه نیست. عملکرد آن به هماهنگی میان پنل شیشهای، کابلکشی، کنترلرها، حسگرها، منبع تغذیه، سامانه مدیریت ساختمان و برنامه نگهداری وابسته است. بنابراین انتخاب این سیستم باید از مراحل اولیه طراحی انجام شود.
انواع شیشه هوشمند
شیشههای هوشمند از نظر مکانیزم تغییر وضعیت به چند گروه اصلی تقسیم میشوند.
شیشه الکتروکرومیک
در شیشه الکتروکرومیک، با اعمال ولتاژ کم، ویژگی نوری لایه فعال تغییر میکند و شیشه از حالت شفاف به تیرهتر میرود. این تغییر معمولاً تدریجی است و امکان تنظیم چند سطح مختلف عبور نور وجود دارد.
یکی از ویژگیهای مهم این فناوری، کنترل تابش و خیرگی بدون نیاز به پردههای داخلی گسترده است. بااینحال، سرعت تغییر حالت به ابعاد پنل، دما و نوع محصول وابسته است و ممکن است در پنلهای بزرگ، تغییر کامل چند دقیقه طول بکشد.
شیشه الکتروکرومیک بیشتر در ساختمانهای اداری، فرودگاهها، بیمارستانها، هتلها و پروژههایی با سامانه مدیریت هوشمند استفاده میشود.
- نمونه سقف سازه فضایی ایستگاهها و فرودگاهها را درپروژه ایستگاه مترو فرودگاه امام خمینی مشاهده کنید.
شیشه ترموکرومیک
شیشه ترموکرومیک تحتتأثیر دما تغییر وضعیت میدهد. با افزایش یا کاهش دما، میزان عبور نور یا رنگ شیشه تغییر میکند.
این سیستم معمولاً به منبع برق مستقیم برای تغییر حالت نیاز ندارد، اما کنترل دقیق آن توسط کاربر محدودتر است؛ زیرا واکنش شیشه تابع شرایط حرارتی محیط است.
کاربرد این فناوری بیشتر در پروژههایی است که هدف، واکنش خودکار به افزایش دما و کاهش بخشی از تابش خورشیدی باشد.
شیشه فتوکرومیک
شیشه فتوکرومیک در واکنش به شدت نور یا تابش فرابنفش تغییر رنگ میدهد. عملکرد آن مشابه برخی عدسیهای عینک است که در نور شدید تیره میشوند.
این فناوری بهصورت خودکار عمل میکند، اما سرعت واکنش و میزان تیرگی به محصول، دما و شدت تابش وابسته است. کنترل دستی آن معمولاً محدود است.
شیشه کریستال مایع یا PDLC
در شیشه PDLC، ذرات کریستال مایع در یک لایه پلیمری قرار دارند. در حالت بدون برق، ذرات نامنظم هستند و شیشه حالت مات یا نیمهشفاف دارد. با اعمال جریان برق، ذرات منظم شده و پنل شفافتر میشود.
این سیستم بیشتر برای کنترل حریم خصوصی در فضاهای داخلی، اتاق جلسات، پارتیشنها، بیمارستانها و هتلها استفاده میشود. در نما نیز میتواند به کار رود، اما عملکرد حرارتی و کنترل تابش آن باید جداگانه بررسی شود.
شیشه SPD
در شیشه SPD، ذرات معلق با اعمال برق تغییر آرایش میدهند و میزان عبور نور را تنظیم میکنند. این فناوری میتواند تغییر حالت سریعتری نسبت به برخی شیشههای الکتروکرومیک داشته باشد.
شیشه SPD در نما، سقفهای شیشهای، خودروها و فضاهایی که تغییر سریع شفافیت اهمیت دارد کاربرد دارد، اما نیاز به برق پیوسته و هزینه اولیه بالاتر از محدودیتهای آن است.
کاربردهای نمای شیشهای هوشمند
این سیستم در پروژههایی کاربرد دارد که کنترل نور، حریم خصوصی یا کیفیت محیط داخلی اهمیت بالایی دارد. مهمترین کاربردها عبارتاند از:
- ساختمانهای اداری
- برجهای تجاری
- بیمارستانها و مراکز درمانی
- هتلها
- فرودگاهها
- اتاقهای جلسات
- مراکز آموزشی
- لابیها
- ویلاها و ساختمانهای لوکس
- سقفهای شیشهای و آتریومها
- پارتیشنهای داخلی
- فضاهای دارای نمایشگر یا تجهیزات حساس به نور
در نماهای بسیار گسترده، استفاده از شیشه هوشمند باید از نظر هزینه، مصرف برق و نگهداری ارزیابی شود.
مزایای نمای شیشهای هوشمند
مهمترین مزیت این سیستم، امکان تغییر وضعیت نما بر اساس شرایط محیطی و نیاز کاربران است.
مزایای اصلی آن عبارتاند از:
- کنترل میزان عبور نور
- کاهش خیرگی
- کنترل بخشی از تابش خورشیدی
- حفظ دید به بیرون در بسیاری از حالتها
- کاهش نیاز به پرده و سایهبان داخلی
- امکان کنترل خودکار یا دستی
- هماهنگی با سامانه مدیریت ساختمان
- ایجاد حریم خصوصی در برخی فناوریها
- کاهش تجمع گردوغبار روی پردههای داخلی
- ایجاد ظاهر مدرن و فناوریمحور
- امکان تنظیم متفاوت پنلها بر اساس جهت نما
- بهبود انعطافپذیری فضای داخلی
معایب و محدودیتهای نمای هوشمند
شیشه هوشمند نسبت به شیشه معمولی دارای هزینه اولیه و پیچیدگی بیشتری است. عملکرد آن نیز به نوع فناوری و کیفیت سامانه کنترل وابسته است.
مهمترین محدودیتها عبارتاند از:
- هزینه اولیه بالا
- نیاز به برق و تجهیزات کنترل
- پیچیدگی کابلکشی در نما
- تفاوت سرعت تغییر حالت میان فناوریها
- احتمال تهرنگ در حالت شفاف
- دشواری تعمیر لایه فعال
- نیاز به تعویض کامل پنل در بسیاری از خرابیها
- وابستگی به تأمینکننده و قطعات تخصصی
- نیاز به هماهنگی با مدیریت ساختمان
- احتمال افزایش مصرف روشنایی مصنوعی
- محدودیت ابعاد برخی محصولات
- نیاز به کنترل دقیق آببندی کابلها
- هزینه بیشتر نگهداری
- احتمال ناهماهنگی رنگ میان پنلهای تعویضی
- نیاز به آموزش کاربران و تیم بهرهبرداری
مقایسه فنی انواع نماهای شیشهای
مقایسه سیستمهای نمای شیشهای باید بر اساس معیارهای مشخص انجام شود. شفافیت، نوع زیرسازی، روش مهار شیشه، سرعت اجرا، قابلیت تعویض پنل و حساسیت آببندی از مهمترین معیارهای مقایسه هستند. هیچ سیستم واحدی برای تمام پروژهها بهترین گزینه نیست.
جدول زیر سیستمهای اصلی نگهدارنده شیشه را از دید عمومی و اجرایی مقایسه میکند. مقادیر دقیق مانند ابعاد پنل، ضخامت شیشه و ظرفیت اتصالات باید برای هر پروژه محاسبه و کنترل شوند.
جدول ۱: مقایسه سیستمهای اصلی نمای شیشهای
| حساسیت اجرایی | کاربرد متداول | شفافیت بصری | روش اصلی نگهداری | میزان نمایش قاب | سیستم |
| زیاد | اداری و تجاری | زیاد | قاب مخفی و چسب سازهای | بسیار کم | فریملس |
| متوسط | ساختمانهای متوسط | متوسط تا زیاد | شبکه پروفیل اجراشده در محل | متوسط | کرتینوال استیک |
| زیاد در طراحی و تولید | برجها و ساختمانهای مرتفع | زیاد | پنل پیشساخته کارخانهای | کم تا متوسط | کرتینوال یونیتایز |
| متوسط | پروژههای عمومی | متوسط | صفحه فشار و درپوش بیرونی | زیاد | فیسکپ |
| متوسط تا زیاد | اداری و تجاری | زیاد | ترکیب مهار مکانیکی و درز سیلیکونی | قاب در یک جهت | سمیفریملس |
| لابی و ورودی | لابی و ورودی | بسیار زیاد | اتصال نقطهای | بسیار کم | اسپایدر |
| بسیار زیاد | فضاهای شاخص | بسیار زیاد | تیغه شیشهای سازهای | بسیار کم | فینگلس |
| بسیار زیاد | دهانههای بزرگ | بسیار زیاد | کابل پیشتنیده | بسیار کم | کابلی |
این مقایسه نشان میدهد که کاهش قابهای قابلمشاهده معمولاً موجب افزایش شفافیت میشود، اما همزمان حساسیت طراحی، کنترل تغییرشکل و کیفیت نصب را افزایش میدهد. سیستمهای فیسکپ و کرتینوال مسیر اجرایی متعارفتری دارند، درحالیکه سیستمهای اسپایدر، فینگلس و کابلی به محاسبات و هماهنگی تخصصیتری نیازمندند.
فناوریهای پیشرفته شیشه نیز باید بر اساس هدف عملکردی مقایسه شوند. در جدول دوم، تمرکز بر کنترل انرژی، نور، دید و تجهیزات موردنیاز است.
جدول ۲: مقایسه نماهای شیشهای عملکردی
| محدودیت اصلی | پیچیدگی نگهداری | نیاز به تجهیزات تکمیلی | هدف اصلی | سیستم |
| نیاز به فضای میانی و نظافت | متوسط تا زیاد | سامانه تهویه یا کنترل دریچهها | کنترل حرارت، صدا و تهویه | دوپوسته |
| وزن و تعویض دشوار پنل | متوسط | تجهیزات حمل و نصب پنل بزرگ | ایجاد دید وسیع | پانورامیک |
| وابستگی به جهت و میزان تابش | زیاد | کابلکشی، اینورتر و تجهیزات الکتریکی | تولید برق و کنترل تابش | فوتوولتائیک |
| هزینه اولیه و وابستگی به فناوری | متوسط تا زیاد | برق، کنترلر و مدیریت ساختمان | تغییر شفافیت و کنترل نور | هوشمند |
بر اساس جدول، نماهای عملکردی باید در قالب یک راهبرد جامع انرژی و بهرهبرداری انتخاب شوند. استفاده از شیشه هوشمند یا فوتوولتائیک بدون بررسی شرایط تابش، مصرف انرژی، هزینه نگهداری و دسترسی به خدمات فنی ممکن است نتیجه مورد انتظار را ایجاد نکند.
- برای آشنایی بیشتر با ورزشگاههای شاهکار مهندسی، سازه فضایی، سازه های کابلی و پوشانه ETFE مقاله ورزشگاه سوفای لس آنجلس SoFi Stadium را ملاحظه فرمایید.
سازه فضاکار و نماهای شیشهای
سازه فضاکار میتواند بهعنوان زیرسازی و سیستم پشتیبان در نماهای شیشهای با دهانه بزرگ استفاده شود. این کاربرد بیشتر در سیستمهای اتصال نقطهای، بهویژه نمای اسپایدر، دیده میشود؛ بهطوریکه پنلهای شیشهای از طریق اتصالات اسپایدر و قطعات واسط به اعضا یا گرههای سازه فضاکار متصل شده و بارهای ناشی از وزن شیشه، فشار و مکش باد را به سازه اصلی ساختمان منتقل میکنند.
استفاده از سازه فضاکار در پشت نمای شیشهای امکان پوشش سطوح وسیع، دهانههای بلند و فرمهای معماری پیچیده را بدون نیاز به ستونها و قابهای حجیم فراهم میکند. به همین دلیل، این ترکیب برای ورودی ساختمانهای شاخص، آتریومها، لابیهای مرتفع، فرودگاهها، سالنهای نمایشگاهی، مراکز تجاری و مجموعههای ورزشی مناسب است. شبکه منظم یا فرمپذیر سازه فضاکار میتواند علاوه بر نقش سازهای، بهعنوان بخشی از معماری قابلمشاهده نما نیز طراحی شود.
در طراحی این سیستم باید تغییرشکل سازه فضاکار، محل اتصال اسپایدرها، تمرکز تنش در سوراخهای شیشه، تلرانسهای ساخت و نصب و امکان حرکت کنترلشده پنلها بررسی شود. سختی ناکافی زیرسازی میتواند باعث افزایش تنش در شیشه، بازشدن درزهای آببندی یا لرزش پنلها شود؛ بنابراین طراحی شیشه، اتصالات و سازه فضاکار باید بهصورت یکپارچه انجام گیرد.
مهمترین مزایای استفاده از سازه فضاکار در نماهای شیشهای عبارتاند از:
- امکان اجرای دهانههای بزرگ و سطوح شیشهای وسیع
- قابلیت ایجاد فرمهای منحنی، گنبدی و هندسههای غیرمتعارف
- کاهش نیاز به ستونها و قابهای سنگین در پشت نما
- امکان ترکیب با سیستمهای اسپایدر و اتصالات نقطهای
- ایجاد هماهنگی میان سازه نگهدارنده و معماری نما
- قابلیت ساخت صنعتی قطعات و مونتاژ مرحلهای در پروژه
- مناسببودن برای پروژههای شاخص و فضاهای عمومی مرتفع
بااینحال، استفاده از سازه فضاکار برای نمای شیشهای زمانی مناسب است که ابعاد دهانه، فشار باد، وزن شیشه، تغییرشکل مجاز سازه، روش دسترسی برای نصب و تعویض پنلها و جزئیات آببندی از ابتدای طراحی بهصورت هماهنگ بررسی شوند.
- بیشتر بدانیم: انواع پوشش های سازه فضاکار و سازه فضایی چیست؟
سازه فضاکار در نمای اسپایدر (Spider Glass Facade)
مهمترین کاربرد سازه فضاکار در نماهای شیشهای، ترکیب آن با نمای اسپایدر است. در این سیستم، پنلهای شیشهای بهوسیله اتصالات فلزی نقطهای (Spider Fittings) به اعضای سازه فضاکار متصل میشوند. سازه فضاکار نقش قاب نگهدارنده را ایفا کرده و نیروهای ناشی از وزن شیشه، فشار و مکش باد را به نقاط مهار منتقل میکند.
این روش امکان ایجاد نماهای کاملاً شفاف با حداقل عناصر قابل مشاهده را فراهم میکند و برای فضاهایی مانند:
- ورودی ساختمانهای شاخص
- لابی برجها
- آتریومها
- فرودگاهها
- مراکز نمایشگاهی
- مراکز تجاری بزرگ
سازه فضاکار در نماهای شیشهای دهانهبلند
در ساختمانهایی که ارتفاع یا عرض دهانه زیاد است، پروفیلهای معمولی نما ممکن است سختی کافی برای کنترل تغییرشکل نداشته باشند. در این شرایط، سازه فضاکار میتواند بهعنوان یک زیرسازی سبک و مقاوم عمل کند و امکان اجرای سطوح شیشهای وسیع را فراهم سازد.
- بیشتر بدانیم: حداکثر دهانه قابل پوشش با سازه فضایی
این سیستم بهخصوص برای نماهایی که دارای هندسه پیچیده، سطوح بزرگ یا فرمهای آزاد معماری هستند، مناسب است؛ زیرا شبکه فضاکار قابلیت تطبیق با فرمهای مختلف را دارد.
سازه فضاکار در ترکیب با نماهای کابلی و فینگلس
در برخی پروژههای خاص، سازه فضاکار میتواند بهعنوان سازه پشتیبان برای سیستمهای شفاف دیگر نیز استفاده شود. در نمای کابلی، فینگلس یا سیستمهای ترکیبی، سازه پشتیبان باید سختی کافی برای کنترل تغییرشکل و انتقال نیروها داشته باشد. سازه فضاکار میتواند این نقش را ایفا کرده و بستری برای اتصال کابلها، فینهای شیشهای یا اتصالات نقطهای فراهم کند.
معیارهای انتخاب سیستم نمای شیشهای
انتخاب انواع نماهای شیشهای باید از مرحله طراحی مفهومی آغاز شود. ظاهر نما تنها یکی از معیارهاست و تصمیم نهایی باید ارتفاع ساختمان، ابعاد دهانه، فشار باد، نوع سازه، شرایط اقلیمی، نیازهای انرژی، سرعت نصب و بودجه پروژه را همزمان در نظر بگیرد.
تفاوت میان یک ساختمان کمارتفاع تجاری و یک برج مرتفع تنها در ابعاد نما نیست. تغییرمکان طبقات، شرایط دسترسی، تجهیزات نصب، فشار باد، تکرار مدولها و روش تعویض شیشه نیز متفاوت است. به همین دلیل، سیستمی که برای یک ورودی کوچک مناسب است ممکن است برای یک برج قابلاستفاده یا اقتصادی نباشد.
ارتفاع ساختمان و بارهای وارد بر نما
با افزایش ارتفاع ساختمان، فشار و مکش باد، نیاز به کنترل تغییرشکل و حساسیت اتصالات اهمیت بیشتری پیدا میکند. ابعاد پروفیلها، فاصله نقاط مهار و ضخامت شیشه باید بر اساس محاسبات پروژه تعیین شوند.
تغییرمکان نسبی طبقات نیز ممکن است به پنلهای نما یا درزهای میان آنها نیرو وارد کند. اتصالات باید امکان حرکت کنترلشده را فراهم کنند و درعینحال پایداری نما را حفظ نمایند. این موضوع در برجها و ساختمانهای با سازه انعطافپذیر اهمیت بیشتری دارد.
عملکرد حرارتی، نور و صدا
مساحت زیاد شیشه میتواند نور طبیعی را افزایش دهد، اما در صورت انتخاب نامناسب شیشه ممکن است موجب افزایش گرمای خورشیدی، اتلاف حرارت یا خیرگی شود. نوع پوشش شیشه، فاصله لایهها، گاز میانی، سایهبان و جهت نما بر عملکرد حرارتی تأثیر دارند.
در پروژههای مجاور خیابانهای پرتردد یا فرودگاهها، کنترل صدا نیز اهمیت پیدا میکند. عملکرد صوتی به ترکیب لایههای شیشه، ضخامتهای متفاوت، لایه میانی لمینت، کیفیت درزها و نحوه اتصال نما وابسته است و تنها با افزایش ضخامت یک لایه تضمین نمیشود.
سرعت اجرا، تعمیر و هزینه چرخه عمر
سیستم استیک معمولاً بخش بیشتری از مونتاژ را به محل پروژه منتقل میکند، درحالیکه یونیتایز بر تولید کارخانهای و نصب سریعتر پنلهای آماده متکی است. انتخاب میان این روشها باید بر اساس ارتفاع، تعداد مدولهای تکراری، فضای کارگاه، جرثقیل و برنامه زمانی انجام شود.
قابلیت تعویض شیشه، دسترسی به درزها، نظافت سطح خارجی و تأمین قطعات یدکی نیز باید بررسی شود. هزینه اولیه کمتر لزوماً به معنای هزینه نهایی کمتر نیست؛ زیرا تعمیرات دشوار، نفوذ آب یا تعویض پیچیده پنلها میتواند هزینه بهرهبرداری را افزایش دهد.
شیشههای مورد استفاده در نما
نوع سیستم نگهدارنده تنها بخشی از طراحی نماست و ترکیب شیشه نیز باید بر اساس ایمنی، انرژی، نور، صدا و شرایط شکست انتخاب شود. شیشههای سکوریت، لمینت، دوجداره، سهجداره، کمگسیل و کنترلکننده تابش هرکدام عملکرد متفاوتی دارند.
در بسیاری از پروژهها از ترکیب چند فناوری استفاده میشود. برای مثال، یک واحد شیشه دوجداره میتواند دارای لایه بیرونی سکوریت، لایه داخلی لمینت و پوشش کمگسیل باشد. ترکیب نهایی باید با محل نصب، ابعاد پنل و الزامات پروژه هماهنگ شود.
۱. شیشه سکوریت (Tempered Glass)
شیشه سکوریت نوعی شیشه ایمنی است که با فرآیند گرمکردن و سردکردن سریع تولید میشود. این فرآیند باعث افزایش مقاومت شیشه در برابر ضربه، خمش و تغییرات حرارتی میشود.
در صورت شکست، شیشه سکوریت به قطعات کوچک و کمخطر تبدیل میشود و مانند شیشه معمولی به قطعات تیز و برنده تقسیم نمیگردد.

ویژگیها:
- مقاومت مکانیکی بالاتر نسبت به شیشه معمولی
- مقاومت مناسب در برابر شوک حرارتی
- شکست ایمن به قطعات ریز
- مناسب برای نماهای شیشهای، دربها، پارتیشنها و فضاهای پرتردد
محدودیت:
پس از سکوریت شدن، امکان برش یا سوراخکاری شیشه وجود ندارد و تمام عملیات ماشینکاری باید قبل از فرآیند سکوریت انجام شود.
۲. شیشه لمینت (Laminated Glass)
شیشه لمینت از اتصال دو یا چند لایه شیشه بهوسیله یک لایه میانی پلیمری مانند PVB یا SGP ساخته میشود. این لایه میانی هنگام شکست، قطعات شیشه را در کنار هم نگه میدارد و مانع ریزش آنها میشود.

ویژگیها:
- ایمنی بالا در هنگام شکست
- جلوگیری از سقوط قطعات شیشه
- کاهش انتقال صدا
- امکان استفاده در نماهای مرتفع و حساس
- قابلیت ترکیب با شیشههای رنگی، Low-E و کنترلکننده انرژی
کاربردها:
- نماهای شیشهای ساختمانهای بلند
- سقفهای شیشهای
- نورگیرها
- نماهای اسپایدر
- فضاهایی که ایمنی سقوط شیشه اهمیت دارد
تفاوت شیشه لمینت (Laminated Glass) و شیشه سکوریت (Tempered Glass)
شیشه سکوریت و لمینت هر دو از انواع شیشههای ایمنی هستند، اما عملکرد آنها در برابر شکست و کاربردشان در نما متفاوت است. شیشه سکوریت با فرآیند حرارتی تقویت میشود و مقاومت بالاتری نسبت به شیشه معمولی دارد، اما هنگام شکست به قطعات کوچک تبدیل میشود. در مقابل، شیشه لمینت از چند لایه شیشه تشکیل شده که توسط یک لایه میانی مانند PVB یا SGP به هم متصل شدهاند و در زمان شکست، قطعات شیشه را در کنار هم نگه میدارد.
تفاوت اصلی این دو نوع شیشه در رفتار پس از شکست، میزان ایمنی و کاربرد معماری است. شیشه سکوریت بیشتر برای مواردی استفاده میشود که مقاومت مکانیکی و شکست ایمن اهمیت دارد، در حالی که شیشه لمینت در نماهای مرتفع، سقفهای شیشهای، نماهای اسپایدر و فضاهایی که جلوگیری از سقوط قطعات شیشه ضروری است، کاربرد بیشتری دارد.
در پروژههای خاص نما، ترکیب این دو فناوری بهصورت شیشه سکوریت لمینت (Tempered Laminated Glass) نیز استفاده میشود تا هم مقاومت مکانیکی سکوریت و هم ایمنی لمینت تأمین شود.

۳. شیشه دوجداره (Insulated Glass Unit - IGU)
شیشه دوجداره از دو یا چند لایه شیشه تشکیل میشود که بین آنها یک فضای خالی با گاز هوا یا گازهایی مانند آرگون قرار دارد. این فضای میانی باعث بهبود عملکرد حرارتی و صوتی شیشه میشود.

ساختار معمول:
شیشه + اسپیسر + فضای گاز + شیشه
ویژگیها:
- کاهش انتقال حرارت
- بهبود عایق صوتی
- کاهش مصرف انرژی ساختمان
- کاهش تشکیل بخار در سطح داخلی
- مناسب برای کرتینوال و پنجرههای مدرن
شیشه دوجداره میتواند با انواع شیشه مانند سکوریت، لمینت، Low-E و کنترلکننده تابش ترکیب شود.
۴. شیشه سکوریت لمینت (Tempered Laminated Glass)
این نوع شیشه ترکیبی از دو فناوری ایمنی است. ابتدا لایههای شیشه سکوریت شده و سپس توسط لایه میانی پلیمری به یکدیگر متصل میشوند.
این ترکیب باعث میشود شیشه هم مقاومت مکانیکی بالایی داشته باشد و هم در هنگام شکست، قطعات آن در جای خود باقی بمانند.
ویژگیها:
- مقاومت بالا در برابر ضربه و باد
- ایمنی بسیار زیاد هنگام شکست
- مناسب برای نماهای مرتفع
- مناسب برای نماهای اسپایدر، فینگلس و شیشههای بدون قاب
- عملکرد بهتر در برابر بارهای دینامیکی
کاربردها:
- ساختمانهای بلندمرتبه
- لابیهای شیشهای
- نماهای تمام شیشهای
- سقفهای شیشهای
- سازههای شیشهای خاص
۵. شیشه کمگسیل (Low-E Glass)
شیشه Low-E دارای پوشش نازکی از اکسیدهای فلزی روی سطح خود است که انتقال حرارت تابشی را کاهش میدهد. این شیشه معمولاً در ترکیب با شیشه دوجداره استفاده میشود.
ویژگیها:
- کاهش اتلاف انرژی
- کنترل گرمای خورشیدی
- بهبود عملکرد حرارتی نما
- کاهش بار سیستمهای سرمایش و گرمایش
ضرورت انتخاب ترکیب شیشه بر اساس پروژه
انتخاب شیشه نباید تنها بر پایه نام محصول یا ضخامت ظاهری انجام شود. ابعاد پنل، روش تکیهگاه، بار باد، اختلاف دما، محل قرارگیری لایه پوششدار و رفتار پس از شکست باید همزمان بررسی شوند.
نمونهسازی بصری و فنی پیش از تولید انبوه میتواند به ارزیابی رنگ، بازتاب، شفافیت، کیفیت لبهها و هماهنگی شیشه با پروفیلها کمک کند. در پروژههای بزرگ، ساخت ماکاپ امکان بررسی جزئیات نصب و آببندی را نیز فراهم میسازد.
مراحل طراحی و اجرای نمای شیشهای
فرایند طراحی نمای شیشهای از تعیین مدولبندی، ابعاد بازشوها و زبان معماری آغاز میشود و با محاسبه بارها، انتخاب شیشه، طراحی پروفیلها، دیتیلینگ اتصالات و تهیه نقشههای ساخت ادامه مییابد. تصمیمهای معماری باید از ابتدا با محدودیتهای ساخت و نصب هماهنگ باشند.
در مرحله اجرا، کنترل ابعاد سازه اصلی اهمیت زیادی دارد. انحراف دالها، ستونها و لبههای ساختمان باید اندازهگیری شود تا براکتها و زیرسازی با شرایط واقعی تطبیق داده شوند. اتکا به ابعاد اسمی نقشه بدون برداشت کارگاهی میتواند باعث ناهماهنگی مدولها شود.
طراحی مفهومی و تهیه نقشههای اجرایی
در طراحی مفهومی، نوع سیستم، عرض مدولها، محل خطوط قائم و افقی، نوع بازشو و ارتباط نما با سقف، کف و دیوارها تعیین میشود. این مرحله باید با طراحی معماری و سازه اصلی هماهنگ باشد.
پس از آن، محاسبات و نقشههای اجرایی شامل ابعاد پروفیلها، محل براکتها، نوع اتصالات، ترکیب شیشه، جزئیات گوشهها، آبچکانها و مسیرهای تخلیه آب تهیه میشوند. نقشههای ساخت باید با ظرفیت واقعی تولیدکنندگان و روش نصب هماهنگ باشند.
نصب و کنترل کیفیت
پیش از نصب، پروفیلها، شیشهها، اتصالات و لاستیکها باید از نظر ابعاد، آسیبدیدگی و انطباق با مدارک فنی کنترل شوند. سطوح شیشه و پروفیل در محل اجرای چسب سازهای باید تمیز و مطابق دستورالعمل فنی آماده شوند.
در زمان نصب، شاقولی و تراز بودن زیرسازی، فاصله درزها، محل لقمهها، گشتاور پیچها، پیوستگی لاستیکها و عملکرد مسیر تخلیه آب بررسی میشود. آزمونهای کنترل نفوذ آب و هوا نیز میتوانند برای ارزیابی عملکرد نمونه یا بخش اجراشده استفاده شوند.
آببندی، زهکشی و کنترل درزها
آببندی نمای شیشهای تنها به تزریق سیلیکون در درزها محدود نمیشود. بسیاری از سیستمها از چند لایه دفاعی، محفظههای تعدیل فشار و مسیرهای هدایت آب استفاده میکنند تا آب نفوذکرده به بیرون تخلیه شود.
مسدودشدن سوراخهای تخلیه، قطعشدن لاستیکها در گوشهها، اجرای نامناسب چسب یا ناپیوستگی درزها میتواند باعث نفوذ آب شود. کنترل این جزئیات باید در ساخت، نصب و بازرسی نهایی انجام گیرد.
بازرسی، نگهداری و تعمیر نمای شیشهای
نمای شیشهای باید در دوره بهرهبرداری بهصورت منظم بررسی شود. فاصله زمانی بازرسی به ارتفاع ساختمان، شرایط اقلیمی، نوع سیستم، آلودگی محیطی و سوابق خرابی وابسته است.
بازرسی باید شیشهها، چسبها، لاستیکها، درپوشها، اتصالات، پوششهای فلزی و مسیرهای تخلیه آب را در بر گیرد. ترک، لبپریدگی، جداشدگی چسب، خروج لاستیک از محل، خوردگی اتصال و نفوذ آب از نشانههایی هستند که نیاز به بررسی تخصصی دارند.
برنامه بازرسی دورهای
بازرسی چشمی میتواند بسیاری از عیوب اولیه را شناسایی کند، اما برای بخشهای مرتفع باید روش دسترسی ایمن در نظر گرفته شود. تصاویر دورهای و ثبت محل عیب امکان مقایسه تغییرات در طول زمان را فراهم میکنند.
پس از طوفان شدید، ضربه، زلزله یا تغییر محسوس در سازه، ممکن است بازرسی فوقالعاده لازم باشد. هدف این بررسیها شناسایی زودهنگام تغییرشکل، جابهجایی یا آسیب قطعات است.
تعمیر و تعویض قطعات
روش تعویض شیشه به نوع سیستم وابسته است. در فیسکپ میتوان درپوش و صفحه فشار را باز کرد، اما در بعضی سیستمهای فریملس یا نقطهای، دسترسی و تنظیم مجدد پیچیدهتر است.
در تعمیر درزها باید مواد قبلی، آلودگی و بخشهای سست بهدرستی برداشته شوند. استفاده از چسب جدید بدون آمادهسازی مناسب سطح ممکن است تنها ظاهر عیب را بپوشاند و مانع نفوذ آب نشود.
جمعبندی
انواع نماهای شیشهای از نظر ظاهر، سیستم نگهدارنده، روش انتقال بار و قابلیتهای عملکردی تفاوتهای اساسی دارند. فریملس، کرتینوال، فیسکپ و سمیفریملس از سیستمهای قابدار یا نیمهقابدار محسوب میشوند. اسپایدر، فینگلس و نمای کابلی با کاهش عناصر قابلمشاهده، شفافیت بیشتری ایجاد میکنند. نماهای دوپوسته، پانورامیک، فوتوولتائیک و هوشمند نیز پاسخگوی نیازهایی مانند دید گسترده، کنترل انرژی، تولید برق و مدیریت نور هستند.
انتخاب سیستم مناسب باید بر اساس ارتفاع ساختمان، بار باد، تغییرشکل سازه، ابعاد پنلها، نوع شیشه، شرایط اقلیمی، الزامات انرژی، سرعت نصب، قابلیت تعمیر و بودجه انجام شود. هیچیک از این سیستمها بهطور مطلق بر سایر گزینهها برتری ندارد و مناسببودن هر روش به شرایط پروژه وابسته است.
هماهنگی طراحی، محاسبات، ساخت، حمل، اجرا، آببندی، کنترل کیفیت و نگهداری شرط اصلی عملکرد مناسب نمای شیشهای است. تصمیمگیری صرفاً بر پایه ظاهر یا هزینه اولیه میتواند مشکلاتی مانند نفوذ آب، شکست شیشه، اتلاف انرژی و دشواری تعمیرات را به دنبال داشته باشد. بررسی یکپارچه این عوامل امکان انتخاب آگاهانهتر و دستیابی به نمایی ایمن، قابلنگهداری و هماهنگ با معماری ساختمان را فراهم میکند.
درباره رُزان
رُزان در زمینه طراحی، ساخت و اجرای سازههای فضاکار، سازههای فضایی، سازههای خاص، سقفهای دهانهبلند، نماهای ساختمانی و سیستمهای ویژه پوشش فعالیت میکند. دامنه خدمات این مجموعه تنها به سیستمهای متعارف محدود نیست و پروژههایی با فرمهای پیچیده و الزامات خاص معماری و مهندسی را نیز در بر میگیرد.
تجربه اجرایی نزدیک به دو دهه، هماهنگی میان طراحی، ساخت و اجرا و حضور تیمهای فنی در مراحل مختلف پروژه، زمینه بررسی یکپارچه سازه، نما، پوشش و جزئیات اتصال را فراهم کرده است. در پروژههای نمای شیشهای، هماهنگی زیرسازی با شیشه، اتصالات، آببندی، هندسه ساختمان و روش نصب بر کیفیت نهایی تأثیر مستقیم دارد.
رُزان در ارائه راهکارهای فنی، محدودیتهای اجرایی، هزینهها و ریسکهای پروژه را بهصورت شفاف بررسی میکند. دقت در مدلسازی، تهیه نقشههای اجرایی، کنترل ابعادی، ساخت قطعات، جزئیات اتصالات و امکانپذیری اجرا از اصول مهم فرایند کاری این مجموعه است.
چرا رُزان؟
هماهنگی میان طراحی سازه، زیرسازی نما، پوشش و اجرای کارگاهی میتواند از ایجاد تداخل میان اجزای مختلف پروژه جلوگیری کند. رُزان با رویکرد یکپارچه، جزئیات نما و سازه نگهدارنده را همزمان بررسی میکند تا تصمیمهای طراحی با شرایط واقعی ساخت و نصب هماهنگ باشند.
تجربه در سازههای فضاکار، سقفهای دهانهبلند و سازههای خاص، امکان طراحی زیرسازیهای متناسب با نماهای شیشهای شاخص را فراهم میکند. این موضوع در نماهای اسپایدر، فینگلس، کابلی و پروژههایی که سازه پشتیبان بخشی از معماری قابلمشاهده است اهمیت بیشتری دارد.
کنترل مصالح، اتصالات، جوش، پیچها، پوششهای محافظ، ابعاد قطعات و مراحل نصب از عوامل مؤثر بر کیفیت و ایمنی پروژه هستند. همچنین بررسی واقعبینانه محدودیتهای بودجه، زمانبندی، حمل، دسترسی و نگهداری میتواند احتمال دوبارهکاری را کاهش دهد.
سوالات متداول
تفاوت بین نمای فریملس و سیستم کرتینوال چیست و آیا فریملس میتواند یکی از انواع اجرای کرتینوال باشد؟
نمای کرتینوال (Curtain Wall) یک سیستم کامل نمای غیر باربر است که شامل پروفیلهای آلومینیومی، شیشه، اتصالات، لاستیکهای آببندی و قطعات انتقال بار به سازه اصلی ساختمان میشود. این سیستم میتواند با روشهای مختلفی مانند فیسکپ، سمیفریملس و فریملس اجرا شود.
در مقابل، فریملس (Frameless) بیشتر یک روش نمایش و مهار شیشه در نمای ساختمان است که در آن قابهای آلومینیومی از بیرون قابل مشاهده نیستند و سطحی یکپارچهتر ایجاد میشود. در این سیستم معمولاً شیشهها با قابهای مخفی، چسب سیلیکونی سازهای یا ترکیبی از اتصالات مکانیکی و چسب به زیرسازی متصل میشوند.
بنابراین فریملس لزوماً در مقابل کرتینوال قرار ندارد؛ بلکه میتواند یکی از حالتهای اجرایی یا ظاهری یک سیستم کرتینوال باشد. تفاوت اصلی این دو در ماهیت سیستم است؛ کرتینوال یک سیستم کامل انتقال بار و نگهداری نما است، اما فریملس به نحوه دیدهشدن قاب و جزئیات اتصال شیشه اشاره دارد.
برای ساختمانهای مرتفع کدام نمای شیشهای مناسبتر است؟
در ساختمانهای مرتفع، سیستم یونیتایز به دلیل تولید کارخانهای و امکان نصب پنلهای آماده گزینه رایجی است، اما انتخاب نهایی به ارتفاع، هندسه، تعداد مدولهای تکراری، فشار باد، تجهیزات نصب و برنامه پروژه بستگی دارد. سیستم استیک نیز در برخی ساختمانها قابلاستفاده است. پیش از انتخاب باید تغییرمکان طبقات، تلرانس سازه، مسیر انتقال بار، نحوه تعویض پنل و آزمایش عملکرد نما بررسی شود.
آیا نمای اسپایدر برای تمام ساختمانها مناسب است؟
خیر. نمای اسپایدر برای بخشهایی که شفافیت زیاد و حداقل قاب موردنظر است، مانند ورودیها، لابیها و آتریومها، کاربرد مناسبی دارد. اجرای آن در سطح گسترده نیازمند سازه پشتیبان دقیق، شیشه ایمنی مناسب، اتصالات نقطهای کنترلشده و محاسبه تغییرشکل است. هزینه طراحی، ساخت و نگهداری آن نیز ممکن است از سیستمهای قابدار بیشتر باشد؛ بنابراین باید بر اساس الزامات واقعی پروژه انتخاب شود.
آیا نمای شیشهای باعث افزایش مصرف انرژی میشود؟
سطح زیاد شیشه در صورت طراحی نامناسب میتواند موجب افزایش دریافت گرمای خورشیدی یا اتلاف حرارت شود. بااینحال، استفاده از شیشه دوجداره، پوشش کمگسیل، شیشه کنترلکننده خورشیدی، سایهبان، طراحی مناسب جهت نما و کنترل نسبت سطح شیشه میتواند عملکرد را بهبود دهد. نتیجه نهایی به اقلیم، جهت ساختمان، نوع شیشه، کیفیت قاب و میزان نفوذ هوا وابسته است.
هزینه نمای شیشهای به چه عواملی بستگی دارد؟
نوع سیستم، ابعاد پنلها، ترکیب و ضخامت شیشه، جنس زیرسازی، ارتفاع ساختمان، تعداد بازشوها، نوع اتصالات و تجهیزات نصب از عوامل اصلی هزینه هستند. سیستمهای فینگلس، کابلی، اسپایدر، هوشمند و فوتوولتائیک معمولاً طراحی و قطعات تخصصیتری نیاز دارند. هزینه تعمیر، نظافت، تعویض شیشه و مصرف انرژی نیز باید در کنار هزینه اولیه بررسی شود.
مهمترین علت نفوذ آب در نمای شیشهای چیست؟
نفوذ آب معمولاً نتیجه یک عامل منفرد نیست. طراحی نامناسب درزها، نبود مسیر زهکشی، انسداد سوراخهای تخلیه، قطعشدن لاستیکها، اجرای ضعیف سیلیکون، تغییرشکل بیشازحد قاب و اتصال نامناسب نما به دیوار یا سقف میتوانند در ایجاد نشتی نقش داشته باشند. شناسایی علت باید با بررسی مسیر ورود آب و آزمایش کنترلشده انجام شود و تزریق سطحی چسب همیشه راهحل مناسبی نیست.
نمای شیشهای هر چند وقت یکبار به بازرسی نیاز دارد؟
فاصله بازرسی به نوع سیستم، ارتفاع ساختمان، شرایط محیطی، کیفیت اجرا و سابقه خرابی وابسته است. علاوه بر بازرسیهای دورهای، پس از باد شدید، ضربه، زلزله یا مشاهده ترک، لرزش و نفوذ آب باید بررسی تخصصی انجام شود. وضعیت چسبها، لاستیکها، اتصالات، درپوشها، شیشهها و مسیرهای تخلیه آب باید ثبت و با دورههای قبلی مقایسه شود.
بیشتر بدانیم:
مفاهیم پایه:
سازه:
- مفهوم پایه: «سقف سازه فضاکار » از طریق لینک: انتخاب طراحی و اجرای سقف سازه فضاکار
- مفهوم پایه: «اسکای لایت و نورگیر سازه فضاکار» از طریق لینک: اسکای لایت و نورگیر سازه فضاک
- مفهوم پایه: «انتخاب شرکت سازه فضاکار و سازه فضایی» از طریق لینک: انتخاب شرکت سازه فضاکار و سازه فضای
- مفهوم پایه: «نصب و اجرای سازه فضاکار» از طریق لینک: اجرای سازه فضاکار
پوشش:
- مفهوم پایه: «پوشش پلیکربنات» از طریق لینک: پوششهای کلزیپ، ساندویچ پانل، شیشه و پلی کربنات در سازه فضاکار
- مفهوم پایه: «پوشش پارچهای» از طریق لینک: پوششهای پارچه ای، ساندویچ پانل، شیشه و پلیکربنات در سازه فضاکار
- مفهوم پایه: «پوشش کلزیپ/درزایستا» از طریق لینک: پوششهای کلزیپ، ساندویچ پانل، شیشه و پلیکربنات در سازه فضاکار
طراحی:
- مفهوم پایه: «کنترل» از طریق لینک: اهمیت کنترل،مشاوره و کنترل در سازه فضاکار
- مفهوم پایه: «مدارک قراردادی» از طریق لینک: مدارک قراردادی و اهمیت کنترل،مشاوره و کنترل در سازه فضاکار
- مفهوم پایه: «طراحی مفهومی» از طریق لینک: طراحی مفهومی و اهمیت کنترل،مشاوره و کنترل در سازه فضاکار
سوالات متداول:
- بیشتر بدانیم: تفاوت اصطلاح سازه فضایی و سازه فضاکار
- بیشتر بدانیم: عمر مفید سازه فضایی
- بیشتر بدانیم: مزیت سازه فضایی برای ورزشگاه ها
مقالهها:
- برای آشنایی بیشتر با جدیدترین فناوریها در دنیاز سازه فضایی مقالهٔ سازه فضایی و آخرین تکنولوژی های ساخت و ساز در سال ۲۰۲۶ را ملاحظه فرمایید.
- برای آشنایی بیشتر با قیمت سازه فضاکار و سازه فضایی و عوامل موثر بر آن مقاله قیمت سقف سازه فضاکار (سازه فضایی) ، عوامل مؤثر، نحوه استعلام و برآورد هزینه اجرای پروژه را ملاحظه فرمایید.
- برای آشنایی بیشتر با مقاسه دقیق بین سازه فضاکار (سازه فضایی) با سولههای سنتی مقاله مقایسه سازه های فضاکار با سولههای سنتی متداول را ملاحظه فرمایید.
پروژههای رزان:
- نمونه سازه فضایی ژئودزیک، اسکایلایت و نورگیر شیشهای را در گنبدهای تک لایه گلخانه لواسان مشاهده فرمایید.
- نمونه سالن ورزشی چند منظوره را در سالن ورزشی دانشگاه علوم پایه زنجان مشاهده فرمایید.
- نمونه سازه فضاکار حیاط مرکزی و پوشانه پارچه ای را در تالار مرکزی فرهنگ و هنر ساری مشاهده فرمایید.



