مرکز ملی ورزشهای آبی پکن یا National Aquatics Center برای بازیهای المپیک ۲۰۰۸ پکن طراحی شد و خیلی زود به دلیل ظاهر حبابی و پوسته آبیرنگ خود با نام Water Cube شناخته شد. آنچه این پروژه را از بسیاری از مجموعههای ورزشی متمایز میکند، صرفاً نمای غیرمتعارف آن نیست؛ فرم معماری، سازه فولادی و سیستم پوشش در این ساختمان از یک منطق هندسی مشترک منشأ گرفتهاند. به همین دلیل Water Cube را میتوان نمونهای روشن از طراحی یکپارچه Architecture–Structure–Envelope دانست.
ساختمان در پلان تقریباً مربعی و با ابعادی در حدود ۱۷۷ × ۱۷۷ متر شکل گرفته و ارتفاع آن حدود ۳۰ تا ۳۱ متر است. اختلاف جزئی میان اعداد منتشرشده درباره ارتفاع و مساحت ساختمان، عمدتاً ناشی از گرد کردن ابعاد و تفاوت در تعریف مساحت ناخالص، مساحت مسابقاتی و مساحت مجموعه است. ظرفیت مجموعه در زمان بازیهای المپیک حدود ۱۷٬۰۰۰ تماشاگر بود و بخش قابل توجهی از صندلیها بهصورت موقت برای دوره مسابقات در نظر گرفته شده بود.
اما ارزش مهندسی Water Cube در مقیاس آن خلاصه نمیشود. پوشش خارجی ساختمان همان چیزی نیست که روی یک سازه معمولی قرار گرفته باشد؛ پوسته ETFE مستقیماً با هندسه قاب فولادی هماهنگ شده است. نتیجه، ساختمانی است که در آن فرم معماری از شبکه سازه خوانده میشود، شبکه سازه تابع یک هندسه سهبعدی است و هندسه نیز از مطالعه رفتار حبابهای فشرده در کنار یکدیگر به دست آمده است.
معمار، کارفرما، مهندس سازه و پیمانکار Water Cube
پروژه Water Cube نتیجه همکاری چندرشتهای و بینالمللی بود. طرح برنده مسابقه معماری توسط تیمی متشکل از PTW Architects، China State Construction Engineering Corporation (CSCEC)، China Construction Design International/CCDI و Arup توسعه یافت. در این ساختار همکاری، PTW نقش مهمی در معماری پروژه داشت و Arup بهطور ویژه در طراحی سازه، مهندسی پوسته و یکپارچهسازی سیستمهای مهندسی نقش ایفا کرد.
کارفرمایان معرفیشده برای پروژه شامل دولت شهری پکن و Beijing State-Owned Assets Management Co. هستند. اجرای اصلی ساختمان نیز با مشارکت مجموعه China State Construction انجام شد و CSCEC بهعنوان پیمانکار اصلی پروژه شناخته میشود. این تفکیک نقشها اهمیت دارد؛ زیرا Water Cube محصول کار یک دفتر معماری یا یک مهندس منفرد نیست، بلکه خروجی یک فرایند طراحی یکپارچه میان معماری، سازه، پوسته، تأسیسات، تحلیل محیطی و ساخت است.
جدول ۱ ـ هویت و عوامل اصلی پروژه
| نام پروژه | National Aquatics Center |
| نام شناختهشده | Water Cube |
| موقعیت | Olympic Green، پکن، چین |
| کاربرد اولیه | مرکز مسابقات ورزشهای آبی المپیک ۲۰۰۸ |
| ظرفیت اولیه مسابقات | حدود ۱۷٬۰۰۰ نفر |
| ابعاد تقریبی | حدود ۱۷۷ × ۱۷۷ متر |
| ارتفاع | حدود ۳۰ تا ۳۱ متر |
| تیم طراحی | PTW، CCDI، CSCEC و Arup |
| مهندسی سازه | Arup با همکاری تیم چینی پروژه |
| کارفرما | دولت شهری پکن / Beijing State-Owned Assets Management Co. |
این ساختار مشارکتی یکی از نکات کلیدی Water Cube است. در پروژهای که فرم سازه، هندسه نما، رفتار لرزهای، جزئیات ETFE، نور طبیعی و شرایط محیطی به یکدیگر وابستهاند، تقسیم طراحی به رشتههای مستقل میتوانست به تضادهای جدی در مرحله اجرا منجر شود. مدل یکپارچه پروژه امکان داد بسیاری از این وابستگیها قبل از ساخت بررسی شوند.
- مفهوم پایه: «مشاوره» از طریق لینک: اهمیت مشاوره، مشاوره و کنترل در سازه فضاکار
از حباب صابون تا هندسه Weaire–Phelan
ظاهر Water Cube در نگاه اول تصادفی به نظر میرسد. سلولها اندازهها و فرمهای متفاوت دارند و الگوی متعارف سازههای فضاکار با مدولهای مربع، مثلث یا هرم در نما دیده نمیشود. با این حال این نامنظمی ظاهری از یک سیستم هندسی بسیار منظم حاصل شده است.
ساختار Weaire–Phelan چیست؟
ساختار Weaire–Phelan از تحقیقات Denis Weaire و Robert Phelan درباره تقسیم یک حجم سهبعدی به سلولهای همحجم با سطح مشترک کمتر شکل گرفت. این آرایش از دو نوع سلول چندوجهی تشکیل میشود و نسبت به مدل کلاسیک پیشنهادی لرد کلوین سطح مشترک اندکی کمتری ایجاد میکند. ویژگی مهم این هندسه برای معماری Water Cube، توانایی آن در پرکردن پیوسته فضای سهبعدی است.
طراحان بهجای طراحی یک نمای دوبعدی با اشکال تصادفی، ابتدا یک توده سهبعدی از این سلولها ایجاد کردند. سپس حجم مکعبی ساختمان از این ساختار سهبعدی استخراج شد. خطوطی که از تقاطع صفحات خارجی ساختمان با سلولهای حبابی ایجاد شدند، الگوی شناختهشده نما و سقف را شکل دادند.
این تفاوت بسیار مهم است. نمای Water Cube یک الگوی گرافیکی شبیه حباب نیست که بعداً روی ساختمان نصب شده باشد؛ نما در واقع مقطعی از یک هندسه فضایی است که سازه فولادی ساختمان نیز بر اساس همان هندسه توسعه یافته است.
تبدیل هندسه ریاضی به هندسه قابل ساخت
یک مدل هندسی زیبا الزاماً یک سازه قابل اجرا نیست. طراحان باید شبکه حاصل را از نظر طول اعضا، زوایای گرهها، تعداد تیپها، ظرفیت مقاطع، جزئیات اتصال و امکان ساخت صنعتی منطقی میکردند. بنابراین مدل اولیه حبابها وارد فرایندی از Rationalization و بهینهسازی شد.
نکته مهم Water Cube این است که با وجود ظاهر کاملاً نامنظم، ساختار پایه از تکرار تعداد محدودی رابطه هندسی ایجاد میشود. این موضوع امکان تبدیل یک فرم پیچیده به مجموعهای از قطعات قابل شناسایی، مدلسازی، شمارهگذاری، ساخت و نصب را فراهم کرد.
نامنظمی بصری در برابر نظم مهندسی
یکی از مهمترین درسهای پروژه این است که پیچیدگی بصری لزوماً به معنای بینظمی مهندسی نیست. در یک سازه پارامتریک مناسب، هندسه میتواند در ظاهر آزاد باشد اما قواعد تولید آن محدود، قابل کنترل و قابل تکرار باقی بماند.
این اصل امروز در طراحی سازههای فضایی، پوستههای Free Form و نماهای پارامتریک اهمیت زیادی دارد. آنچه هزینه و ریسک را کنترل میکند، صرفاً سادهکردن فرم نیست؛ بلکه یافتن «قواعد تکرارشونده درون فرم پیچیده» است.
سیستم سازهای Water Cube؛ سازه فضاکار یا قاب فضایی؟
در بسیاری از منابع عمومی Water Cube بهعنوان یک Space Frame معرفی میشود. این تعبیر در مفهوم کلی سازه فضاکار درست است، اما رفتار سازهای آن با یک خرپای فضایی متعارف که اعضای آن عمدتاً نیروی محوری تحمل میکنند تفاوت دارد. سیستم Water Cube دقیقتر یک Polyhedral Spatial Steel Frame یا قاب فضایی فولادی چندوجهی است.
در این سیستم، شبکه سهبعدی فولادی دیوارها و سقف را به یک مجموعه پیوسته تبدیل میکند. در نتیجه مرز میان «خرپای سقف» و «ستونهای نما» مانند ساختمانهای متعارف کاملاً مشخص نیست. شبکه پوستهای سهبعدی در جهات مختلف امتداد پیدا میکند و مسیرهای متعددی برای انتقال نیرو ایجاد میشود.
مسیر انتقال بار در شبکه چندوجهی
در سازههای فضاکار کلاسیک، استفاده از آرایش مثلثی و فرض اتصالات نزدیک به مفصلی باعث میشود بخش عمده نیرو به صورت کشش و فشار محوری در اعضا منتقل شود. در Water Cube، هندسه چندوجهی و اتصالات صلب سبب میشوند اعضا علاوه بر نیروی محوری، تحت خمش، برش و در برخی موارد پیچش نیز قرار گیرند.
این موضوع مستقیماً بر تحلیل، انتخاب مقاطع و طراحی گرهها اثر میگذارد. اعضای شبکه را نمیتوان صرفاً بهعنوان میلههای خرپایی دو نیرویی بررسی کرد. مدل محاسباتی باید رفتار قاب سهبعدی و سختی دورانی اتصالات را نیز در نظر بگیرد.
گرهها، سختی و عملکرد لرزهای
یکی از چالشهای اصلی در چنین شبکهای، اتصال تعداد زیادی عضو با زوایای متفاوت است. گرهها باید علاوه بر انتقال نیروهای محوری، توان انتقال لنگر و برش را نیز داشته باشند و همزمان امکان ساخت و کنترل جوش را فراهم کنند.
این مسئله برای پکن که طراحی لرزهای در پروژه اهمیت داشته، جدیتر میشود. سبک بودن پوسته ETFE در مقایسه با شیشه نیز جرم غیرسازهای ساختمان را کاهش میدهد؛ بنابراین انتخاب پوسته صرفاً تصمیم معماری نیست و بر تقاضای لرزهای و عملکرد کلی سازه اثر میگذارد.
تفاوت Water Cube با یک خرپای فضایی متعارف
در خرپای فضایی متعارف، مهندس معمولاً تلاش میکند رفتار خمشی اعضا را محدود و بارها را عمدتاً از طریق نیروهای محوری انتقال دهد. در Water Cube اتصال صلب و شکل سلولها باعث میشوند عملکرد قاب فضایی سهم بیشتری داشته باشد.
بنابراین استفاده از عبارت «سازه فضاکار» برای معرفی پروژه مناسب است، اما در تحلیل تخصصی باید مشخص شود که سیستم آن یک شبکه چندوجهی صلب است و نباید رفتار آن را با یک Space Truss معمولی یکسان فرض کرد.
- مفهوم پایه: «سازه فضاکار» از طریق لینک: سازه فضاکار
جدول ۲ ـ مقایسه سازه فضاکار متعارف و سیستم Water Cube
| معیار | سازه فضاکار خرپایی متعارف | Water Cube |
| هندسه غالب | مدولهای منظم مثلثی یا هرمی | سلولهای چندوجهی مشتقشده از حباب |
| رفتار اعضا | عمدتاً محوری | محوری + خمشی + برشی |
| اتصال ایدهآل تحلیلی | اغلب نزدیک به مفصلی | صلب یا نیمهصلب با انتقال لنگر |
| تکرار هندسی | واضح و منظم | تکرار قاعده هندسی با ظاهر نامنظم |
| ارتباط نما و سازه | میتواند مستقل باشد | بسیار یکپارچه |
| نیاز به مدلسازی دیجیتال | متوسط تا زیاد | بسیار زیاد |
| پیچیدگی ساخت | وابسته به سیستم | بالا، با نیاز جدی به Rationalization |
از این مقایسه مشخص میشود که ویژگی شاخص Water Cube صرفاً «سهبعدی بودن» سازه نیست. اهمیت اصلی در نحوه تبدیل یک توپولوژی سلولی به قاب فولادی واقعی و سپس هماهنگکردن آن با پوشش ساختمان قرار دارد.
پوسته ETFE؛ تبدیل شبکه فولادی به معماری حبابی
عامل دوم هویت Water Cube پس از سازه فولادی، ETFE یا Ethylene Tetrafluoroethylene است. ETFE یک فلوئوروپلیمر بسیار سبک و شفاف است که میتواند به شکل لایههای نازک تولید و در قالب بالشتکهای پنوماتیک استفاده شود.
در Water Cube، پوشش ETFE داخل قابهای تشکیلشده توسط شبکه فولادی قرار میگیرد. به این ترتیب هر سلول سازهای به یک حباب بصری تبدیل میشود. گزارشهای اجرایی CSCEC تعداد ۳٬۲۱۶ بالشتک و سطح کل حدود ۱۰۴٬۴۰۰ مترمربع را برای سیستم ETFE ذکر کردهاند؛ برخی منابع عمومی تعداد «حبابهای بصری» را متفاوت بیان میکنند که ناشی از تفاوت شیوه شمارش سلول هندسی و واحد اجرایی بالشتک است.
ساختار بالشتکهای ETFE
بالشتک ETFE معمولاً از چند لایه فیلم بسیار نازک تشکیل میشود که در پیرامون به یکدیگر متصل شده و با فشار هوای کنترلشده شکل محدب خود را حفظ میکنند. عملکرد چنین سیستمی با یک ورق صلب متفاوت است؛ هندسه، فشار داخلی، تعداد لایهها، ابعاد پنل، شرایط باد و جزئیات اتصال پیرامونی باید بهصورت یک مجموعه بررسی شوند.
در Water Cube، این فناوری امکان داد سلولهای بسیار متنوع هندسه سازه بدون استفاده از هزاران قطعه شیشه سنگین پوشیده شوند. وزن کم پوشش، انعطافپذیری فرم و عبور مناسب نور از مهمترین دلایل سازگاری ETFE با ایده معماری ساختمان بودند.
ETFE یک «پوسته بدون جزئیات» نیست
سبک بودن ETFE نباید با ساده بودن طراحی آن اشتباه گرفته شود. قاب پیرامونی، جوش فیلمها، سیستم تأمین و کنترل هوا، تخلیه آب، رفتار در باد، تغییر شکل، جزئیات آببندی و دسترسی برای تعمیر همگی بخشی از مهندسی پوستهاند.
در پروژههای مشابه، کیفیت عملکرد نهایی بیش از آنکه فقط به انتخاب متریال وابسته باشد، به طراحی صحیح Edge Detail، سیستم پنوماتیک و هماهنگی سازه اصلی و زیرسازه وابسته است.
نور، گرما و عملکرد محیطی پوسته
شفافیت و جرم کم ETFE به Water Cube اجازه میدهد از نور طبیعی به شکل گسترده استفاده کند. پوسته چندلایه همچنین فضای واسطی میان محیط خارجی و سالنهای داخلی ایجاد میکند که بخشی از راهبرد حرارتی ساختمان است.
طراحی پروژه از جذب انرژی خورشیدی برای کمک به گرمکردن فضا و استخرها استفاده میکرد. بنابراین نمای شفاف ساختمان نه فقط یک عنصر بصری، بلکه بخشی از سیستم محیطی مجموعه بود. میزان واقعی صرفهجویی انرژی در هر پروژه ETFE به اقلیم، درصد چاپ سطح، تعداد لایهها، جهت تابش و کنترل تأسیسات وابسته است و نباید اعداد Water Cube را به تمام پروژههای ETFE تعمیم داد.
جدول ۳ ـ ETFE و شیشه در کاربرد مشابه پوسته شفاف
| معیار | ETFE Cushion | شیشه |
| وزن سطحی | بسیار پایین | بهمراتب بالاتر |
| قابلیت ایجاد فرم حبابی | بسیار مناسب | محدودتر و نیازمند پنلبندی خاص |
| زیرسازی | سبکتر، وابسته به ابعاد پنل | عموماً سنگینتر |
| شفافیت | قابل تنظیم | قابل تنظیم |
| کنترل خورشیدی | با چاپ، لایهبندی و الگو | با پوششها و ترکیب شیشه |
| تعویض پنل | نیازمند تخصص سیستم ETFE | وابسته به سیستم کرتینوال |
| نیاز به تجهیزات فعال | در Cushion به سیستم هوا نیاز دارد | معمولاً خیر |
| رفتار حرارتی | تابع تعداد لایه و طراحی | تابع ترکیب شیشه |
| مناسب برای فرمهای آزاد | بالا | پروژهوابسته |
این جدول نشان میدهد ETFE جایگزین عمومی شیشه نیست. مزیت آن زمانی برجسته میشود که وزن کم، فرم آزاد، دهانه بزرگ پنلها و عبور نور با اهداف پروژه همسو باشند.
- مفهوم پایه: «پوشش شیشه» از طریق لینک: پوششهای شیشه، ساندویچ پانل، شیشه و پلیکربنات در سازه فضاکار
طراحی دیجیتال، ساخت و اجرای سازه پیچیده Water Cube
پیچیدگی Water Cube را نمیشد با نقشهکشی دوبعدی سنتی بهتنهایی مدیریت کرد. هزاران عضو و گره با روابط فضایی مختلف باید همزمان در مدل هندسی، مدل سازهای و مدارک ساخت تعریف میشدند. به همین دلیل پروژه از نمونههای مهم استفاده زودهنگام طراحی محاسباتی و مدلسازی یکپارچه در پروژههای ساختمانی بزرگ محسوب میشود.
مدل هندسی پیش از نقشه اجرایی
در یک سازه معمولی، طراح ممکن است ابتدا محوربندی را مشخص و سپس اعضای سازه را روی آن تعریف کند. در Water Cube مسیر معکوستر بود: ابتدا الگوریتم هندسی سلولهای سهبعدی تولید شد، سپس حجم ساختمان از آن استخراج گردید و در مرحله بعد اعضا و گرههای سازهای تعریف شدند.
به این ترتیب مدل دیجیتال تبدیل به «مرجع هندسی» پروژه شد. مختصات اعضا، طولها، زاویه اتصال، تیپ قطعات و موقعیت پوسته باید از یک پایگاه هندسی مشترک استخراج میشدند. این رویکرد امروزه در BIM و Computational Design رایجتر است، اما در زمان طراحی Water Cube رویکردی بسیار پیشرو محسوب میشد.
Rationalization و ساخت قطعات
هدف Rationalization حذف معماری پیچیده نیست؛ هدف تبدیل آن به منطق ساخت است. اگر هر گره و هر عضو Water Cube کاملاً منحصربهفرد طراحی میشد، کنترل تولید و نصب بسیار دشوارتر میشد. بنابراین تکرارپذیری پنهان هندسه برای کاهش تعداد تیپها و کنترل فرایند تولید اهمیت داشت.
شمارهگذاری اعضا، کنترل مختصات، بررسی تلرانس ساخت و مونتاژ آزمایشی در چنین سازهای نقشی حیاتی دارند. خطای کوچک در یک گره میتواند در ادامه شبکه سهبعدی تجمع پیدا کرده و محل اتصال اعضای بعدی یا قاب ETFE را جابهجا کند.
تلرانس در سازه آزاد یک موضوع معماری هم هست
در یک سازه پنهانشده پشت سقف کاذب، بخشی از خطاهای هندسی ممکن است در معماری دیده نشوند. در Water Cube خود سازه الگوی نهایی نما را تعریف میکند؛ بنابراین تلرانس سازه مستقیماً به کیفیت بصری ساختمان تبدیل میشود.
کنترل ابعاد در کارخانه، موقعیت گرهها در سایت، توالی نصب و پایش تغییر شکل باید با نیازهای پوسته ETFE هماهنگ باشد. این موضوع نمونه روشنی از اهمیت Constructability Review پیش از آغاز ساخت است.
اجرای شبکه و کنترل کیفیت
در مرحله اجرا، توالی نصب باید بهگونهای طراحی شود که پایداری موقت سازه حفظ و تغییر شکلهای ناخواسته کنترل شوند. شرایط سازه در نیمه نصب با شرایط نهایی کاملاً متفاوت است؛ زیرا بخشی از مسیرهای انتقال نیرو هنوز تکمیل نشدهاند.
کیفیت جوشها، ابعاد مقاطع، موقعیت گرهها، پوششهای محافظ فولاد، اتصال پوسته و کنترل نهایی هندسه از موارد اصلی QA/QC هستند. در سازههایی با هزاران عضو، کنترل کیفیت باید سیستمی باشد؛ اتکا به بازرسی موردی برای جلوگیری از تجمع خطا کافی نیست.
عملکرد معماری و تغییرپذیری Water Cube
Water Cube در زمان بازیهای المپیک ۲۰۰۸ برای مسابقات شنا، شیرجه و دیگر رشتههای ورزشهای آبی مورد استفاده قرار گرفت. اما از ابتدا هدف پروژه محدودکردن ساختمان به چند هفته مسابقه نبود. برنامهریزی مجموعه برای استفاده عمومی و تفریحی پس از المپیک، بخشی از منطق پروژه بود.
یکی از نقاط جالب چرخه عمر ساختمان، تبدیل بخشی از مرکز برای المپیک زمستانی ۲۰۲۲ بود. در این تحول، سالن مسابقات توانست با سیستمهای قابل جمعآوری برای برگزاری کرلینگ آماده شود و مجموعه با عنوان Ice Cube نیز شناخته شد. این تغییر کاربری بدون حذف هویت اصلی سازه و پوسته انجام شد.
از دید مهندسی، این تجربه نشان میدهد طراحی یک سازه خاص نباید صرفاً برای لحظه افتتاح بهینه شود. انعطاف عملکردی، دسترسی به تأسیسات، امکان نگهداری پوسته و قابلیت سازگاری فضاها با استفادههای بعدی میتوانند بخش مهمی از ارزش واقعی یک پروژه بزرگ باشند.
- بیشتر بدانیم: عمر مفید سازه فضایی
مزایا، محدودیتها و درسهای Water Cube برای سازههای فضاکار
مهمترین مزیت رویکرد Water Cube، یکپارچگی میان معماری، سازه و پوشش است. ساختار حبابی فقط یک فرم تزئینی نیست و شبکه فولادی نیز تنها سازهای پنهان در پشت نما نیست. یک منطق واحد، هر دو را تولید کرده است. این پیوستگی میتواند تعداد لایههای غیرضروری ساختمان را کاهش دهد و هویت معماری قدرتمندی ایجاد کند.
مزیت دوم، استفاده هوشمندانه از سازه فضایی برای توزیع نیروها در یک شبکه سهبعدی گسترده است. مسیرهای متعدد انتقال بار و پیوستگی سقف و دیوارها امکان ایجاد یک حجم بزرگ و یکپارچه را فراهم میکند. با این حال این مزیت با پیچیدگی تحلیل، اتصالات و ساخت همراه است.
پوسته ETFE نیز کاهش وزن قابل توجهی نسبت به پوششهای شفاف سنگین فراهم میکند و برای چنین هندسهای مناسب است. در مقابل، سیستم Cushion به تجهیزات تأمین هوا، کنترل فشار، دیتیل آببندی و برنامه نگهداری تخصصی نیاز دارد. بنابراین انتخاب ETFE باید نتیجه تحلیل عملکرد باشد، نه تقلید از ظاهر Water Cube.
در نهایت مهمترین درس پروژه برای طراحان سازههای فضاکار این است که فرم پیچیده باید از ابتدا با ساختپذیری همراه باشد. هندسهای که تنها در مدل سهبعدی جذاب است اما قابلیت تیپبندی قطعات، تعریف اتصالات و کنترل تلرانس ندارد، در مرحله ساخت به هزینه، زمان و ریسک تبدیل میشود.
جمعبندی
مرکز ملی ورزشهای آبی پکن نمونهای بسیار مهم از تحول مفهوم سازه فضاکار از یک سیستم صرفاً سازهای به یک ابزار مشترک معماری و مهندسی است. در Water Cube، هندسه Weaire–Phelan مبنایی برای ایجاد شبکهای سهبعدی فراهم کرد که ظاهراً تصادفی است اما از قوانین مشخص و تکرارشونده پیروی میکند. این شبکه سپس به قاب فولادی چندوجهی تبدیل شد و پوسته ETFE مستقیماً بر همان منطق هندسی سوار شد.
از نظر سازهای، Water Cube را نباید دقیقاً مشابه خرپاهای فضایی متداول در نظر گرفت. صلبیت اتصالات و هندسه شبکه باعث میشوند اعضا علاوه بر نیروهای محوری، خمش و برش نیز تحمل کنند. به همین دلیل تحلیل سهبعدی، طراحی اتصالات و کنترل رفتار لرزهای بخش جداییناپذیر فرایند طراحی بودهاند.
از طرف دیگر ETFE نشان میدهد انتخاب سیستم پوشش چگونه میتواند بر معماری، وزن سازه، نور طبیعی و عملکرد محیطی ساختمان اثر بگذارد. موفقیت این ترکیب نه از یک متریال خاص، بلکه از هماهنگی میان هندسه، بارگذاری، سازه، پوشش، ساخت و بهرهبرداری حاصل شده است.
- مفهوم پایه: «نقش سازه فضایی در ورزشگاهها» از طریق لینک: سازه فضایی در ورزشگاهها
Water Cube برای پروژههای سازه فضایی یک نسخه قابل کپی نیست؛ بلکه یک روش تفکر است: هندسه باید قابل تحلیل باشد، سازه باید قابل ساخت باشد و پوسته باید از ابتدا بخشی از سیستم طراحی محسوب شود.
درباره رُزان
رُزان در زمینه طراحی، تحلیل، ساخت و اجرای سازههای فضاکار، سازههای فضایی، سازههای خاص و پوششهای دهانهبلند فعالیت میکند. ماهیت پروژههایی مانند Water Cube نشان میدهد که در سازههای خاص، مرز میان معماری، سازه، پوشش و جزئیات اجرایی بسیار کمرنگ است؛ به همین دلیل هماهنگی این حوزهها از مراحل اولیه طراحی اهمیت اساسی دارد.
دامنه فعالیت رُزان شامل مدلسازی و طراحی سازه، تهیه جزئیات و Shop Drawing، ساخت قطعات، کنترل ابعادی، اجرای سازه، زیرسازی و هماهنگی با سیستمهای پوشش و نما است. تجربه عملی نزدیک به دو دهه شرکت در پروژههای سازه فضاکار و پوششهای خاص، زمینه بررسی همزمان الزامات محاسباتی و Constructability را فراهم کرده است.
در پروژههای پیچیده، هدف تنها دستیابی به یک مدل محاسباتی قابل قبول نیست؛ هندسه، اتصالات، ساخت، حمل، مونتاژ، تلرانسها، ایمنی و کنترل کیفیت باید از ابتدا بهعنوان اجزای یک سیستم واحد دیده شوند.
چرا رُزان؟
در طراحی و اجرای سازههای فضایی، کیفیت نتیجه نهایی مستقیماً به هماهنگی میان تیم طراحی و اجرا وابسته است. رُزان تلاش میکند مدلسازی سازه، جزئیات اتصال، نقشههای ساخت و محدودیتهای واقعی سایت را در یک فرایند یکپارچه بررسی کند.
تجربه اجرایی در کنار طراحی باعث میشود موضوعاتی مانند روش مونتاژ، موقعیت گرهها، قابلیت نصب، دسترسی جرثقیل، توالی اجرا، کنترل ابعاد و هماهنگی سازه با پوشش پیش از شروع تولید بررسی شوند. این موضوع بهویژه در سازههای خاص و هندسههای غیرمتعارف اهمیت دارد؛ زیرا اصلاح یک تصمیم هندسی پس از آغاز ساخت معمولاً دشوار و پرهزینه است.
تمرکز بر کنترل مصالح و ساخت، کیفیت اتصالات، بازرسی قطعات و ایمنی نصب نیز بخش مکمل این رویکرد است. انتخاب سیستم سازهای و پوشش باید متناسب با معماری، دهانه، بارگذاری، شرایط بهرهبرداری، بودجه و محدودیتهای واقعی هر پروژه انجام شود، نه صرفاً بر اساس شباهت ظاهری به یک پروژه شاخص.
سوالات متداول
آیا سازه Water Cube واقعاً یک سازه فضاکار است؟
بله، در مفهوم عمومی میتوان Water Cube را یک سازه فضاکار یا Space Frame دانست؛ زیرا سیستم اصلی آن یک شبکه سهبعدی فولادی است. با این حال از دید تحلیل سازه، اصطلاح Polyhedral Spatial Frame دقیقتر است. برخلاف بسیاری از خرپاهای فضایی که اعضای آنها عمدتاً نیروهای محوری تحمل میکنند، اعضای Water Cube به دلیل هندسه و صلبیت اتصالات میتوانند تحت ترکیبی از نیروی محوری، خمش و برش قرار گیرند. بنابراین نباید روش طراحی یک Space Truss معمولی را بدون بررسی رفتار واقعی اتصالها به چنین سیستمی تعمیم داد.
هندسه حبابی Water Cube چگونه ایجاد شده است؟
هندسه اصلی از ساختار Weaire–Phelan الهام گرفته شده است؛ الگویی سهبعدی برای تقسیم فضا به سلولهای تقریباً همحجم. طراحان یک شبکه سهبعدی از این سلولها تولید کردند و سپس حجم مکعبی ساختمان را از آن استخراج کردند. خطوط تقاطع سلولها با سطوح خارجی، الگوی نما و سقف را شکل دادند. بنابراین چیزی که در نما شبیه مجموعهای تصادفی از حبابها دیده میشود، در واقع محصول یک الگوریتم هندسی منظم است. پس از این مرحله، هندسه برای ساخت، تیپبندی اعضا و کنترل اتصالات Rationalize شد.
چرا در Water Cube از ETFE بهجای شیشه استفاده شد؟
وزن بسیار کم ETFE یکی از عوامل مهم انتخاب آن بود. برای یک ساختمان با بیش از صد هزار مترمربع پوشش و شبکهای با سلولهای غیرمعمول، استفاده از پوشش سبک میتواند اثر محسوسی بر وزن سازه و نیروهای لرزهای داشته باشد. همچنین ETFE امکان ایجاد بالشتکهای محدب در ابعاد و فرمهای متفاوت را فراهم میکند و با مفهوم حبابی ساختمان هماهنگی زیادی دارد. با این حال ETFE همواره جایگزین مناسب شیشه نیست؛ سیستم پنوماتیک، دوام جزئیات، عملکرد حرارتی، آکوستیک، آتش، تعمیر و هزینه چرخه عمر باید برای هر پروژه جداگانه بررسی شوند.
آیا الگوی نامنظم Water Cube باعث دشوارترشدن ساخت شد؟
بله، اما بخش مهمی از طراحی به کاهش همین پیچیدگی اختصاص داشت. اگر هزاران عضو و گره بدون منطق مشترک ساخته میشدند، کنترل پروژه بسیار دشوار بود. استفاده از مدلسازی دیجیتال اجازه داد قطعات شناسایی، شمارهگذاری و دستهبندی شوند و مختصات دقیق آنها برای ساخت و نصب استخراج شود. به همین دلیل Water Cube نمونه مناسبی از تفاوت میان «فرم پیچیده» و «فرایند ساخت کنترلنشده» است. پیچیدگی هندسه در صورتی قابل مدیریت میشود که قواعد تولید و مونتاژ آن از ابتدا تعریف شده باشند.
آیا میتوان از سیستم Water Cube برای پروژههای دیگر کپی کرد؟
از نظر هندسی امکان طراحی شبکههای مشابه وجود دارد، اما کپی مستقیم سیستم منطقی نیست. فرم سازه باید بر اساس دهانه، بار برف و باد، زلزله، معماری، تأسیسات، نوع پوشش، امکانات تولید و شرایط نصب طراحی شود. هندسه Weaire–Phelan در Water Cube به یک مسئله مشخص معماری و مهندسی پاسخ داده است. برای یک سالن صنعتی، استادیوم یا ترمینال فرودگاه ممکن است یک گرید دوطرفه، دولایه، گنبدی یا خرپای فضایی متعارف عملکرد اقتصادیتر و اجراییتری داشته باشد.
مهمترین درس Water Cube برای طراحی سازههای فضاکار چیست؟
مهمترین درس، یکپارچگی طراحی است. معماری، تحلیل سازه، هندسه، اتصالات، پوسته و روش اجرا نباید بهصورت مراحل مستقل و پشت سرهم دیده شوند. هر تغییر در هندسه میتواند تعداد قطعات، زاویه اتصالات، رفتار سازه، پنلبندی پوشش و هزینه نصب را تغییر دهد. به همین دلیل در پروژههای سازه فضایی پیشرفته، تصمیمات اصلی باید از مرحله طراحی مفهومی با حضور همزمان معماری، سازه، ساخت و اجرا گرفته شوند.
بیشتر بدانیم:
مفاهیم پایه:
سازه:
- مفهوم پایه: «اسکای لایت و نورگیر سازه فضاکار» از طریق لینک: اسکای لایت و نورگیر سازه فضاکار
- مفهوم پایه: «اسکای لایت و نورگیر سازه فضاکار» از طریق لینک: تک لایه
پوشش:
- مفهوم پایه: «پوشش شیشه» از طریق لینک: پوششهای شیشه، ساندویچ پانل، شیشه و پلیکربنات در سازه فضاکار
طراحی:
- مفهوم پایه: «طراحی مفهومی» از طریق لینک: طراحی مفهومی و اهمیت کنترل،مشاوره و کنترل در سازه فضاکار
نما:
- مفهوم پایه: «انواع نماهای شیشه ای» از طریق لینک: انواع نماهای شیشه ای
سوالات متداول:
- بیشتر بدانیم: تفاوت اصطلاح سازه فضایی و سازه فضاکار
- بیشتر بدانیم: حداکثر دهانه قابل پوشش با سازه فضایی
مقالهها:
- برای آشنایی بیشتر با شاهکار ورزشگاهی در زمینه پوشانه ETFE مقاله سقف و نمای سبک در Estadio Azteca با غشای ETFE و سازه فضاکار را ملاحظه فرمایید.
- برای آشنایی بیشتر با جدیدترین فناوریها در دنیاز سازه فضایی مقالهٔ سازه فضایی و آخرین تکنولوژی های ساخت و ساز در سال ۲۰۲۶ را ملاحظه فرمایید.
پروژههای رزان:
- نمونه سازه فضایی ژئودزیک، اسکایلایت و نورگیر شیشهای را در گنبدهای تک لایه گلخانه لواسان مشاهده فرمایید.
- نمونهه سازه فضاکار دولایه و تک لایه، اسکایلایت و نورگیر شیشهای را در گنبدهای آسمان نمای شیشه ای (Skylight) پالایشگاه گاز بید بلند خلیج فارس مشاهده فرمایید.
.png?format=webp&quality=75&width=1600&withoutEnlargement=true)


