در ادبیات تخصصی، اصطلاحهای Single-Layer Gridshell، Single-Layer Latticed Shell و Single-Layer Reticulated Shell از نظر فنی دقیقتر از عبارت عمومی Single-Layer Space Frame هستند. علت آن است که Space Frame در بسیاری از منابع به سازههای خرپایی فضایی دولایه نیز اطلاق میشود، در حالی که سازه مورد بحث این مقاله بیشتر به یک پوسته گسسته مشبک شباهت دارد. اعضای مستقیم فولادی جای سطح پیوسته یک پوسته را میگیرند و گرهها مسیر انتقال نیرو میان آنها را تشکیل میدهند. پژوهشهای جدید gridshell نیز بر همین ارتباط میان هندسه سطح، شبکه اعضا و رفتار گرهها تمرکز دارند.
تفاوت اساسی این سیستم با یک سازه فضایی دولایه، حذف فاصله قائم میان chord بالا و پایین است. در یک سازه دولایه، عمق خرپا بخش مهمی از سختی خمشی را تأمین میکند؛ اما در شبکه تکلایه، انحنای سطح، پیوستگی هندسی شبکه و سختی دورانی گرهها باید بخش عمدهای از پایداری را ایجاد کنند. به همین دلیل کوچککردن ضخامت ظاهری سقف مزیت معماری مهمی ایجاد میکند، ولی همزمان مسئله کمانش کلی، کمانش عضو، imperfection sensitivity و رفتار نیمهصلب گرهها برجستهتر میشود. پژوهشهای پایداری Single-Layer Gridshell نشان میدهند که مدلسازی اتصال میتواند بهطور مستقیم ظرفیت پایداری کل سیستم را تغییر دهد.
این خانواده از سازهها برای آتریومها، سالنهای عمومی، فضاهای نمایشگاهی، پوشش حیاطهای بزرگ، پایانهها، گلخانههای معماری، سازههای آزادفرم، سایبانها و سقفهایی که شفافیت یا حداقل ضخامت سازهای اهمیت دارد قابل مطالعه است. مناسببودن سیستم برای یک پروژه مشخص را نمیتوان فقط با دهانه تعیین کرد؛ فرم سطح، ارتفاع خیز، نوع تکیهگاه، بار باد و برف، پوشش، معماری، روش مونتاژ و امکان تأمین سختی مناسب گره باید همزمان بررسی شوند.
بیشتر بدانیم: حداکثر دهانه قابل پوشش با سازه فضایی
رفتار سازهای سازههای فضاکار تکلایه
سازه فضاکار تکلایه را نباید صرفاً مجموعهای از تیرهای متقاطع دانست. هدف هندسی آن نزدیکشدن به رفتار یک shell است؛ یعنی بار تا حد امکان از طریق نیروهای درونصفحهای شبکه و مسیرهای فشاری و کششی منتقل شود. با این حال چون سطح پوسته به اعضای خطی و گرههای منفرد تبدیل شده است، رفتار واقعی علاوه بر نیروی محوری شامل خمش عضو، پیچش، تغییرشکل گره و اثر سختی دورانی اتصال نیز خواهد بود.
رفتار پوستهای و نقش انحنای هندسی
در یک شبکه دارای انحنای مناسب، بار قائم میتواند در سطح شبکه به نیروهای محوری تبدیل شده و به تکیهگاهها منتقل شود. این همان مزیت بنیادی فرمهای گنبدی، barrel shell و سطوح double-curved است. هرچه شکل سازه با مسیر طبیعی انتقال نیرو هماهنگتر باشد، سهم خمش موضعی اعضا کاهش مییابد. این اصل دلیل اهمیت form-finding و shape optimization در طراحی gridshell است. پژوهشهای هندسه gridshell نشان میدهند جهت شبکه و نحوه گسستهسازی سطح میتواند هم بر رفتار سازهای و هم بر امکان استفاده از پانلهای تخت در پوشش اثر بگذارد.
چرا یک شبکه تخت با یک gridshell منحنی یکسان نیست؟
اگر یک شبکه تکلایه کاملاً تخت باشد و تمام گرههای آن مفصلی فرض شوند، صرف وجود شبکه فضایی الزاماً سختی خارج از صفحه کافی ایجاد نمیکند. در این حالت باید سختی خمشی اعضا، اتصال صلب، مهاربندی یا سیستم کمکی دیگری وجود داشته باشد. در مقابل، یک gridshell منحنی میتواند از هندسه سهبعدی خود برای انتقال بار استفاده کند. بنابراین «تکلایه بودن» بهتنهایی یک سیستم باربر تعریف نمیکند؛ تکلایه + هندسه + توپولوژی شبکه + نوع اتصال سیستم واقعی را تشکیل میدهد.

پایداری، کمانش و حساسیت به نقص هندسی
در gridshell تکلایه، پایداری اغلب یکی از کنترلکنندهترین موضوعات طراحی است. یک تغییر مختصر در شکل اولیه، نشست تکیهگاه، خطای مونتاژ یا کاهش سختی گره میتواند مسیر نیرو و ظرفیت کمانش را تغییر دهد. به همین دلیل تحلیل صرفاً خطی برای بسیاری از این سازهها تصویر کاملی از رفتار نهایی ارائه نمیدهد و بررسی geometric nonlinearity و imperfection در تحلیل سازه اهمیت زیادی دارد. تحقیقات تجربی و عددی روی single-layer reticulated shells نیز پایداری را بهعنوان مسئله اصلی این سیستم مطرح میکنند.
اثر سختی اتصال بر ظرفیت سازه
اتصال در مدل محاسباتی نباید صرفاً بر اساس راحتی تحلیل «کاملاً مفصلی» یا «کاملاً صلب» فرض شود. اتصال واقعی معمولاً دارای منحنی Moment–Rotation است و ممکن است در محدوده semi-rigid قرار گیرد. پژوهشهای جدید روی گرههای مونتاژی تکلایه نشان دادهاند که تغییرشکل سوراخ پیچ، صفحه اتصال و اجزای گره میتواند سختی دورانی قابل اندازهگیری ایجاد کند؛ در نتیجه رفتار گره باید با آزمایش، مدل موضعی اجزای محدود یا مدل تحلیلی معتبر تعیین شود.
انواع سیستمها و شبکههای سازه فضاکار تکلایه
طبقهبندی Single-Layer Structures بهتر است در دو سطح انجام شود: فرم کلی پوسته و توپولوژی شبکه. برای مثال یک گنبد کروی میتواند با شبکه Kiewitt یا Schwedler ساخته شود، در حالی که یک free-form gridshell ممکن است از شبکه مثلثی یا quadrilateral استفاده کند.
گنبدهای مشبک تکلایه
Single-Layer Lattice Dome از شناختهشدهترین فرمهاست. سطح کروی، بیضوی یا فرم بهینهشده به شبکهای از اعضای فولادی تبدیل میشود. حلقه پیرامونی معمولاً نقش مهمی در کنترل رانش و انتقال نیرو به تکیهگاه دارد. آرایشهای Kiewitt، Schwedler، Lamella و geodesic نمونههایی از توپولوژیهای متداول در مطالعات سازههای گنبدی هستند؛ Kiewitt نیز در پژوهشهای سازهای بهعنوان یکی از آرایشهای شاخص lattice shell بررسی شده است.
پوستههای استوانهای و Barrel Gridshell
در سقفهای کشیده مانند سالنها و مسیرهای سرپوشیده، شبکه میتواند روی یک سطح استوانهای یا نزدیک به استوانه قرار گیرد. در این سیستم، سختی در جهت قوس و جهت طولی یکسان نیست و نحوه مهاربندی انتهاها و لبههای طولی اهمیت زیادی دارد. مطالعات لرزهای Single-Layer Cylindrical Lattice Shell نیز نشان میدهند که رفتار این گروه باید بهعنوان یک سیستم سهبعدی پوستهای بررسی شود و نمیتوان آن را با یک مجموعه قاب دوبعدی مستقل جایگزین کرد.
Free-Form Steel Gridshell
در معماری آزادفرم، هندسه الزاماً کروی یا استوانهای نیست. سطح ابتدا بر اساس الزامات معماری و سازهای تولید و سپس discretize میشود. اینجا شبکهبندی به مسئلهای مشترک میان معماری، تحلیل سازه، تولید و پوشش تبدیل میشود. اگر پوشش شیشهای باشد، planarization پانلها ممکن است یکی از قیود اصلی شکل باشد؛ در مقابل ETFE یا membrane آزادی هندسی بیشتری ایجاد میکنند.
مقایسه توپولوژیهای اصلی شبکه تکلایه
| محدودیت مهم | مزیت اصلی | رفتار عمومی | مشخصه هندسی | نوع شبکه |
| تعداد اعضا و گره زیاد | پایداری هندسی مناسب | سختی درونصفحهای بالا | سلول مثلثی | Triangular Grid |
| عمدتاً مناسب فرمهای گنبدی | مسیرهای منظم نیرو | مناسب برای dome | تقسیم شعاعی و حلقوی گنبد | Kiewitt |
| جزئیات گره متراکم | سازگاری مناسب با تقارن | رفتار منظم گنبدی | نصفالنهاری + حلقه + قطری | Schwedler |
| نیاز به کنترل سختی گره | بیان معماری قوی | انتقال بار قطری | شبکه لوزی یا مورب | Lamella / Diagrid |
| بدون stiffening ممکن است نرم باشد | مناسب پانلهای چهارضلعی | وابسته به سختی اتصال | چهارضلعی | Quadrilateral Grid |
| هندسه اتصالات متنوع | یکنواختی نسبی اعضا | توزیع مناسب شبکه روی سطح | مسیرهای نزدیک به ژئودزیک | Geodesic |
| fabrication پیچیدهتر | انعطاف هندسی بالا | سازگار با فرم آزاد | مثلثبندی نامنظم | Free-Form Triangulated |
انتخاب شبکه نباید صرفاً از روی ظاهر انجام شود. یک quadrilateral grid ممکن است برای سقف شیشهای از نظر معماری جذاب باشد ولی برای تأمین stiffness نیازمند اتصال خمشی قویتر شود؛ در حالی که triangulation میتواند بخشی از پایداری هندسی را مستقیماً از توپولوژی شبکه تأمین کند.
انواع استراکچر فلزی در سازههای تکلایه
انتخاب مقطع عضو در Single-Layer Gridshell فقط تابع مقاومت محوری نیست. عضو ممکن است ت
Circular Hollow Section یا CHS در بسیاری از gridshellها گزینه طبیعی محسوب میشود، زیرا نسبت به محورهای مختلف رفتار هندسی متقارنی دارد و برای اعضایی که در زوایای متعدد به یک گره میرسند مناسب است. سطح خارجی تمیز آن نیز برای سازههای نمایان مطلوب است. چالش اصلی CHS، طراحی گره است؛ اتصال مستقیم چند لوله در یک نقطه میتواند هندسه جوش و کنترل کیفیت دشواری ایجاد کند.
Circular Hollow Section یا CHS در بسیاری از gridshellها گزینه طبیعی محسوب میشود، زیرا نسبت به محورهای مختلف رفتار هندسی متقارنی دارد و برای اعضایی که در زوایای متعدد به یک گره میرسند مناسب است. سطح خارجی تمیز آن نیز برای سازههای نمایان مطلوب است. چالش اصلی CHS، طراحی گره است؛ اتصال مستقیم چند لوله در یک نقطه میتواند هندسه جوش و کنترل کیفیت دشواری ایجاد کند.
مقاطع SHS و RHS
مقاطع مربع و مستطیل برای شبکههایی که نیازمند سطح تخت جهت اتصال پروفیل پوشش یا ورقهای گره هستند مزیت دارند. جهتگیری مقطع باید با خمش غالب هماهنگ باشد و تغییر زاویه اعضا در free-form gridshell میتواند موجب ایجاد rotation متغیر مقطع در طول شبکه شود.
مقاطع Box، I و اعضای ساختهشده از ورق
در پروژههایی با گرههای خاص، شبکه چهارضلعی یا پوشش شیشهای، ممکن است از box section یا تیرهای ساختهشده از ورق استفاده شود. مزیت این سیستمها امکان طراحی مستقیمتر اتصال خمشی است؛ در مقابل وزن، جوشکاری و جزئیات fabrication افزایش پیدا میکند.
مقاطع مناسب برای gridshell فولادی
در سازههای Single-Layer Grid Shell گره فقط محل اتصال چند عضو نیست، بلکه یکی از عناصر تعیینکننده در رفتار سازه، هندسه سطح، دقت ساخت و امکان اجرای فرمهای آزاد است. با تغییر انحنای سطح، زاویه ورود اعضا به گره نیز تغییر میکند؛ بنابراین یک گره باید علاوه بر انتقال نیروی محوری و در موارد لازم لنگر خمشی، قابلیت تطبیق با زاویه افقی، زاویه قائم و پیچش اعضا را داشته باشد. در طبقهبندی ارائهشده در سند Novum، گرههای تکلایه در دو گروه عمده Splice Plate Nodes و End Face Nodes قرار میگیرند و هر گروه شامل چند آرایش اتصال با قابلیتهای هندسی و سازهای متفاوت است.
ngle-Layer Grid Shell گره فقط محل اتصال چند عضو نیست، بلکه یکی از عناصر تعیینکننده در رفتار سازه، هندسه سطح، دقت ساخت و امکان اجرای فرمهای آزاد است. با تغییر انحنای سطح، زاویه ورود اعضا به گره نیز تغییر میکند؛ بنابراین یک گره باید علاوه بر انتقال نیروی محوری و در موارد لازم لنگر خمشی، قابلیت تطبیق با زاویه افقی، زاویه قائم و پیچش اعضا را داشته باشد. در طبقهبندی ارائهشده در سند Novum، گرههای تکلایه در دو گروه عمده Splice Plate Nodes و End Face Nodes قرار میگیرند و هر گروه شامل چند آرایش اتصال با قابلیتهای هندسی و سازهای متفاوت است.
گرههای Splice Plate در سازه تکلایه
در Splice Plate Nodes انتقال نیرو میان اعضا و گره از طریق صفحات اتصال انجام میشود. این خانواده شامل Cross Plate، Cross Chord Plate، Star Lug، Disc Plate و Cylinder Lug است. تفاوت اصلی این گرهها در میزان آزادی آنها برای پذیرش تغییرات زاویهای اعضا و همچنین توانایی انتقال نیروهای محوری و خمشی است. برخی از این اتصالات برای شبکههای هندسی بهینهشده با رفتار عمدتاً محوری مناسباند، در حالی که انواع انعطافپذیرتر میتوانند در Freeform Grid Shellهایی با تغییرات زیاد هندسی به کار روند.

Cross Plate Node – CP
Cross Plate Node یا CP یکی از سادهترین گرههای صفحهای معرفیشده برای Grid Shell تکلایه است. این گره قابلیت مناسبی برای تغییر زاویه افقی و قائم اعضا دارد، اما توانایی آن در پذیرش Twist یا پیچش هندسی محدود است. در سند Novum، این اتصال بیشتر برای Grid Shellهای بهینهشدهای پیشنهاد شده است که رفتار اعضای آنها عمدتاً محوری است و نیاز محدودی به انتقال خمش در گره وجود دارد. بنابراین CP برای شبکههای منظمتر و فرمهایی که جهت اعضا نسبت به سطح تغییر پیچشی زیادی ندارد مناسبتر است.

Cross Chord Plate Node – CCP
در Cross Chord Plate Node یا CCP آرایش صفحات و اعضا به گونهای توسعه یافته که ظرفیت انتقال نیروی محوری و خمش نسبت به Cross Plate معمولی افزایش پیدا کند. این گره قابلیت مناسبی در پذیرش تغییر زاویه قائم دارد، اما طبق طبقهبندی سند، برای سازههایی مناسبتر است که Twist اعضا محدود یا تقریباً صفر باشد. به همین دلیل CCP میتواند در Grid Shellهایی با سطح آزاد ولی شبکه
Star Lug Node یا SL دارای صفحات یا بازوهایی با آرایش شعاعی است و از نظر قابلیت تطبیق هندسی یکی از انعطافپذیرترین Splice Plate Nodes محسوب میشود. طبق ارزیابی فایل، این گره قابلیت بالایی برای پذیرش تغییرات زاویه افقی، قائم و Twist دارد و همچنین میتواند نیروی محوری و خمش را بهخوبی منتقل کند. به همین دلیل برای Grid Shellهای Freeform با هندسه پیچیده مناسب است. با این حال، افزایش تعداد اجزا، تنوع زاویهها و پیچیدگی ساخت باعث میشود این سیستم نسبت به گرههای سادهتر هزینه ساخت بالاتری داشته باشد.
erif;">Star Lug Node یا SL دارای صفحات یا بازوهایی با آرایش شعاعی است و از نظر قابلیت تطبیق هندسی یکی از انعطافپذیرترین Splice Plate Nodes محسوب میشود. طبق ارزیابی فایل، این گره قابلیت بالایی برای پذیرش تغییرات زاویه افقی، قائم و Twist دارد و همچنین میتواند نیروی محوری و خمش را بهخوبی منتقل کند. به همین دلیل برای Grid Shellهای Freeform با هندسه پیچیده مناسب است. با این حال، افزایش تعداد اجزا، تنوع زاویهها و پیچیدگی ساخت باعث میشود این سیستم نسبت به گرههای سادهتر هزینه ساخت بالاتری داشته باشد.

Disc Plate Node – DP
در Disc Plate Node یا DP یک یا چند صفحه دایرهای در مرکز گره قرار میگیرند و اعضا در پیرامون آن متصل میشوند. هندسه دایرهای گره امکان توزیع اعضا در جهات مختلف را فراهم میکند و نسبت به Cross Plate آزادی بیشتری در آرایش شبکه ایجاد میشود. این گره طبق سند برای Grid Shellهای بهینهشده با نیروهای عمدتاً محوری مناسب است، ولی در عین حال ظرفیت خمشی قابل توجهی نیز میتواند ایجاد کند. قابلیت تطبیق آن با زاویه افقی مناسب است و برای فرمهایی با تغییرات متوسط زاویه قائم و پیچش قابل استفاده است.

Cylinder Lug Node – CL
Cylinder Lug Node یا CL از یک هسته استوانهای مرکزی و اتصالهای پیرامونی برای اعضا تشکیل میشود. این هندسه امکان قرارگیری اعضا با جهتهای متنوع در اطراف گره را فراهم کرده و قابلیت بالایی برای پذیرش تغییر زاویه افقی، قائم و پیچش ایجاد میکند. در طبقهبندی ارائهشده، CL برای Grid Shellهای مختلف روی سطوح Freeform مناسب معرفی شده و هم در انتقال نیروی محوری و هم در انتقال خمش عملکرد مناسبی دارد. این ویژگی آن را برای شبکههای پیچیدهای که جهت اعضا در نقاط مختلف سطح تغییر میکند، کاربردی میسازد.

گرههای End Face در سازه تکلایه
در End Face Nodes اتصال از طریق سطح انتهایی عضو به هسته مرکزی گره صورت میگیرد. برخلاف برخی Splice Plate Nodes که صفحه اتصال در امتداد عضو قرار دارد، در این گروه بخش انتهایی عضو مستقیماً با یک Block، Disc یا Chord مرکزی درگیر میشود. این روش امکان کنترل دقیقتر هندسه گره و انتقال همزمان نیروی محوری و خمش را فراهم میکند و به همین دلیل بسیاری از End Face Nodes برای Grid Shellهای Freeform با تغییرات زیاد زاویهای مناسب هستند. سند Novum هشت نمونه اصلی از این خانواده را معرفی میکند.

Block Node – B
Block Node یا B از یک بلوک مرکزی ماشینکاریشده تشکیل میشود که سطوح اتصال اعضا بر اساس جهت واقعی هر عضو شکل داده میشوند. مزیت اصلی این گره، قابلیت بسیار بالا در تطبیق با زاویه افقی، قائم و Twist اعضا است. در سند Novum این سیستم برای انواع Grid Shellهای Freeform بسیار مناسب معرفی شده است. Block Node میتواند نیروی محوری و خمش را نیز منتقل کند و به همین دلیل برای سازههایی که رفتار آنها در نقاط مختلف از حالت محوری تا خمشی تغییر میکند، گزینه قابل توجهی است.

Double Block Node – DB
Double Block Node یا DB توسعهیافته Block Node است و با استفاده از دو بخش بلوکی امکان ایجاد هندسه پیچیدهتر در محل گره فراهم میشود. براساس ارزیابی PDF، این اتصال در هر سه پارامتر هندسی Horizontal، Vertical و Twist قابلیت تطبیق بسیار بالایی دارد و برای Grid Shellهای آزادفرم مناسب است. همچنین ظرفیت مناسبی در برابر نیروی محوری و خمش دارد. نمونه شاخص نشاندادهشده در فایل، Grid Shell شیشهای موزه سالوادور دالی است که پیچیدگی سطح، نیاز به گرههایی با آزادی هندسی بالا را بهخوبی نشان میدهد.

Dish Node – D
Dish Node یا D دارای هستهای دیسکی یا کاسهایشکل است که اعضا به پیرامون آن متصل میشوند. این گره از نظر تغییر زاویه افقی، قائم و Twist انعطاف مناسبی دارد، اما در طبقهبندی Novum بیشتر برای Grid Shellهای بهینهشده با غلبه نیروهای محوری پیشنهاد شده است. ظرفیت انتقال نیروی محوری آن مناسب است، در حالی که قابلیت خمشی آن نسبت به Block Node یا Star Block محدودتر ارزیابی ش
Double Dish Node یا DD با استفاده از دو بخش دیسکی یا کاسهای امکان پذیرش تغییرات بیشتر زاویه قائم و همچنین انتقال بهتر نیروها را فراهم میکند. طبق PDF، این گره قابلیت بالایی در برابر تغییر Vertical Angle داشته و در انتقال نیروی محوری و خمش نیز عملکرد مناسبی دارد. در مقایسه با Dish Node ساده، DD برای سطوح Freeform پیچیدهتر مناسبتر است. نمونهای که در فایل نمایش داده شده، شبکه آزادفرم پروژه Nuovo Fiera Milano است که تغییرات قابل توجه انحنای سطح را نشان میدهد.
در Star Block Node یا SB هسته گره به صورت یک بلوک چندشاخهای طراحی میشود و اعضا مستقیماً به وجوه مختلف آن متصل میشوند. این سیستم قابلیت بسیار بالایی در پذیرش زاویه افقی و قائم دارد و ظرفیت آن در برابر نیروی محوری و خمش نیز در سند بسیار بالا ارزیابی شده است. محدودیت نسبی آن در مقایسه با برخی گرههای Freeform، آزادی کمتر در Twist است. نمونه برجسته این سیستم در فایل، سقف مشبک شیشهای حیاط موزه بریتانیا است که در آن هندسه شبکه و اتصال گرهها بهصورت یکپارچه طراحی شدهاند.
در Star Block Node یا SB هسته گره به صورت یک بلوک چندشاخهای طراحی میشود و اعضا مستقیماً به وجوه مختلف آن متصل میشوند. این سیستم قابلیت بسیار بالایی در پذیرش زاویه افقی و قائم دارد و ظرفیت آن در برابر نیروی محوری و خمش نیز در سند بسیار بالا ارزیابی شده است. محدودیت نسبی آن در مقایسه با برخی گرههای Freeform، آزادی کمتر در Twist است. نمونه برجسته این سیستم در فایل، سقف مشبک شیشهای حیاط موزه بریتانیا است که در آن هندسه شبکه و اتصال گرهها بهصورت یکپارچه طراحی شدهاند.

Star Block Pole Node – SP
Star Block Pole Node یا SP گونهای توسعهیافته از Star Block است که علاوه بر اعضای شبکه، امکان اتصال یک عضو یا تکیهگاه قائم را نیز فراهم میکند. در سند Novum این گره از نظر تطبیق با زاویههای افقی و قائم بسیار توانمند معرفی شده و قابلیت مناسبی در پذیرش Twist دارد. همچنین ظرفیت بالایی در برابر نیروی محوری و خمش دارد. این نوع گره بهویژه در بخشهایی از Grid Shell مناسب است که شبکه باید به ستون، پایه یا عضو اصلی دیگری متصل شود و همزمان پیوستگی هندسی سطح حفظ گردد.

Cross Chord Node – CC
Cross Chord Node یا CC برای Grid Shellهایی طراحی شده است که مسیر اعضا نسبتاً منظم بوده و Twist در محل گره محدود باشد. طبق جدول ارزیابی PDF، این گره در برابر نیروهای محوری و خمش ظرفیت بالایی دارد، اما قابلیت آن برای پذیرش Twist پایین است. بنابراین استفاده از CC بیشتر در شبکههای Freeform کنترلشده یا سازههایی مناسب است که جهت اعضا هنگام تولید هندسه با جهتهای اصلی سطح هماهنگ شده باشد. سقف شیشهای Deutsches Historisches Museum یکی از نمونههای نشاندادهشده برای این نوع اتصال است.

Star Chord Node – SC
Star Chord Node یا SC یک گره چندشاخه است که برای اتصال اعضا در جهتهای مختلف طراحی میشود و نسبت به Cross Chord آزادی هندسی بیشتری دارد. در فایل، این سیستم برای انواع Grid Shellهای Freeform مناسب ارزیابی شده و قابلیت مطلوبی در پذیرش تغییرات افقی، قائم و Twist دارد. ظرفیت انتقال نیروی محوری و خمش نیز مناسب است. با این حال، به دلیل پیچیدگی هندسه، تعدد قطعات و جزئیات ساخت، سند آن را در گروه اتصالات نسبتاً پرهزینه قرار میدهد؛ بنابراین استفاده از آن معمولاً زمانی توجیهپذیر است که هندسه شبکه نیازمند آزادی قابل توجه در محل گره باشد.

پوشش مناسب برای سازه فضاکار تکلایه
انتخاب پوشش در gridshell یک تصمیم جدا از طراحی سازه نیست. وزن پوشش، ابعاد پانل، نحوه انتقال باد، تغییرشکل مجاز شبکه، تلرانس نصب، حرکت حرارتی، drainage و حتی توپولوژی شبکه ممکن است تحت تأثیر پوشش قرار گیرد. شیشه، ETFE، پلیکربنات و غشای پارچهای چهار خانواده اصلی قابل بررسی هستند.
برای gridshellهای double-curved، استفاده از پانل شیشهای تخت معمولاً موجب تمایل به شبکه مثلثی یا planar quadrilateral میشود. استفاده از شیشه heat-strengthened، toughened، laminated یا IGU تصمیمی پروژهای است و نباید یک آرایش واحد را برای همه سقفها تجویز کرد. برای roof glazing، ایمنی شکست و باقیماندن قطعات پس از شکست نیز از معیارهای مهم انتخاب سیستم است.
برای gridshellهای double-curved، استفاده از پانل شیشهای تخت معمولاً موجب تمایل به شبکه مثلثی یا planar quadrilateral میشود. استفاده از شیشه heat-strengthened، toughened، laminated یا IGU تصمیمی پروژهای است و نباید یک آرایش واحد را برای همه سقفها تجویز کرد. برای roof glazing، ایمنی شکست و باقیماندن قطعات پس از شکست نیز از معیارهای مهم انتخاب سیستم است.

پوشش ETFE
ETFE بهصورت single foil یا cushion چندلایه در معماری استفاده میشود. در سیستم cushion، لایههای ETFE در پیرامون داخل پروفیلهای معمولاً آلومینیومی مهار شده و با هوای کمفشار فرم میگیرند. اسناد فنی سیستمهای ETFE نیز اتصال cushion به substructure توسط frame آلومینیومی را نشان میدهند.
مزیت اساسی ETFE برای gridshell، جرم کم و آزادی هندسی بالاتر نسبت به glazing صلب است. در مقابل طراحی cushion، air-supply system، جزئیات لبه، آببندی و رفتار تحت wind/snow باید بهعنوان بخشی از سیستم envelope انجام شود. ETFE film نیز یک fluoropolymer تخصصی با ضخامتها و مشخصات محصولی مختلف است و خواص نهایی باید از data sheet محصول واقعی استخراج شود، نه از یک عدد عمومی.

پلیکربنات
پلیکربنات میتواند solid، corrugated یا multiwall باشد. برای gridshellهایی که شفافیت کامل شیشه ضروری نیست ولی وزن پایین، مقاومت ضربه و نصب panelized اهمیت دارد، گزینه قابل بررسی است. صفحات multiwall به دلیل ساختار داخلی خود میتوانند عملکرد حرارتی متفاوتی نسبت به ورق solid ارائه کنند.
موضوع بسیار مهم در اتصال polycarbonate، thermal movement است. سازندههای تخصصی این محصولات صراحتاً بر لزوم فضای حرکت، سوراخهای بزرگتر از پیچ در سیستمهای مستقیم، عدم over-tightening و استفاده از gasket مناسب تأکید میکنند. بنابراین بستن صلب ورق پلیکربنات به node فولادی gridshell بدون امکان حرکت حرارتی میتواند موجب distortion، cracking یا نشتی شود.
پوششهای پارچهای و Membrane
پوشش پارچهای را نباید مشابه ورق یا شیشه روی شبکه «قرار داد». membrane یک سیستم سازهای کششی است و فرم آن با prestress، curvature، edge restraint و patterning مرتبط است. خانوادههای متداول معماری شامل PVC-coated polyester و PTFE-coated glass fabric هستند؛ ETFE foil نیز در خانواده lightweight membrane envelopes قرار میگیرد. اسناد TensiNet و مطالعات اروپایی این گروههای مصالح را بهعنوان مواد اصلی سازههای غشایی معرفی میکنند.
اگر membrane روی یک gridshell فولادی استفاده شود، نقاط اتصال غشا به شبکه، خطوط لبه، cableها و clampها باید همزمان با فرم غشا طراحی شوند. بار باد میتواند مکش و فشار متناوب ایجاد کند و تجمع آب یا ponding باید از طریق هندسه و prestress کنترل شود. برای طراحی سازههای غشایی در اروپا، CEN/TS 19102:2023 نیز بهعنوان سند تخصصی طراحی tensioned membrane structures منتشر شده است.
جدول 4 — مقایسه پوششها برای Single-Layer Gridshell
| کاربرد محتمل | چالش اتصال | مزیت | مقطع |
| گنبد، شبکه مثلثی، free-form | جوش و اتصال چندجهته پیچیده | رفتار متقارن و ظاهر سبک | CHS |
| شبکه منظم | جهتداری مقطع | سطح تخت برای اتصال | SHS |
| barrel و شبکههای جهتدار | نیاز به کنترل orientation | سختی خمشی جهتدار | RHS |
| گرههای صلب و پروژه خاص | fabrication سنگینتر | آزادی زیاد در طراحی | Box Fabricated |
| شبکههای بزرگ با خطوط اصلی | ظاهر حجیم و پیچش | اتصال خمشی شناختهشده | I/H Section |
| سازههای سفارشی و parametric | نیاز به تحلیل موضعی | فرمپذیری بالا | Plate/Rib |
| غشای پارچهای | پلیکربنات | ETFE | شیشه | معیار |
| عمدتاً نیمهشفاف | شفاف تا نیمهشفاف | بالا | بسیار بالا | شفافیت بصری |
| بسیار کمتر | کمتر | بسیار کمتر | مبنا | جرم نسبت به شیشه |
| بسیار کم | متوسط/کم | بسیار کم | زیاد | سختی خود پوشش |
| بسیار مناسب با form-finding | مناسب برای برخی انحناها | بسیار مناسب | محدودتر با پانل تخت | فرم آزاد |
| clamp/cable/edge | معمولاً بله | frame پیرامونی | زیاد | نیاز به subframe |
| جزئی از طراحی membrane | نیازمند expansion detail | قابل تطبیق | بالا | حساسیت به حرکت سازه |
| خیر | خیر | single foil/certain systems | خیر | نیاز به prestress |
| خیر | خیر | برای cushion بله | خیر | نیاز به سیستم هوای دائم |
| وابسته به form-finding | بسیار مهم | بسیار مهم | بسیار مهم | هماهنگی با planar grid |
این جدول یک ranking مطلق نیست. بهعنوان نمونه، شیشه از نظر transparency و دوام سطح میتواند مزیت مهمی داشته باشد، اما ممکن است وزن و محدودیت planarization شبکه را افزایش دهد. ETFE و membrane هندسه آزادتر ایجاد میکنند ولی سیستم envelope متفاوتی لازم دارند. پلیکربنات نیز در صورت طراحی درست حرکت حرارتی میتواند بین پوشش rigid و lightweight قرار گیرد.
طراحی، تحلیل و اجرای سازه فضاکار تکلایه
فرایند طراحی gridshell باید از ابتدا میان معماری، سازه و پوشش هماهنگ باشد. تغییر mesh در اواخر طراحی ممکن است هم ابعاد پانل پوشش و هم طول اعضا و زاویه گرهها را تغییر دهد. بنابراین workflow مناسب معمولاً از geometry و form-finding آغاز، سپس با structural optimization، panelization، connection design و constructability ادامه پیدا میکند.
بارگذاری و تحلیل سازه
برای پروژههای ایران، بار مرده، برف، باد و سایر بارهای مربوط باید بر اساس مقررات و شرایط پروژه تعیین شوند. سایت رسمی دفتر مقررات ملی، ویرایش چهارم سال 1398 مبحث ششم «بارهای وارد بر ساختمان» را منتشر کرده و مبحث دهم نیز ضوابط عمومی سازههای فولادی، ساخت، نصب و کنترل کیفیت را پوشش میدهد.
برای gridshell تکلایه، علاوه بر load combinations معمول، بررسی geometric nonlinear analysis، eigenvalue buckling بهعنوان مطالعه اولیه، nonlinear buckling با imperfection، member buckling، support stiffness و joint stiffness اهمیت ویژه دارد. Eurocode 3 نیز میان general steel design، shell stability و joint design بخشهای جداگانه دارد، هرچند یک latticed shell را نباید بدون بررسی دامنه استاندارد دقیقاً معادل shell پیوسته فرض کرد.
fabrication و کنترل هندسه
در سازه free-form ممکن است تقریباً هر node زاویه متفاوتی داشته باشد. کوچکترین خطای orientation یک node میتواند در ادامه شبکه accumulate شود. استفاده از مدل parametric، shop drawing سهبعدی، numbering، jig fabrication و dimensional control در چنین سازهای اهمیت بیشتری نسبت به شبکههای تکراری دارد.
نصب و Erection Sequence
سازه تکلایه ممکن است در حین اجرا رفتاری بسیار متفاوت از حالت کاملشده داشته باشد. بخشی که هنوز حلقه مرزی یا اعضای مجاور آن تکمیل نشده است ممکن است سختی بسیار کمتری داشته باشد. بنابراین temporary support، sequence مونتاژ، lifting points و زمان آزادکردن شمعها باید در تحلیل erection بررسی شود و نباید فقط از مدل نهایی سازه استنتاج شود.
کنترل شکل پس از نصب
پس از assembly، مختصات nodeها باید با geometry design مقایسه شود. این موضوع برای پوشش شیشهای اهمیت مضاعف دارد، زیرا تغییرشکل یا tolerance بزرگ میتواند موجب عدم انطباق پانلهای از قبل ساختهشده با frame شود. در ETFE و membrane آزادی بیشتری وجود دارد، ولی اشتباه هندسی همچنان میتواند بر prestress، drainage یا چینخوردگی اثر بگذارد.
%20_%20%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%20and%205%20more%20pages%20-%20Profile%201%20-%20Microsoft%E2%80%8B%20Edge%208_10_2026%2012_27_51%20PM.png.png?width=1536&height=1024)
معیار
انتخاب سیستم مناسب
انتخاب سازه تکلایه زمانی منطقی است که کاهش عمق سازه، خوانایی معماری شبکه و هماهنگی آن با یک سطح منحنی ارزش فنی یا معماری واقعی ایجاد کند. اگر هدف صرفاً پوشاندن یک مستطیل صنعتی ساده باشد، ممکن است truss، arch یا double-layer space frame از نظر fabrication و tolerance راهحل سادهتری باشد.
برای تصمیمگیری باید همزمان موارد زیر بررسی شوند: هندسه سطح، نسبت خیز، topology شبکه، stiffness گره، امکان ساخت nodeها، تعداد قطعات منحصربهفرد، نوع پوشش، وزن پوشش، تغییرشکل مجاز، drainage، دسترسی maintenance، خوردگی، fire strategy، sequence نصب و هزینه fabrication.
مهمترین خطای مفهومی آن است که ابتدا یک فرم پیچید
سازه فضاکار تکلایه از یک شبکه پیوسته از اعضا تشکیل میشود و معمولاً برای پوششهایی با فرم منحنی، گنبدی یا آزاد به کار میرود. این نوع سازه وزن و ضخامت کمتری دارد و از نظر معماری ظریفتر و شفافتر دیده میشود؛ اما در برابر تغییرشکل و کمانش حساستر است و طراحی اتصالات و هندسه آن باید با دقت بیشتری انجام شود.
سازه فضاکار دولایه شامل دو شبکه موازی است که بهوسیله اعضای قطری به یکدیگر متصل میشوند. فاصله میان دو لایه، عمق سازهای و سختی بیشتری ایجاد میکند؛ بنابراین این سیستم برای پوشش دهانههای بزرگ، سقف سالنها، نمایشگاهها و پایانهها مناسبتر است و پایداری بیشتری در برابر بارهای ثقلی، باد و زلزله دارد.
در مجموع، سازه تکلایه برای پروژههایی مناسب است که سبکی، ظرافت و فرم معماری اهمیت بیشتری دارد؛ درحالیکه سازه دولایه برای دهانههای بزرگتر و شرایطی که سختی، پایداری و کنترل تغییرشکل اولویت دارد، انتخاب مطمئنتری محسوب میشود. بااینحال، سازه دولایه معمولاً مصالح، ارتفاع سازهای و هزینه اجرای بیشتری نیاز دارد.
شبکه دو لایه، عمق سازهای و سختی بیشتری ایجاد میکند؛ بنابراین این سیستم برای پوشش دهانههای بزرگ، سقف سالنها، نمایشگاهها و پایانهها مناسبتر است و پایداری بیشتری در برابر بارهای ثقلی، باد و زلزله دارد.
در مجموع، سازه تکلایه برای پروژههایی مناسب است که سبکی، ظرافت و فرم معماری اهمیت بیشتری دارد؛ درحالیکه سازه دولایه برای دهانههای بزرگتر و شرایطی که سختی، پایداری و کنترل تغییرشکل اولویت دارد، انتخاب مطمئنتری محسوب میشود. بااینحال، سازه دولایه معمولاً مصالح، ارتفاع سازهای و هزینه اجرای بیشتری نیاز دارد.
برای آشنایی بیشتر با قیمت سازه فضاکار و سازه فضایی و عوامل موثر بر آن مقاله قیمت سقف سازه فضاکار (سازه فضایی) ، عوامل مؤثر، نحوه استعلام و برآورد هزینه اجرای پروژه را ملاحظه فرمایید.
برای آشنایی بیشتر با مقاسه دقیق بین سازه فضاکار (سازه فضایی) با سولههای سنتی مقاله مقایسه سازه های فضاکار با سولههای سنتی متداول را ملاحظه فرمایید.
مفهوم پایه: «طراحی مفهومی» از طریق لینک: طراحی مفهومی و اهمیت کنترل،مشاوره و کنترل در سازه فضاکار
شرایط برتری سازه فضاکار تکلایه نسبت به دولایه
در برخی شرایط، سازه فضاکار تکلایه نسبت به نوع دولایه اولویت دارد؛ بهویژه زمانی که دهانه سازه متوسط است و کاهش وزن، ضخامت سقف و مصرف مصالح اهمیت دارد. این سیستم به دلیل داشتن تنها یک شبکه سازهای، ظاهر ظریفتر و سبکتری ایجاد میکند و برای پروژههایی با فرمهای منحنی، گنبدی یا آزاد که سازه باید بخشی از بیان معماری باشد، گزینه مناسبتری است.
همچنین در فضاهایی که محدودیت ارتفاع وجود دارد، سازه تکلایه به دلیل عمق سازهای کمتر میتواند سطح مفید بیشتری فراهم کند. کاهش تعداد اعضا و اتصالات نیز ممکن است هزینه ساخت، حملونقل و زمان نصب را کاهش دهد؛ البته به شرط آنکه فرم هندسی مناسب باشد و پایداری، کمانش و تغییرشکل سازه با طراحی دقیق کنترل شود.
نقاط قوت شرکت رزان در پروژههای تک لایه
رزان در جایگاه مشاور و پیمانکار، تمرکز خود را بر طراحی، ساخت و اجرای سازههای فضاکار، پوشش سقف، نما و سیستمهای مرتبط با پروژههای صنعتی، تجاری، ورزشی و معماری قرار داده است. نقطه قوت اصلی رزان، نگاه یکپارچه به پروژه است: سازه بهصورت جدا از پوشش، نما، زیرسازی، نصب و مدیریت پروژه دیده نمیشود. این رویکرد در پروژههای دهانهبلند اهمیت زیادی دارد، زیرا بسیاری از هزینههای پنهان از شکاف بین طراحی، ساخت و اجرا ایجاد میشوند.
- تجربه پروژههای متنوع: از سالنهای نمایشگاهی، ورزشی و گنبد، اسکایلایت، ایستگاه و نورگیرهای پروژههای ساختمانی.
- رویکرد طراحی تا اجرا: هماهنگی بین مدل تحلیلی، شاپدراوینگ، ساخت، نصب و پوشش.
- تسلط بر جزئیات پوشش و نما: سازه فضاکار تک لایه و دو لایه در بسیاری از پروژهها با پوشش شیشه، پلیکربنات، ETFE، ساندویچ پانل و کلزیپ و یا پوششهای خاص همراه است.
- مدیریت ریسک اجرایی: توجه به روش نصب، توالی مونتاژ، کنترل تکیهگاهها، جرثقیل، HSE و تلرانس.
- توان ارائه راهکار اقتصادی: کاهش هزینه فقط با کمکردن وزن انجام نمیشود؛ بهینهسازی مدول، روش نصب، پوشش و برنامه اجرا نیز مؤثر است.
- صلاحیت پیمانکاری: رزان دارای رتبه و گواهینامه صلاحیت پیمانکاری از سازمان برنامه و بودجه است.
برای مشاهده نمونههای مرتبط، پروژههای گنبد تکلایه گلخانه لواسان، گنبدهای آسماننمای شیشهای پالایشگاه گاز بیدبلند، تالار مرکزی فرهنگ و هنر ساری، دانشکده روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی را دنبال نمایید.
نمونهه سازه فضاکار دولایه و تک لایه، اسکایلایت و نورگیر شیشهای را در گنبدهای آسمان نمای شیشه ای (Skylight) پالایشگاه گاز بید بلند خلیج فارس مشاهده فرمایید.
نمونه سازه فضایی ژئودزیک، اسکایلایت و نورگیر شیشهای را در گنبدهای تک لایه گلخانه لواسان مشاهده فرمایید.
جمعبندی
سازه فضاکار تکلایه یک نسخه کمعمقتر از سازه فضاکار دولایه نیست، بلکه خانواده متفاوتی از سیستمهای سازهای است که رفتار آن به پوستههای مشبک نزدیک میشود. حذف عمق خرپایی باعث میشود هندسه سهبعدی، انحنای سطح، topology شبکه و سختی اتصال نقش بسیار بیشتری در پایداری سازه ایفا کنند. به همین دلیل اصطلاح Single-Layer Gridshell یا Single-Layer Latticed Shell در بسیاری از موارد بیان دقیقتری از رفتار این سیستم است.
در بخش اتصالات نیز فرضیات مدل سازه باید با رفتار واقعی node هماهنگ باشد. گره جوشی، end-plate پیچی، flange، machined node، cast node و gusset هرکدام میتوانند سختی متفاوتی ایجاد کنند. برای سازهای که پایداری آن به continuity شبکه وابسته است، تفاوت اتصال rigid و semi-rigid یک جزئیات ثانویه نیست بلکه میتواند پارامتر اصلی طراحی باشد.
از نظر پوشش، شیشه بیشترین شفافیت و صلبیت را دارد ولی به planarization، tolerance و کنترل تغییرشکل حساس است؛ ETFE سبک و مناسب هندسههای پیچیده است اما cushion system و جزئیات مخصوص خود را میطلبد؛ پلیکربنات سبک و panelized است ولی حرکت حرارتی آن باید جدی گرفته شود؛ و غشاهای پارچهای آزادی فرم بسیار زیادی دارند اما خود یک سازه کششی prestressed محسوب میشوند.
بنابراین طراحی موفق سازه فضاکار تکلایه نتیجه تصمیم جداگانه درباره «سازه» و سپس «پوشش» نیست. هندسه، شبکه، مقطع، گره، تحلیل غیرخطی، روش ساخت، sequence اجرا و building envelope باید از مراحل اولیه بهعنوان یک سیستم واحد توسعه داده شوند.
%20_%20%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%20and%205%20more%20pages%20-%20Profile%201%20-%20Microsoft%E2%80%8B%20Edge%208_10_2026%2012_29_56%20PM.png.png?width=1536&height=1024)
سوالات متداول
تفاوت سازه فضاکار تکلایه با سازه فضاکار دولایه چیست؟
در سازه دولایه دو شبکه اصلی با فاصله قائم توسط اعضای جان به یکدیگر متصل میشوند و این عمق سازهای سختی خمشی قابلتوجهی ایجاد میکند. در Single-Layer Gridshell اعضا تقریباً روی یک سطح قرار دارند و سیستم بیشتر به رفتار shell متکی است. در نتیجه انحنای هندسی، boundary condition، joint stiffness و buckling sensitivity در سیستم تکلایه اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
آیا همه اتصالات سازه تکلایه باید کاملاً صلب باشند؟
خیر. نوع اتصال تابع topology و مدل سازه است. برخی gridshellهای triangulated میتوانند با rotational stiffness کمتر نیز عملکرد مناسبی داشته باشند، در حالی که بعضی quadrilateral grids به continuity خمشی بیشتری نیاز دارند. نکته اصلی تطابق سختی واقعی اتصال با فرض مدل است. تحقیقات اخیر نیز تأثیر joint stiffness بر پایداری gridshell تکلایه را نشان دادهاند.
بهترین پوشش برای سازه فضاکار تکلایه چیست؟
یک پاسخ عمومی وجود ندارد. شیشه برای transparency و کیفیت بصری، ETFE برای کاهش وزن و هندسه پیچیده، polycarbonate برای سیستم سبک panelized و membrane برای سطوح کششی آزادفرم مزیتهای متفاوتی دارند. معیار صحیح مقایسه شامل وزن، stiffness، نور، حرارت، drainage، fire requirements، maintenance، tolerance و هماهنگی با mesh است.
آیا میتوان روی gridshell آزادفرم (فری فرم) از شیشه تخت استفاده کرد؟
بله، مشروط به اینکه شبکه یا سطح بهگونهای panelize شود که پانلهای موردنظر planar یا در محدوده قابل ساخت باشند. شبکه مثلثی بهطور طبیعی برای flat triangular glass مناسبتر است، زیرا سه نقطه همیشه یک صفحه تعریف میکنند. در شبکه چهارضلعی، planarization خود به یکی از قیود geometry optimization تبدیل میشود.
آیا ETFE مستقیماً روی لوله فولادی نصب میشود؟
معمولاً ETFE بهعنوان یک system طراحی میشود و perimeter profile یا clamping system بین foil/cushion و substructure قرار میگیرد. Cushionهای ETFE همچنین به سیستم تأمین هوا نیاز دارند. بنابراین دیتیل اتصال ETFE بخشی از building-envelope engineering است و نباید صرفاً یک لایه فیلم روی سازه فولادی در نظر گرفته شود.
مهمترین مسئله محاسباتی سازه تکلایه چیست؟
یکی از مهمترین مسائل، stability است. geometric nonlinearity، initial imperfection، buckling اعضا و کل شبکه، stiffness گره و شرایط تکیهگاهی میتوانند نتایج را بهشدت تحت تأثیر قرار دهند. به همین علت مدل خطی اولیه بهتنهایی برای ارزیابی نهایی بسیاری از Single-Layer Latticed Shellها کافی نیست.
بیشتر بدانیم:
مفاهیم پایه:
سازه:
مفهوم پایه: «اسکای لایت و نورگیر سازه فضاکار» از طریق لینک: اسکای لایت و نورگیر سازه فضاکار
مفهوم پایه: «اسکای لایت و نورگیر سازه فضاکار» از طریق لینک: اسکای لایت
پوشش:
مفهوم پایه: «انواع پوشش سقف سازه فضاکار» از طریق لینک: پوششهای کلزیپ، ساندویچ پانل، شیشه و پلیکربنات در سازه فضاکار
طراحی:
مفهوم پایه: «طراحی مفهومی» از طریق لینک: طراحی مفهومی و اهمیت کنترل،مشاوره و کنترل در سازه فضاکار
نما:
مفهوم پایه: «سازه فضاکار و نماهای شیشه ای» از طریق لینک: انواع نماهای شیشه ای
سوالات متداول:
بیشتر بدانیم: تفاوت اصطلاح سازه فضایی و سازه فضاکار
مقالهها:
برای آشنایی بیشتر با مدیریت پروژه و نقش آن در کاهش هزینه مقاله نقش مدیریت پروژه در کاهش هزینه و ریسک پروژه ها را ملاحظه فرمایید.
برای آشنایی بیشتر با سازههای هلیپد و نکات طراحی آن مقاله طراحی و ساخت هلی پد با سازه فضایی برای فرود بالگرد را ملاحظه فرمایید.
پروژههای رزان:
نمونه سازه فضاکار حیاط مرکزی و پوشانه پارچه ای را در تالار مرکزی فرهنگ و هنر ساری مشاهده فرمایید.
نمونه سالنهای قوسی با دهانههای بسیار بزرگ را در سالن اختلاط مواد کارخانه سیمان سامانغرب مشاهده فرمایید.



